eab3f9a8bb9472ea1069e8af1fa2dcd9_L

نتوانستم کاوه را فدای عملیات کنم!

معلوم بود فکرهایش را کرده است؛ هر بار که نه می‌شنید از در دیگری وارد می‌شد، دیگر عصبانی شده بودم؛ می‌دانستم اگر جدی با اون برخورد نکنم کار خودش را خواهد کرد. با تحکم گفتم: حواست باشد اینجا من فرمانده...