سید محمد از جنس نور

e2bf03d29c489ee57637a8f534afa56b_L

آیت الله مجتهدى: حالا وقتى این عالم بزرگوار وارد مدرسه ما مى شوند، تمام حوزه را نور فرا مى گیرد و خداوند متعال هم در عوض، علاوه بر تأمین آخرت، دنیاى این گونه افراد را هم تأمین مى کند. من در وصیت نامه خود نوشته ام که وقتى از دنیا رفتم ایشان باید بر جنازه ام نماز بخوانند.

آیت الله سید محمد ضیاء آبادى در سال ۱۳۰۷در قریه ضیاءآبادو در خانواده اى روحانى دیده به جهان گشود. سادات ضیاءآباد از سادات جلیل القدر حسینى منطقه قزوین هستند و به شغل کشاورزى مشغول مى باشند. پدرش سید محمود ضیاءآبادى از روحانیان متقى، مورد اعتماد، محل پناه مردم و خوشنام بود که در کنار تبلیغ، اقامه نماز و مطالعه روزانه کتب مذهبى، مخارج خانواده نه نفرى خود را با کشاورزى تأمین مى کرد.

نسب شریف سید محمد و همه سادات ضیاءآباد به امام حضرت زین العابدین(علیه السلام)مى رسد.

سید محمد از دوران کودکى در کشاورزى به والدین کمک مى کرد و در کنار آن نزد پدر قرآن و خواند و نوشتن را فرا مى گرفت. پدر وقتى در محافل مذهبى شرکت مى کرد، سید محمد را همراهش مى برد و او را با فضاى معنوى و مجالس و محافل حسینى آشنا مى ساخت.

سید محمد با تشویق والدین بعد از شهریور سال ۱۳۲۰ براى تحصیل علوم اسلامى به شهرستان عالم پرور قزوین رفت و در مدرسه التفاتیه که از مدارس کهن قزوین به شمار مى رود، سکونت گزید و مشغول فراگیرى علوم اسلامى گردید. سید مقدمات را نزد استاد برجسته آقا شیخ یحیى مفیدى فراگرفت.

آیت الله سید محمد ضیاءآبادى بعد از مدتى اقامت در حوزه قزوین، در سال ۱۳۲۸هـ ش راهى حوزه علمیه قم شد و به مدت ۱۲ سال از محضر اساتید این شهر استفاده کرد.وى، دقت نظر در متن، تسلط بر متون سطوح عالیه به ویژه کفایه الاصول، ژرف اندیشى ،پرهیز از تفصیل و تشریح موارد اضافى در درس، نظم و ادب و نزاکت، احترام به شاگردان را از ویژگیهاى استادش در حوزه علمیه قم مى داند.

ایشان در حوزه ی علمیه قم تحت تدریس استادانی همچون آیت الله سید محمدباقر سلطانى طباطبایی و آیت الله شیخ عبدالجواد سدهى اصفهانى قرار گرفتند.

در درس خارج نیز تحت تربیت اساتیدی چون آیت الله سید حسین طباطبایى بروجردى ،امام خمینى(ره)،علامه سید محمد حسین طباطبایى قرار گرفت.

آیت الله ضیاءآبادى وقتى در حوزه قزوین بود، هر کتابى را که تحصیل مى کرد، مراحل پایین تر آن را براى طلاب تدریس مى کردند. وقتى هم که به قم آمدند ضمن تحصیل، بارها کتب معالم، قوانین و لمعه را براى جمعى از طلاب و فضلاء در یکى از اتاقهاى صحن نو و یا در مدرس زیر کتابخانه مدرسه فیضیه تدریس میکردند.

آیت الله ضیاءآبادى در سال ۱۳۴۰هـ ش و بعد از رحلت آیت الله بروجردى به تهران مهاجرت کرد و بیش از ۴۰ سال است که در این شهر مشغول خدمات علمى و فرهنگى است. ایشان دراین باره مى گویند:

« در دوران اقامتم در قم فقط در درس خارج حضرت امام و آیت الله بروجردى شرکت کردم و تمام این درسها و نیز کفایه و اسفار ملاصدار را با حضرت آیت الله شیخ محمد محمدى گیلانى و مرحوم شیخ حسن لاهوتى بحث مى کردم. بعد از فوت آیت الله بروجردى احساس کردم اقامت من در قم ضرورى نیست، لذا به تهران مهاجرت کردم. آشنایى ام با دوستان شمالى که اغلب اهل وعظ وخطابه و به اصطلاح منبرى بودند، مرا به منبرى شدن علاقمند کرد و تشخیص دادم که زمینه کار در تهران مساعدتر است، لذا به تهران آمدم و ضمن تدریس در مدرسه آقاى مجتهدى تهرانى، به کار وعظ و تبلیغ پرداختیم. بعد از مدتى چون علاقمند به مطالعه بودم، تشخیص دادم که منابر خودم را هدفمند کنم تا وقت بیشترى براى مطالعه داشته باشم که الحمدالله توفیقاتى نیز در این باره داشته ام.»

بعد از اقامت در تهران آیت الله حاج شیخ احمد مجتهدى تهرانى از وى دعوت کرد براى طلاب مدرسه علمیه تحت مدیریتش تدریس کند.ایشان  هم اکنون بیش از ۴۰ سال است که در این حوزه به تدریس علوم اسلامى شامل مطول، معالم، لمعتین، رسایل و مکاسب و کفایه الاصول اشتغال داردند و از مدرسان کار آمد و موفق آن حوزه میباشند.

آیت الله ضیاءآبادى از مدرسان باتقوا و برجسته مدرسه علمیه آیت الله مجتهدى به شمار مى آید به گونه اى که آیت الله مجتهدى درباره مقام علمى و معنوى ایشان مى فرمودند:

«عالم ربانى در روایات و اخبارى که از ائمه معصومین(علیه السلام) به ما رسیده است داراى مقام ویژه و شأن خاصى مى باشد. به آن کس عالم ربانى مى گویند که دنبال دنیا و مقام و ریاست و شهرت نیست و بلکه براى رضاى خدا و خدمت به دین و یارى امام زمان(عج) کار مى کند و یا منبر مى رود و یا هرگونه خدمت دیگرى که از دست اش برمى آید، هرچند در ظاهر کوچک و ناچیز باشد انجام دهد. براى اثبات عالم ربانى مى توانم از مدرسه خودمان و در میان اساتید بزرگوار حضرت آیت الله جناب آقاى ضیاءآبادى حفظه الله که وجودى ارزشمند و با برکتى هستند را مثال بزنم. این مرد بزرگوار و شخصیت ربانى از عالمان بزرگ و صاحب تألیفات عدیده اى هستند و سالیان متمادى در این مدرسه تدریس مى نمایند. بدون دریافت حق التدریس نه تنها براى تدریس مبلغ دریافت نمى کند بلکه براى نماز و منبر و سایر امور دینى پول نمى گیرند. یاد دارم یک زمانى شخصى یک ساعت تلفنى با ایشان صحبت کرده بود و تلاش مى کرد که آیت الله ضیاءآبادى را براى تدریس به حوزه علمیه دیگرى ببرند و طلاب محترم آنجا از وجود ارزشمند ایشان بهره مند شوند. آخر ایشان به آن شخص فرمودند: اگر این تدریس براى رضاى خداست که ما همین جا مشغول هستیم و قبول نکردند. حالا وقتى این عالم بزرگوار وارد مدرسه ما مى شوند، تمام حوزه را نور فرا مى گیرد و خداوند متعال هم در عوض، علاوه بر تأمین آخرت، دنیاى این گونه افراد را هم تأمین مى کند. من در وصیت نامه خود نوشته ام که وقتى از دنیا رفتم ایشان باید بر جنازه ام نماز بخوانند.»

آیت الله ضیاءآبادى درباره جلسات طولانى تفسیر قرآن و زیارت جامعه و عاشورا مى گوید:

«در حدود سال ۱۳۵۰هـ ش جمعى از مؤمنان مرا براى اقامه نماز جماعت به مسجد على بن موسى الرضا(علیه السلام) در حوالى خیابان ایران، خیابان سقاباشى دعوت کردند. در آنجا به پیشنهاد برخى از دوستان جلسات سیار تشکیل یافت که هر شب جمعه در منازل افراد منعقد مى شد و من سخنرانى مى کردم. فرصت را غنیمت شمردم تا با افزایش مطالعات، به تفسیر قرآن بپردازم. من علاقه زیادى به تفسیر قرآن داشتم، اما نمى شد آن را بر منابر عمومى مطرح کرد، ولى جلسات هفتگى که افراد ثابتى در آن شرکت دارند، زمینه خوبى براى این کار بود. پیشنهاد کردم قرآن را از اول تفسیر کنم و موافقت شد. از آن روز تا کنون از اول قرآن تا سوره رعد را تفسیر کرده ایم. ناگفته نماند برخى دیگر از سوره هاى قرآن خصوصاً جزء آخر قرآن کریم را نیز تفسیر کرده ایم.»

آیت الله ضیاءآبادى از چهره هاى ارزشمند و مفسران بزرگ شیعه است.