ریا (۱)

78af361ee5d7b649a2f01f7be86a5951_L

امام صادق علیه السلام فرمودند : شخص کار ثوابی انجام می دهد که قصدش خدا نیست و فقط می خواهد مردم او را خوب بدانند و می خواهد خبر انجام آن کار خیر او به گوش مردم برسد . به این ترتیب این شخص در عبادت پروردگار خود مشرک شده است .

تا وقتی که کاری انجام نداده ایم ، هیچ .

وقتی هم که کاری انجام می دهیم که جنبه ی شخصی دارد و دیگران از آن مطلع نمی شوند ، هیچ

همچنین وقتی کاری عادی انجام می دهیم ( مثل رفتن و آمدن و نشستن و …) که عکس العملی در دیگران ایجاد نمی کند باز هم هیچ .

ماجرا از وقتی شروع می شود که دیگران نسبت به رفتار و گفتار ما عکس العمل نشان می دهند و قضاوت می کنند . مثلا مقاله ای می نویسیم ، جلسه ای برگزار می کنیم ، یک جریانی به راه می اندازیم و … عده ای از کار ما تعریف می کنند و عده ای هم بد گویی .

دختران و زنانی که پول ندارند تا بینی خود را عمل کنند ، یک چسب می چسبانند روی بینی خود ، یعنی بعله ! ما هم …  . جوانانی که پول ندارند به اسکی بروند ، باربند نگه داشتن چوب اسکی را روی خودروی خود نصب می کنند ، لباس و تزئینات منزل خود را به تقلید از فلان بازیگر سینما طراحی می کنند . در عرصه ی دین داری هم اموری مانند این که از استادان و علمای خود فراوان یاد کند و اگر عکسی از ایشان دارد قاب کند یا بگوید من چند سال خدمت فلان آیت الله بودم ، چند سال پشت سر حاج آقا فلان نماز خواندم ، این دستمال را خودم به حجرالاسود مالیدم ، موسسه ی خیریه ای که راه انداختیم چنین و چنان برکاتی داشته ، کتابی که نوشتیم چند بار تجدید چاپ شده است و …  .

امام صادق علیه السلام فرمودند : شخص کار ثوابی انجام می دهد که قصدش خدا نیست و فقط می خواهد مردم او را خوب بدانند و می خواهد خبر انجام آن کار خیر او به گوش مردم برسد . به این ترتیب این شخص در عبادت پروردگار خود مشرک شده است . امام علیه السلام ادامه داد : هیچ بنده ای نیست که عمل خیری را پنهانی انجام دهد و روز ها بگذرد مگر اینکه خدا آن عمل خیر را آشکار کند .

نماز های خواب آلود و همراه حواس پرتی در محضر خداوند خیلی زشت است ، اما خداوند به لطف و کرم خود ما را نسبت به آن ها مؤاخذه نمی کند .

بترسیم از نماز های طولانی و با طمانینه یا گریه های در عبادت که نه برای خدا بلکه برای جلب توجه افراد حقیری مثل خودمان انجام داده ایم .

قرآن کریم می فرماید : قطعا خدا این گناه را که برای او همتا گرفته شود نمی بخشد ولی پایین تر از آن را برای هر که بخواهد می بخشد ( نساء ، ۴۸ )

رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز فرمود : بیشترین نگرانی من برای شما شرک کوچکتر است . عرض کردیم : ای رسول خدا ، شرک کوچکتر چیست ؟

فرمود : ریا

در بحث ریا معمولا به این جنبه توجه می شود که شخص ریا کار برای خوشایند و پسند مردم کاری را انجام می دهد . اما چنان که قبلا هم اشاره شد باید توجه داشت که انگیزه ی دیگر ریاکاری ، پرهیز از بدگویی و انتقاد دیگران است . به مثال های زیر توجه کنید :

در جمع دوستان هستیم که کسی می آید برای موضوع خیلی مهمی صدقه جمع می کند . دوستان ما هر کدام ده یا پانزده هزار تومان کمک می کنند . دست ما به جیبمان نمی رود و یا اصلا دلمان نمی خواهد که صدقه ای بدهیم . اما از ترس این که نگویند فلانی خسیس است ، دو هزار تومان کمک می کنیم !

قرار می شود برای یک نذر مهم چند بار ختم قرآن انجام دهیم . دوستان ما هر کدام ، تقبل می کنند که ۵ جزء قرآن بخوانند . این کار را برای خود سنگین می دانیم . برای این که پیش آن ها ضایع نشویم قبول می کنیم یک جزء قرآن هم ما بخوانیم ، اما از سر ناچاری !

به مسجد جمکران می رویم . دوستان مشغول نماز تحیت و نماز امام زمان علیه اسلام و نماز جعفر طیار و … می شوند و ما اصلا حوصله نداریم . ولی برای این که پشت سر ما حرف در نیاورند ، با بی میلی چند رکعت نماز می خوانیم !

این ها و مثل های فراوان دیگر که در زندگی روزمره با آن مواجه هستیم نشان می دهد پرهیز از انتقاد دیگران ، انگیزه ای جدی تر در ریا کاری است که بعضا با این ضرب المثل نادرست هم تایید می شود که : خواهی نشوی رسوا هم رنگ جماعت شو !

کار خالصانه آن است که فقط برای خدا انجام شود ، چه مردم بدانند و چه ندانند ، چه خوششان بیاید و یا بدشان بیاید .

درجه ی اول ریاکاری این است که شخص کاری را با قصد عبادت و برای خدا انجام دهد ولی به صورت ناخود آگاه قدری قصد ریا هم در او وجود دارد .

ایام امتحانات بود و بچه ها شدیدا مشغول درس، وضعیت اتاق خوابگاه به هم ریخته بود . وقتی هم اتاقی ها رفته بودند امتحان ، ظرف ها را شستم و لباس و رخت خواب هایشان را جمع کردم . امتحان مهم و سختی داشتند . گمان می کردم این کار را برای خدا و از سر فدارکاری کرده ام . وقتی بچه ها برگشتند منتظر تشکرشان بودم . اما آنقدر خسته بودند که متوجه تمیزی اتاق نشدند از بی توجهی و تشکر نکردن آن ها ناراحت شدم . از ناراحتی خودم هم متوجه شدم آن کار ها را برای تشکر بچه ها انجام داده بودم نه برای رضای خدا .

بر اساس : کتاب پله پله تا ملاقت خدا