شبهاتی پیرامون قیام امام حسین (ع)

d621c3daa5d1edef10da0c9c846dc4f7_L

امروزه با رشد روز افزون اسلام و مطرح شدن بیش از پیش مذهب تشیع در بین مردم دنیا ، تلاش کوردلان و نااهلان نیز در مسیر تحریف و وارونه ساختن اصول این مذهب بیشتر شده است ، در این یادداشت سعی شده است تا به شبهاتی که حول محور عاشورا و امام حسین علیه السلام مطرح است پرداخته شود و پاسخ مناسبی برای آن ها ارائه شود .

استفاده مردم و به ویژه جوانان از رسانه‏های غربی  و عدم تسلط آنان بر «علم تاریخ»، باعث شده که شبهات متعددی پیرامون قیام عاشورا در ذهن آنان نقش بندد. بررسی‏های انجام شده نشان می‏دهد که منابع این شبهات عبارتند از:

  1. منابع ضعیف؛ مانند مقتل تحریف شده ابومخنف.
  2. منابع غیر معتبر نزد شیعیان؛ مانند: «منهاج السنه النبویه»، نوشته «ابن تیمیه»، بنیان‏گذار فکری وهابیت و یا «البدایه و النهایه»، نوشته «ابن کثیر» که هر دو نویسنده با تحریف تاریخ و وارونه جلوه دادن آن، اقدام به رواج گسترده مطالب موهن و خلاف واقع برضد ائمه علیهم‏السلام و شیعیان نموده‏اند.
  3.  « کتاب‏های پر از تحریف حال حاضر » و یا منابعی که هدفشان « جمع آوری تمام روایات موجود نزد شیعیان بوده » و شناخت روایات تحریف شده را بر عهده خود محققین و پژوهش‏گران نهاده است.
    در این میان، استفاده ناصحیح از « اینترنت » را نیز نباید فراموش کرد. وجود سایت‏های متعددی که تنها هدفشان تضعیف روحیه عاشورایی جوانان این مرز بوم است، یکی از مهم‏ترین راه های ترویج این شبهات است.

 

۱- زیارتهای عاشورا، اربعین و وارث از کدام امام نقل شده‏اند؟

الف. زیارت عاشورا : این زیارت از امام باقر علیه‏السلام نقل شده است. وی در ایام کودکی در واقعه کربلا حضور داشت. امام علیه‏السلام این دعا را به شخصی به نام «علقمه بن محمد حضرمی» آموخت و او نیز به «صالح بن عقبه» و «سیف بن عمیره» این دعا را یاد داد. ابن قولویه قمی (پدر شیخ صدوق) نیز در کتاب «کامل الزیارات» نوشته است: «صالح بن عقبه» و «سیف بن عمیره» نقل کرده‏اند که «علقمه بن محمد حضرمی» به حضور امام باقر علیه‏السلام رسید و از وی خواست که به وی زیارتی بیاموزد که دو کاربُرد داشته باشد؛ بدین معنا که هم بتواند آن را در روز عاشورا و هنگام تشرف به حرم امام حسین علیه‏السلام بخواند و هم اگر توفیق زیارت قبر امام علیه‏السلام را نداشت، بتواند به وسیله آن دعا، امام را از راه دور و یا از خانه خود، زیارت کند و آن گاه، امام علیه‏السلام زیارت عاشورا را به وی آموخت.

ب. زیارت اربعین : این زیارت از امام صادق علیه‏السلام نقل شده است. امام علیه‏السلام این زیارت را به شخصی به نام «صفوان بن مهران» آموخته و شیخ طوسی نیز با واسطه، این زیارت را در «تهذیب» و «مصباح المتهجد» آورده است .

ج. زیارت وارث : سید بن طاووس این زیارت را با چند واسطه از جابر جعفی و او از امام صادق علیه‏السلام نقل کرده است .

 

۲- چرا امام حسین علیه‏السلام در زمان معاویه قیام نکرد؟

پس از شهادت امام‏حسن علیه‏السلام، تعدادی از شیعیان به تصوّر عوض شدن شرایط، دور هم جمع شده، به این نتیجه رسیدند که با نامه‏نگاری به امام‏حسین‏‏ علیه‏السلام، او را برای قیام برضدّ معاویه، به کوفه دعوت کنند و آمادگی و همراهی خود را تا پای مرگ، به او اعلام کنند.

یکی از اوّلین نامه‏ها در این زمان که به وسیله یکی از شخصیت‏های بزرگ کوفه، به نام جَعْدَه بن‏هُبَیرَه (پسرعمه امام حسین علیه‏السلام )نگاشته شده، چنین است:

«تعدادی از شیعیان تو در این جا تمایل فراوان به شما دارند و هیچ کس را با شما قابل مقایسه نمی‏دانند، آنها قبلاً دیدگاه برادرت حسن ‏[علیه‏السلام‏] را در بازایستادن از جنگ، ‏دانسته‏اند و تو را به نرمی با دوستان و شدّت با دشمنانت در راه خدا، می‏شناسند. اگر می‏خواهی این امر [حکومت‏] را به دست‏ آوری، نزد ما بیا که ما خود را برای مرگ همراه تو، آماده ساخته‏ایم »

امام‏ علیه‏السلام در جواب چنین نوشت: «من در این زمان به این مطلب [حکومت‏] اعتقاد ندارم؛ پس شما که رحمت خداوند بر شما باد، تا زمانی که معاویه زنده است، حرکتی نکنید و در خانه‏ها مخفی شوید و از برانگیختن بدگمانی [حکومت‏] بپرهیزید. اگر اتفاقی برای او افتاد [از دنیا رفت‏]، و من زنده بودم، آن هنگام، نظر خود را برای شما خواهم نوشت ».

پس از این جواب و نیز به دنبال ملاقات‏های حضوری که گروهی از کوفیان با امام داشتند. کوفیان از این که امام‏ در آن شرایط، دست به اقدامی بزند، ناامید شدند و دعوت و نامه‏نگاری را ادامه ندادند؛ اما اتّفاقی افتاد که کوفیان را با تصوّر تغییر شرایط، به نامه‏نگاری دوباره واداشت و آن، اعلام ولیعهدی یزید و فشار برای بیعت گرفتن برای او بود. این اقدام معاویه، خلاف صلح‏نامه او با امام‏حسن‏ علیه‏السلام بود که بر اساس آن معاویه حق انتخاب جانشین برای خودش را نداشت. کوفیان که ظاهراً از مخالفت امام‏حسین علیه‏السلام با این بیعت آگاه شده بودند، نامه‏ای به امام‏ علیه‏السلام نوشته، از او خواستند تا برضدّ معاویه قیام کند؛ امّا وی این درخواست را نیز نپذیرفت.
علّت پاسخ منفی امام به این دعوت‏ها، در زمان معاویه، می‏تواند ریشه در مسائل زیر داشته باشد:

     ۱- وجود صلح‏نامه (که مورد تأیید امام‏حسین علیه‏السلام نیز بود) و در آن تأکید شده بود که پس از معاویه، قدرت به امام حسین علیه‏السلام خواهد رسید.

     ۲- قدرت و شخصیت منافق گونه معاویه ؛ زیرا او از یک سو از هر فرصتی برای ضربه زدن به خاندان علوی استفاده می‏کرد و در این راه حتی تا مسموم کردن و به شهادت رساندن امام حسن علیه‏السلام پیش رفت و از سوی دیگر، وانمود می‏کرد که به بهترین وجه ممکن، با این خاندان، به ویژه شخص امام حسین علیه‏السلام مدارا می‏کند و حرمت آنان را پاس می‏دارد و بدین گونه در بین مردم، خود را به عنوان خلیفه‏ای مشروع، معرفی کرده و چهره‏ای نیکو برای خود فراهم آورده بود.

     ۳- پذیرش عمومی حکومتِ معاویه از سوی جامعه آن روز.

     ۴- عدم اقبال عمومی شیعیان کوفه که نامه‏نگاری‏های آنها برخلاف سال شصت، به صورت گسترده نبود.

     ۵- روشن نبودن انگیزه‏های کوفیان و دیگر مسلمانانی که از امام درخواست قیام برضد معاویه را داشتند.

۳ – امام حسین علیه‏السلام که کوفیان را شناخته بود ، چرا پسر عموی خویش مسلم را به کوفه فرستاد؟
زیرا امام حسین علیه‏السلام با انبوه نامه‏های کوفیان مواجه شد؛ نامه‏هایی که در آنها پیغام داده‏ بودند که « اگر نزد ما نیایی، گنه‏کار هستی». بنابراین امام علیه‏السلام از یک طرف تحت فشار حکومت بنی‏اُمَیه بود که خواستار بیعت او با یزید بودند و او‏ با ردّ این خواسته، از مدینه ناخواسته مهاجرت کرده بود و در حرم الهی نیز در معرض خطر قرار داشت و از طرف دیگر با این حجم زیادی از نامه‏های دعوت کوفیان مواجه بود و باید پاسخ روشنی به این نامه‏ها می‏داد؛ زیرا جمعیت انبوه دعوت‏ کننده کوفه، حجّت را بر امام‏ تمام کرده بودند و پاسخی شایسته می‏طلبیدند.

 

۴ – فلسفه سینه زنی چیست و حد و حدود آن چقدر است؟

سینه زنی، نوعی مراسم سنتی عزاداری برای سید الشهدا علیه‏السلام و دیگر ائمه مظلوم علیهم‏السلام، است. این مراسم معمولاً همراه نوحه‏خوانی و با آهنگی خاص است.

اصل این سنت در میان عرب‏ها رواج داشته است. آنها هنگام وارد شدن مصیبت، دست‏ها را به صورت ضربدری – به گونه ای که کف دست‏ها به طرف صورت باشد- روی هم قرار داده و به نشانه عزا به سینه می‏زدند (کاری که اکنون نیز در میان زنان عرب بسیار رواج دارد . ) سینه زنی به مرور زمان، به شکل وضعیت کنونی در آمده است.
این گونه نوحه‏گری ابتدا به صورت فردی بوده ، اما به مرور زمان به صورت گروهی و دسته‏های سوگواری در آمده است. همچنین رواج و توسعه این عمل مربوط به همان قرن‏های آغازین هجری در دولت آل‏بویه بود و در زمان صفویه گسترش یافت و در عصر قاجاریه، بر تجملات این مراسم افزوده شد.

لازم به ذکر است که بهترین راه برای زنده نگاه داشتن هر فاجعه‏ای – به ویژه فاجعه کربلا – کارهای عملی می‏باشد. این کارهای عملی وقتی با هنرنمایی همراه باشند، تأثیر عمیق‏تری بر جای خواهند گذاشت. سینه زنی یکی از این کارهای عملی همراه با هنرنمایی است و به همین دلیل، مورد استقبال همه قرار گرفت. بر سر و بر صورت و یا اعضای دیگر زدن هم تأثیر دارد؛ ولی مانند سینه زنی طبیعی و خود جوش نیست.

این کار، نوعی عکس العمل عاطفی است که افراد هنگام عزا و مصیبت انجام می‏دهند. برخی زنان حاضر در صحرای کربلا، پس از مشاهده آن فجایع، با زدن بر سینه خود به عزاداری پرداختند و می‏توان حدس زد که با به حرکت در آمدن کاروان اسرای کربلا و اقامه عزا از سوی آنان در شهرها و اقامتگاه‏های بین راه و همراهی برخی از مردم با آنان، این روش به مرور زمان به صورت یک سنت و شیوه در عزاداری امام حسین علیه ‏السلام در آمده باشد.

منبع : سایت پرسمان