پرخوری (۱)

1263ce3da89f95ed5d885f4edbc12c70_L

پس نباید مفید بودن کم خوری و گرسنگی را به علت تلخی و ناگواری آن بدانیم زیرا خدای نکرده این امکان وجود دارد که فردا منحرف شویم و به سوی دیگر ریاضت های نامشروع و کار های به ظاهر تزکیه کننده که فقط تلخ و ناگوار هستند برویم .

چند جور پرخوری و کم خوری داریم و به عبارت دیگر در زمینه ی خوردن ، چند سطح وجود دارد :

۱- گرسنگی مذموم

۲- گرسنگی ممدوح

۳- کم خوری

۴- پرخوری های مذموم و مذموم تر

در توضیح بند اول باید گفت که گرسنگی مذموم این است که خوراک انسان از لحاظ کمی و کیفی کمتر از نیاز بدن او باشد .

از لحاظ کمی مانند اینکه شخص مثل مرتاض ها بگوید روزی فقط یک بادام می خورم .

یا اینکه غذاهای معمول را آنقدر کم بخورد که ترشح اسید ها موجب زخم معده ی او شود و یا کم خوری موجب ضعف عمومی بدن او شود که نتواند ورزش یا کار یا فعالیت بدنی جدی انجام دهد و نتواند سنگین تر از یک قلم یا یک قاشق را بلند کند .

آیات و روایات و سیره ی معصومین علیهم السلام این کم خوری را نمی پسندد .

در تعالیم اسلامی به خوردن غذاهای خوب تصریح و تاکید شده مثلا پیامبر خدا صلی الله علیه و آله می فرماید : بر شما باد خوردن گوشت چرا هر کس چهل روز خوردن گوشت را واگذارد ، بدخوی می شود .

در دعای بسیار معنوی کمیل عرضه می کنیم که یا رب قو علی خدمتک جوارحی ، خدایا برای خدمت خود بدن مرا نیرومند کن .

از جمله ابعاد اجابت این دعا آن است که به بدن خودمان برسیم و حداقل های نیاز آن را تامین کنیم . پس نمی توانیم با کم خوری و گرسنگی مذموم که برای بدن و نیرو و توان آن مضر است بر خلاف الگوهای دینی خود عمل کنیم .

پرخوری مذموم نیز درجاتی دارد :

۱- کامل و سیر بخوریم

۲- چنان بخوریم که بدن دیگر پذیرش و اشتها نداشته باشد اما نفس از خوردن سیر نشده و به غذا نگاه می کنیم و لذت می بریم .

۳- بیش از آن این است که علاوه بر سیری و عدم اشتها ، به قدری بخوریم که به حد تنفر از غذا برسیم . به عبارت دیگر نه بدن و نه نفس ، تمایل و توانی برای ادامه ی خوردن نداشته باشند .

۴- انسان های نفس پرست و  لذت پرست دست بردار نیستند و در این حد هم متوقف نمی شوند . می گویند کاری کنید که تمام غذای خورده را بالا بیاورید و دوباره بنشینید به خوردن . قرص و شربت هم برای این کار درست می کنند .

مریض می شویم . کسی چیز تلخی می دهد می خوریم و خوب می شویم بعد از مدتی دوباره مریض می شویم شروع می کنیم به خوردن هر چیز تلخ و بد مزه حالمان بدتر می شود .

غافل از اینکه آن چیز تلخ اولیه ، دارو بود و کسی که آن را به ما داد ، پزشک و دارو شناس .

یادمان باشد که ما مسلمانیم نه مرتاض و نه پیرو خیلی مکاتب یا آیین های به ظاهر عرفانی که برای رشد معنوی می گویند به نفس خود سختی بدهید ، هر طور که باشد .

می گویند ازدواج نکنید . بلکه خود را عقیم کنید . غذای بد بخورید ، لباس خوب و عطر استفاده نکنید .

نه خیر الگوی ما امام صادق علیه السلام است که زراره تعریف می کند سر سفره کنار حضرت نشسته بودم غذای خوبی بود و امام علیه السلام هم اشتها داشت . حضرت آنقدر این جمله را گفت که سپاس خدا را که مرا نسبت به این غذا دارای اشتها قرار داد .

پس نباید مفید بودن کم خوری و گرسنگی را به علت تلخی و ناگواری آن بدانیم زیرا خدای نکرده این امکان وجود دارد که فردا منحرف شویم و به سوی دیگر ریاضت های نامشروع و کار های به ظاهر تزکیه کننده که فقط تلخ و ناگوار هستند برویم .

ضرر اول پرخوری : تضعیف قوای ذهن

شیطان و نفس اماره که نمی خواهند زیر بار بروند ، با شنیدن مطلب فوق فریاد می کشند که برو بابا ، این همه دانشمند در طول تاریخ بوده که مسلمان نبوده اند چه رسد به اینکه اهل مرتاض بازی و گرسنگی باشند . قوای ذهنی این دانشمندان خیلی بهتر و قوی تر از من و شما هم بوده است . پس این حرف واقعی و درست نیست .

ادامه دارد ………….

برگرفته از کتاب پله پله تا ملاقات خدا