نبایسته‌های جذب در طرح صالحین (۱) ، مربیان جهنمی

3a9fdfdb8b1a460a423baa85a1a46274_XL

شروع فرایند جذب، در واقع، به مثابه‌ی رخ دادن یک اتفاق مهم است که طی آن ناخاسته دلهای مخاطبان به سمت عامل جذب یعنی همان مربی یا سرگروه متمایل و راغب می‌گردد.
که البته منظور از مخاطب در این فرایند، جوان و نوجوانی است که سرزمین دلش آماده کشت و بذر حق و حقیقت است و به طور فطری گرایش به معنویات، پاکی‌ها و فضایل دارد …

همچنین یادآور شدیم که رمز اصلی موفقیت در جذب دلهای مستعد و آماده مخاطبان بیش از همه، عمل به سیره اخلاقی انبیاء الهی و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام، در مسیر دعوت به حق و حقیقت بوده است. به دیگر سخن آنکه در این فصل، تا کنون به برخی از بایسته‌های جذب برگرفته از مشی عملی بزرگان دین پرداختیم، حال در ادامه و به جهت اهمیت موضوع، به بررسی اجمالی چند مورد از نبایسته‌های جذب در جریان پیاده‌سازی فرآیند تربیتی صالحین در مساجد می‌پردازیم.

روایت جبرئیل از مربیان جهنمی
رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) می‌فرمایند:

«در شب معراج به آسمان رفتم و به قومی برخورد کردم که لبان آنان را با قیچی‌هایی از آتش می‌برند، دوباره می‌رویید و باز می‌بریدند: پرسیدم: جبرئیل اینان کیانند؟
گفت: اینان خطیبان امت تو هستند که به آنچه می‌گویند عمل نمی‌کنند. مردم را به کار نیک فرا می‌خوانند و خود را فراموش می‌کنند.»

بر این اساس، مربیان و سرگروههایی که تنها رسالت موعظه غیر دارند و موعظه نفس خود را فراموش کرده‌اند.
کسانی که می‌گویند: مردم گناه نکنید، تقوی داشته باشید و بسوی خدا بشتابید! و نمی‌گویند: مردم گناه نکنیم، تقوی داشته باشیم و بسوی خدا بشتابیم.
عالمان بی‌عمل، واعظان وعظ نشنو، مربیان تربیت نشده و دعوت کنندگان دعوت گریز، در این ردیف به شمار می‌آیند. چه بد جایگاهی است جایگاه گویندگان بی‌عمل، روزی که پای میز محاکمه‌ی عدل الهی بنشینند و مقرر گردد که تاوان کم توجهی به این سئوال را اکنون باید بپردازید، که فرموده است:

«یا ایها الذین آمنو لم تقولون ما لا تفعلون، کبر مقتاً عندالله ان تقولوا ما لا تفعلون» (سوره صف / ۲ و ۳)

«‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید چرا می‌گوویید آنچه را که بدان عمل نمی‌کنید، (بترسید که) این عمل، سخت خدا را به خشم و غضب در می‌آورد»

اما چرا در این مجال و به عنوان یکی از نبایسته‌های جذب، سخن از عذاب الهی را به میان آوردیم. دلیل آن این است که در این صورت، یعنی وقتی کسی حرفی را بگوید ولی خودش به آن عمل نکند، اصولا جذبی صورت نمی‌پذیرد و دلی صید نمی‌شود.

چنانچه در این باره، امام صادق علیه السلام در قالب روایتی ارزشمند و شریف می‌فرمایند:

«ان العالم، اذا لم یعلم بعلمه ذلت موعظته عن القلوب کما یزال المطر عن الصفا» (کافی/ج ۱/ص ۴۴)

«اگر عالم به دانش خود عمل نکند، موعظه‌اشاز دلها میریزد چنانکه باران از روی سنگ صفا فرو می‌غلطد»

بنابراین و با این اوصاف، لازم است بدانیم که ما در این راه کاره‌ای نیستیم که بخواهیم بدون راهنمایی اهل بیت علیهم السلام و بدون اذن و هدایت آنان، مساجد شیعه را رونق بدهیم، اصول و چارچوب فرایند جذب را ترسیم نماییم، خط مشی مشخص کنیم و گمان کنیم که راه درست همین است که ما می‌گوییم.

آخر مگر می‌شود راه دعوت به مکتب شیعه را در پیش گرفت اما به توصیه پیشوایان دین، بی‌توجه بود.
آری، دوست عزیز مربی و سرگروه! یادمان باشد، این پیشه‌ای که ما برگزیده‌ایم استادانی دارد که راه را به ما نشان داده‌اند و مگر نه این است که به قول شاعر:

هر که گیرد پیشه‌ای بی‌اوستا
ریشخندی شد به شهر و روستا

برگزین احوال پیر راه دان
پیر را بگزین و عین راه دان

حال بر این اساس و در این مجال، که یکی از اصلی‌ترین موانع اثر بخشی فرایند جذب را از قول ائمه معصومین علیهم السلام، با هم مرور کردیم و به یقین دانستیم که تنها راه اثر گذاری این دعوت مهم و مقدس را نیز تنها همین بزرگواران می‌دانند که راهنمایان هدایت و سعادت بشرند. اینک به بیان روایتی ارزشمند از امام صادق علیه السلام در این باره می‌پردازیم که در واقع در این روایت ارزشمند، نقشه‌ی راه دعوت گری به مکتب آسمانی شیعه و دین مبین اسلام، به خوبی بیان شده است.

ایشان خطاب به مفضب می‌فرمایند:

«قل لشیعتنا کونوا دعاه الینا بالکف عن محارم الله و اجتناب معاصیه و اتباع رضوان الله، فانهم ادا کانوا کذلک، کان الناس الینا مسارعین» (دعائم الاسلام/ج ۱/ص ۵۸)

«مفضل به شیعیان ما بگو: با دوری از حرامهای خداوند و پرهیز از گناهان او و پیروی از خواسته‌های الهی، دعوت گر بسوی ما باشید که اگر چنین باشید، مردم با شتاب بسوی ما می‌آیند.»