استاد موعظه ، عبد کریم

4d579989f459a06bb4be6c39e1df5046_L

در اثر تحمل ناملایمات هم حجره ای خود ، سال بعد با حضرت امام (ره) هم حجره ای شدند که این را توفیق الهی می دانستند و می فرمودند که این یک فوز بود .

آیت الله حاج میرزا عبد الکریم حق شناس تهرانی در سال ۱۲۹۸ شمسی در خانواده ای متدین در تهران متولد شد ، نام پدر ایشان علی و نام خانوادگیشان صفاکیش بود و پدر در فرمانداری آن روز تهران صاحب منصب بود . پدر در ایام صباوت فرزندان خویش وفات یافت ولی مادرشان تا آن زمان که استاد به سن پانزده سالگی برسند ، در قید حیات بوده است .

از مادر بزرگوارشان یاد ، و برای او طلب مغفرت می کردند و می فرمودند : مادرم سواد نوشتن و خواندن نداشت اما به خوبی قرآن و مفاتیح را می خواند .

ایشان در اواخر دوره دبیرستان به درک محضر عالم عامل ، ثقه الاسلام شیخ محمد حسین زاهد موفق می شوند . بعد از مدتی از آقا شیخ محمد حسین زاهد مستغنی می شوند ، و از او درخواست استاد بالاتر می نمایند . از آن به بعد به همراهی این عالم وارسته یا به تنهای به محضر بزرگان علمای تهران می روند ، تا از آن میان استادی انتخاب کنند . سرانجام آیت الله میر سید علی حائری معروف به مفسر را می یابند . می فرمودند : « شب قبل از اینکه ما به محضر ایشان برسیم ، در عالم رویا سید بزرگواری را که بر منبری نشسته بود به من نشان دادند که او باید سمت تربیت مرا بر عهده بگیرد . فردا وقتی به محضر آیت الله حائری رسیدیم همان بود که دیشب دیده بودم .»

در همین دوران جریان سربازی پیش می آید ، و از آنجا که سربازی رفتن در دوره رضا خان پهلوی ، خود ، نوعی کمک به ظلم محسوب می شد که در حد توان نباید به آن تن داد ، به همین دلیل به حضرت ولی عصر عج الله تعالی فرجه الشریف متوسل می شوند و به عنایت ایشان مسئله سربازی حل می شود . از این زمان به بعد نام ایشان به    عبد الکریم و نام خانوادگی به حق شناس تغییر یافت . معالم را نزد آیت الله شاه آبادی تعلیم می گیرند .

می فرمودند : یک سال همراه کسی در حجره بودم که او از بیداری قبل از اذان امتنا داشت و به من اجازه نمی داد ساعت را قبل از اذان کوک کنم ! چاره ای نداشتم ، آزار هم حجره هم که جایز نبود . تمام آن یک سال ، نماز شبم را در طول روز قضا خواندم . در نتیجه این صبر ، سال آینده خداوند توفیق فرمود ، با امام خمینی هم حجره شدم که این یک فوز بود .

در اوان ورود به قم به محضر امام خمینی می رسند و از ایشان اجازه ورود به درس فلسفه شان را می خواهند . می گفتند :« همین طور که حرکت می کردیم امام یک آجر از روی زمین برداشت و فرمود ماهیت این چیست ؟ من عرض کردم : ماهیت این ، آجریت است . بعد از چند سؤال دیگر فرمودند : پیش چه کسی درس خوانده ای ؟ من عرض کردم آیت الله شاه آبادی . فرمود : اگر می دانستم تو شاگرد آیت الله شاه آبادی هستی امتحانت نمی کردم .»

آیت الله حق شناس با جدیت در درس آیت الله بروجردی شرکت نمودند و آن قدر درس می خواندند و مطالعه می کردند که طبق فرموده خودشان بارها گرفتار خونریزی شدند ، ولی در نهایت در امتحانات دروس آیت الله بروجردی به شاگرد اولی رسیدند .

مرحوم استاد در دهه چهل سفری چند ماهه به عتبات داشتند ، در این سفر مرحوم آیت الله خویی به دیدن ایشان   می آیند . بعدا آیت الله خویی فرموده بودند : در اجتهاد ایشان تردیدی نیست .

شب بیست و یکم محرم سال ۱۳۷۳ قمری ، شیخ محمد حسین زاهد به لقاء الهی رفت . ایشان وصیت کرده بود که برای اداره و امامت نماز مسجد ، آیت الله حق شناس را دعوت کنند و فرموده بود ایشان علماًو عملاً از من جلوتر است . بزرگان محل و سرشناسان اهل مسجد به قم می روند و به محضر آیت الله بروجردی می رسند . از ایشان در خواست می کنند که حاج آقای حق شناس را برای امامت مسجد امین الدوله که در کوچه چهل تن بازار تهران واقع بود ، مأمور نمایند . آیت الله بروجردی طبق نقل کسانی که در این جمع به محضرشان رفته بودند ، فرمودند : شما فکر نکنید یک طلبه است که به تهران می آید ، شما مرا به همراه خود به تهران می برید .

در تمام طول عمرشان و به ویژه در شروع انقلاب ، به جدیت از امام پیروی و افکار و نظرات ایشان را تأیید می کردند و به شخص ایشان ارادت فراوان می ورزیدند .

چند خصوصیت بارز استاد بزرگ آیت الله حق شناس :

۱- انجام حوائج مردم برای ایشان بسیار مهم ، بلکه مهمترین مشغولیت بود . عبادات مستحب خودشان را برای کار مردم و حاجت آنان ، تعطیل یا مختصر می کردند ، البته در حد مقدور اینگونه کارهایشان پنهان بود .

در تمام دوران جنگ ، بمباران و موشک باران ، با اینکه تهران خالی شده بود تهران را ترک نکرده و به مسجد می آمدند و دائما نگران مردم بودند .

۲- عشق به مردم خصوصیت دیگر ایشان بود که واقعا به آن اعتقاد داشتند . ایشان می فرمودند : اینها خلق خدا هستند خداوند خلقش را دوست دارد ، پس ما هم باید آنها را دوست بداریم چون کسی که کسی را دوست دارد ، آثار او را هم دوست می دارد.

۳- خصوصیت سوم ، احترام خاصی بود که ایشان نسبت به خانم ها رعایت می کردند ، و اگر می دانستند که کسی نسبت به همسرش بد رفتار می کند ، بسیار خشم می گرفتند . نسبت به همسر بزرگوار خودشان نیز نهایت ادب و احترام داشتند ، و می فرمودند : « من کمال خود را در خدمت به خانم می دانم و خود را موظف می دانم که آنچه ایشان می خواهد فراهم کنم . »

۴- خصوصیت چهارم این بود که ایشان نسبت به گناه غیبت سخت حساس بودند ، این خصیصه ی همه ی    علما ی اخلاق و اهل سیر و سلوک است . آنها معتقدند به واسطه ی غیبت ، همه ی اعمال آدمی بر باد می رود .

سرانجام ، استاد بزرگ اخلاق ، حضرت آیت الله حق شناس ، پس از عمری پر برکت صبحگاه دوشنبه اول مرداد ماه ۱۳۸۶شمسی روی در نقاب خاک کشید و پیکر مطهر آن استاد فرزانه در جوار مطهر حضرت عبد العظیم آرام گرفت .