آخوند مولی حسینقلی همدانی

b4e41952b6ab95d0b0fe4f8430ac4508_L

عارف والاقدر، مرحوم آخوند مولی حسینقلی همدانی از مبرزترین شاگردان سیدعلی شوشتری و بزرگ ترین استاد اخلاق در این اواخر است.

شیخ آقا بزرگ تهرانی درباره اش گوید:
او در علم اخلاق وزنه ی عظیمی است که به وصف نیاید. مدت ها گذشت و زمانه به سان او در علم اخلاق و تهذیب نفوس ندید و این فن بدو ختم شد و پس از وی کسی که نظیرش باشد به وجود نیامد. (۳)
علامه سیدحسن صدر رحمه الله در تکمله ی امل الآمل گوید:
او دائم المراقبه بود به طوری که چه بسا در اثنای درس از ترس این که مبادا از خداوند سبحان غافل شود، ساکت می شد. وی شیوه ای همانند ابن طاووس داشت و بر اثر مجاهدت ها و ریاضت هایش، انوار ملکوت بر او تابیدن گرفت. (۴)
مرحوم ملکی تبریزی شاگرد بزرگ او می گوید:
. . . در مراتب یاد شده [یعنی، طول سجود و عبادت و . . . ] کسی را نظیر او ندیدم. (۵)
باری، حسینقلی به سال ۱۲۳۹ ق در روستا متولد شد و از آن جا که پدرش همواره از خداوند می خواست فرزندانش در سلک روحانیت درآیند، پس از گذراندن ایام کودکی او را به تهران آورد. وی مقدمات را با شوق زیاد و در زمانی کوتاه فراگرفت و سطوح را نزد بعضی از فضلا تحصیل کرد و سپس از محضر شیخ عبدالحسین تهرانی، معروف به شیخ العراقین، استفاده برد. آن گاه به سبزوار رفت و از حوزه ی درس فیلسوف معروف، حاج ملاهادی سبزواری، توشه ها برگرفت. پس از آن، رهسپار نجف اشرف شد و سالیانی دراز در فقه و اصول از حوزه ی درس شیخ انصاری، استفاده کرد و تقریرات فقه و اصول شیخ را نوشت.
پس از درگذشت شیخ انصاری به سال ۱۲۸۱ ق نزد دیگران شاگردی نکرد، زیرا نیازی بدان نداشت و از عراق خارج نشد، بلکه منزوی بود و عهده دار فتوا و مرجعیت نشد و دنبال ریاست نیفتاد، ولی خواص اهل علم و تقوا او را رها نکردند و از او خواستند درسی شروع کند، شاگردان زیادی دورش حلقه زدند و درسش مجمع طلاب فاضل گشت. وی در فقه و اصول با استفاده از تقریراتی که از شیخ انصاری نوشته بود، تدریس می کرد، و پیش از این درس، صبح ها در منزلش اخلاق درس می داد. شیخ آقا بزرگ تهرانی در ادامه ی این سخنان می افزاید:
آخوند همدانی شاگردان زیادی در فن اخلاق پرورید که هر یک ستارگان فروزانی بودند که زینت آسمان علم و فضیلت و محور تقوا و فضیلت به حساب می آمدند. شاگردانی که اثر تربیت او به خوبی در سیمایشان نمایان بود. استاد آخوند مرحوم شوشتری هم چون از لیاقت و استعداد ذاتی او خبر داشت و امید داشت که وی افراد زیادی را تربیت و به راه سعادت راهنمایی کند، عنایت زیادی به او داشت. (۶)
پس از این که مرحوم شوشتری او را به تربیت نفوس مستعده فراخواند، در پی تربیت قابلین شد، به طوری که بعضی را از صبح تا طلوع آفتاب و عده ای را از طلوع تا مقداری از برآمدن روز و هکذا؛ حتی بعضی را در اول شب و برخی را در آخر شب به راه سعادت رهنمون شد، تا این که توانست گروه زیادی را به طوری تربیت کند که هر یک، از اولیاء الله شدند. (۷)
برخی از آثار قلمی آخوند همدانی عبارتند از چند نامه و دستورالعمل ارزنده که در آخر تذکره المتقین به چاپ رسیده است.
سرانجام، پس از عمری تلاش و تربیت ده ها انسان مستعد، در سفری برای زیارت کربلا در بیست و هشتم شعبان ۱۳۱۱ ق در جوار رحمت حق آرمید. جسد پاکش در حجره ی چهارم از سمت چپ صحن مطهر سیدالشهداء علیه السلام -نسبت به کسی که از در زینبی داخل صحن شریف می شود-به خاک سپرده شد.

۳٫ نقباء البشر ( از طبقات اعلام الشیعه)، ج۲، ص ۶۷۵٫
۴٫ الفوائد الرضویه، ص ۱۴۸ و مآخذ پیش.
۵٫ اسرار الصلاه، ص ۲۷۰٫
۶٫ نقباء البشر، ج۲، ص ۶۷۴-۶۷۶٫

۷٫ یادنامه علامه طباطبایی، ص ۹۹٫