آشنایی با زندگی حجت‌الاسلام‌والمسلمین دکتر مرتضی آقاتهرانی

3bc714d7b9aa132d7ababe50455473f2_L

در کنار مطالعات شبانه‌روزی، مسئولیت اداره‌ی «مؤسسه اسلامی نیویورک» را هم به عهده داشت/ ایشان بزرگترین افتخار زندگی خود را، روضه‌خوانی برای حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام می‌داند.

استاد مرتضی آقاتهرانی در تاریخ ۱/۱/۱۳۳۶ متولد شد. پدرش کاسب جوانی بود که به شغل سماورسازی در بازار اصفهان مشغول بود. ولی با ورود دستگاه‌های سماورسازی، تصمیم به تغییر شغل گرفت و سنگ‌تراشی را انتخاب نمود. حاج اکبر به همراه دو برادر بزرگتر و کوچکترِ خود در یکی از باغ‌هایی که از جدشان به ارث رسیده بود، اتاق هایی ساخته و هر کدام در یک اتاق زندگی می‌کردند. وضع معیشتی حاج اکبر در آن روزها هرچند با تلاش زیاد، خیلی خوب نبود .

آن زمان بچه‌ها را به مکتب‌خانه، نزد افراد با ایمان، قدری با سواد و سال‌خورده می‌فرستادند. ایشان در مکتب‌خانه، اصول دین، قرائت نماز، اسامی امامان و حروف ابجد، عمّ جزء و پنج جلد حمد و… را آموخت.

هنوز به سن مدرسه نرسیده بود که به «دبستان تعلیمات دینی» رفت. در این مدرسه تعلیمات دینی و قرآن بیشتر از مدارس دیگر رونق داشت. در سال‌های دبستان و دبیرستان معمولاً سر صف قرائت قرآن می‌کرد. صدای خوبی داشت و به قرآن هم مسلط بود. در دبیرستان، کلوپ دینی داشتند که مرتضی از فعالان این کلوپ بود. او هم در مسجد و هم در کلوپ دینی، قرآن یاد می‌داد.

همزمان با دوران دبیرستان، به درخواست مردم محل، آیت‌الله حاج‌آقا رحیم ارباب رحمه‌الله، آیت‌الله حاج شیخ حسین فاضل کوهانی را برای امامت جماعت مسجد محل معرفی کردند. آیت‌الله فاضل کوهانی، مردی به واقع فاضل بود که افتخار استادی بزرگانی چون: شهید مظلوم آیت‌الله بهشتی و آیت‌الله جنتی و… را داشت. وی یک روحانی مدبر و باتقوی بود که با حسن رفتار و دقَت نظر توانست بچه‌های محل را به مسجد جذب کند.

آیت‌‌الله فاضل از جمله اساتید مرتضی بود که نقشی اساسی و کلیدی در سرنوشت وی داشته است. ایشان در کنار درس‌های دبیرستان، برخی از درس‌های طلبگی، مثل «تبصره المتعلمین»، «عوامل فی النحو»، »، قدری از «جامع المقدمات» و «رساله‌ی توضیح‌‎المسائل» را هم نزد آیت‌الله فاضل و به پیشنهاد خود ایشان، خواند.

مرتضی در سال یازدهم دبیرستان، دبیرستان را رها کرده، و با تشویق آیت‌الله فاضل و به قصد ورود به حوزه، عازم قم شد. البته، پدر ایشان معتقد بود که بچه‌ها باید کار یاد بگیرند. به همین دلیل هم، مرتضی روزهای تعطیل نزد پدر می‌رفت تا کار کردن بیاموزد. وقتی قصد رفتن به قم را داشت، در سنگ‌تراشی و سنگ‌کاریِ ساختمان فردی زبردست و کمک خوبی برای پدر بود.

مرتضای جوان وقتی وارد قم شد که چند سالی به پیروزی انقلاب مانده بود. حدود سیصد نفر در امتحان ورودی مدرسه حقانی شرکت کردند و تنها سی نفر طلبه پذیرش می‌شد که مرتضی در میان پذیرفته‌شدگان نفر سوم بود. مدرسه حقانی تحت نظارت شورایی متشکل از حضرات آیات: قدوسی، بهشتی، مصباح و جنتی اداره می‌شد. مرتضی مشغول درس شد. از سال دوم طلبگی تبلیغ را شروع کرد و برای بار اول به بویر احمد و ایل بختیاری رفت. اوائل انقلاب، چون از اصول دیالکتیک آگاهی داشت بیشتر به شهرهای شمالی کشور می‌رفت تا با مجاهدین و کمونیست‌ها مناظره کند.

در سال چهارم طلبگی، به دلائلی از مدرسه حقانی بیرون آمد و با حدود بیست‌وپنج نفر از دوستان در ساختمانی زندگی می‌کرد که تحت نظارت حضرت آیت‌الله مصباح حفظه‌الله بودند.

شیخ مرتضی در سال آخری که در مدرسه حقانی بود، تصمیم به ازدواج گرفت. در طی سفری که به مشهد مقدس داشت، در حرم مطهر از آقا خواست مقدمات ازدواج او با دختری با هفت ویژگی را برایش فراهم کنند و هر کدام از ویژگی‌ها هم که غلط است خودشان اصلاح کنند. این هم خواست او بود که تا دو دقیقه دیگر کار را تمام کنید. بیش از دو دقیقه طول نکشید که با پیرمردی برخورد کرد که بعدها پدرخانمش شد. کم‌کم مقدمات ازدواج فراهم شد. در سال ۵۷ پس از مدت زیادی که به علت تنگ‌دستی و مشکلات مالی، عقد بسته مانده بودند، با توکل و با مساعدت آیت‌الله فاضل، همسرش را به قم آورد تا زندگی مشترک‌شان را آغاز کنند. شیخ مرتضای جوان در سال ۵۸ برای اولین‌بار پدر شد. هیچ‌چیز، زن و زندگی و حتی فرزند، مانع از فعالیت‌های او، خصوصاً در آن سال‌های بحرانی انقلاب نشد. وی با همسر و فرزند شیرخوارش به شمال کشور می‌رفت تا مردم را آگاه کند و تفکرات پوچ و بی‌پایه‌ و اساس مدعیان خلق، فدائیان و کمونیست‌ها را به آن‌ها بشناساند.

در آن سال‌ها از طلاب پرتلاش «مؤسسه در راه حق» بود که تحت اشراف حضرت آیت‌الله مصباح، برخی علوم روز را به صورت تخصصی می‌خواندند. حاج شیخ مرتضی در فراگیری علم جدیت داشته و حتی حاضر نبود یک روز از عید نوروز را هم تعطیل کند. آن سال‌ها مقارن با جنگ تحمیلی هم بود. با وجود تکلیف سنگین دفاع و با وجود این جدیت در امر تحصیل، بارها بنابر وظیفه، در جبهه‌های نبرد حق علیه باطل حاضر شد و به عنوان روحانی در عملیات‌های مختلفی چون نصر۴، فتح ماووت، والفجر ۸ و … شرکت کرد. در همان سال‌های ابتدای جنگ شهید مصطفی ردانی‌پور، که هم‌درس و هم‌فکر و رفیق صمیمی‌اش بود و شهید مصطفی آقاتهرانی، که برادر کوچک‌ترش بود به شهادت رسیدند. دیری نگذشت که عمویش نیز به جمع شهداء پیوست.

وی گذشته از فقه و اصول، در حوزه، تفسیر قرآن را خدمت حضرات آیات: خزعلی، جوادی آملی و بیش از همه، آیت‌الله مصباح تلمذ کرده است. فلسفه را به طور عمده، نزد آیت‌الله مصباح خواند. «آموزش فلسفه» (که بعدها کتاب شد)، «اسفار اربعه» و «برهان شفای بوعلی» را از خدمت ایشان درس گرفت و بحث کرد. جلد نهم «اسفار» را که بحث «علم‌النفس» است، (با توجه به رشته مورد علاقه‌اش که روانشناسی بود) خدمت استاد فیاضی بحث کرد. علم کلام را توسط مرحوم آقا طه کافی، از کتاب «شرح تجرید» جناب علامه فراگرفت. دروس حوزوی را نزد اساتید مشهوری چون: آیت‌الله سید کاظم حائری، آیت‌الله احمد پایانی، آقای اعتمادی، آیت‌الله بحرینی و… آموخت. دروس خارج فقه را از محضر آیت‌الله بهجت و آیت‌الله مظاهری بیش از همه درس گرفت. از محضر بسیاری دیگر از فضلا، هم‌چون آیت‌الله بهجت، آیت‌الله صافی اصفهانی، آیت‌الله کشمیری، آیت‌الله پهلوانی و… بهره‌های معنوی نیز برد.

پس از دریافت کارشناسی، کارشناسی‌ارشد در رشته ی روان‌شناسی را از مؤسسه امام خمینی (ره)، که آن روزها به نام «بنیاد باقرالعلوم علیه‌السلام» شناخته می‌شد، دریافت کرد. سپس در غالب یک گروه دوازده نفره، زیر نظر حضرت آیت‌الله مصباح برای کسب علومِ روز، به همراه زن و فرزند عازم غرب شد. توکل و توسل در آن بلاد کفر، بیش از پیش به یاریِ پشتکار حاج شیخ مرتضی آمدند. وی از دانشگاه «مک‌گیل» مونترال مدرک فوق‌لیسانس عرفان گرفت. سپس به آمریکا مهاجرت کرد و از دانشگاه «سونی بینگ همتون» مدرک فوق‌لیسانس فلسفه غرب گرفت.

در کنار مطالعه سنگین و شبانه‌روزی، مسئولیت امامت جمعه و جماعت و اداره‌ی «مؤسسه اسلامی نیویورک» را هم به عهده داشت و جلسات بین‌الادیان، بین‌المذاهب، پرسش و پاسخ، مسابقات قرآنی، سخنرانی‌های هفتگی، نظارت بر امور مدارس مؤسسه، دعای کمیل، دعای ندبه، مراسم عزاداری محرم، مراسم ویژه ماه مبارک رمضان، نماز جمعه و جماعات و… با حضور ایرانیان مقیم نیویورک برگزار می‌شد. او با اخذ مدرک دکترای «فلسفه عرفان»، کار درسی‌اش را در آن‌جا به اتمام رسانید. علی‌رغم اصرار شدید مردم و برخی مسئولین، مؤسسه را رها کرد و از نیویورک به قم بازگشت. مهاجرت او به غرب، حدود هشت سال و نیم طول کشید.

پس از بازگشت به قم، با راه‌اندازی واحد «تربیت مربی اخلاق» در مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)، فعالیت خود را آغاز کرد و در کنار آن به امر تألیف نیز پرداخت و چند سالی مسؤلیت تربیت و تدریس آن را در جامعه الزهرا (علیه‌السلام) پذیرفت.

در سال ۱۳۸۴ به دعوت ریاست جمهوری اسلامی ایران و به امر اساتید خود و تشخیص تکلیف، معلم اخلاق هیأت دولت نهم شد. پس از آن در دوره دهم هیئت دولت نیز به دعوت جناب آقای احمدی‌نژاد بار دیگر تا حدود دو سال در درس اخلاق دولت شرکت کرد.

پس از ورود به ایران و گذشت شش ماهی از سکونت در قم بود که حضرت آیت‌الله مظاهری در دیداری به ایشان می‌فرمایند: «حکم می‌کنم که یک خارج فقه در حوزه تدریس کنی!» پس از آن، با همه اشتغالات، شرکت در این درس را بر خود ضروری می‌بیند.

بر مبنای تشخیص تکلیف و مشورت با اساتید، به ویژه حضرت آیت‌الله بهجت قدّس سرّه، علی‌رغم میل باطنی خود و خانواده‌اش، در سال ۱۳۸۶، برای حوزه نمایندگی تهران کاندیدا شد و در انتخابات مجلس شرکت کرد و در جایگاه دوم منتخبینِ مردم برای ورود به مجلس شورای اسلامی قرار گرفت. او دوره هشتم را در مجلس به انجام وظیفه گذراند. پس از آن بار دیگر در دوره نهم کاندیدای مجلس می‌شود و این بار، چهارمین منتخب مردم تهران و حومه می‌شود. او هم‌اکنون در مجلس شورای اسلامی مشغول انجام وظیفه است.

در کنار همه این مسئولیت‌ها، ایشان بزرگترین افتخار زندگی خود را، روضه‌خوانی برای حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام می‌داند.

 برای آشنایی بیشتر با ایشان به پایگاه اینترنتی شخصی ایشان به آدرس AGHATEHRANI.IR مراجعه فرمایید.