نگاهی تحلیلی راه بردی به نهج البلاغه

a1005f8e615c6cea34da62a85ca9af3a_XL

این کتاب ارزشمند در حقیقت برداشتی از فصیح ترین و زیباترین سخنان امیر المومنین علیه السلام بوده است و باید توجه داشت که وجهی که سید رضی به آن پرداخته است غالبا وجه ادبی سخنان بوده است. کتاب به طور کلی در سه بخش خطبه ها، ، نامه ها و حکمت ها جمع شده است.

اما آن چیزی که ضرورت مطالعه نهج البلاغه را در دوره کنونی بیش از پیش بر ما لازم و واجب می کند این است که این سحنان در دوره حکومت حضرت مطرح شده اند و به تعبیری در مقام حکمرانی و مملکت داری این سخنان بیان شده اند و امروز که ما نیز به عنوان نظام اسلامی در چنین جایگاهی قرار گرفته ایم بسیار می توانیم با بهره برداری از این منابع در ابتدا مسائل خود را تشخیص دهیم و سپس با بهره گیری از رهنمودهای حضرت راه برد هایی برای حل آن استخراج و تدوین کنیم.

با توجه به گستردگی موضوعی و حجم بالای مطالب می بایست منطق منظم  و دقیقی برای پرداختن به این کتاب راهنما انتخاب کرد. با توجه به اینکه این مباحث می تواند در قالب مباحثه و جلسات آموزشی نیز دنبال شود، بهتر دیدیم که با نظم مدونی که برای انتشار کتاب در نظر گرفته شده است پیش برویم و در ابتدای امر با توجه به کوتاهی و ساده تر بودن حکمتها در ابتدا به آنها بپردازیم.

البته میتوان پس از پایان یک دوره بررسی و تحلیل حکمتها، به جمع بندی کلی و تدوین نظام جامع از راهبردهای به دست آمده پرداخت. به عنوان نمونه راهبردهای رفتاری را به طور کامل جدا کرد و در قالب یک نظام جامع رفتاری ارائه کرد.

در هر یادداشت ۴ حکمت به ترتیب تحلیل و بررسی می شود. ابتدا متن عربی و در ادامه ترجمه و نکات راهبردی آن مطرح می شود. در پایان باید اشاره داشت که روشهای دیگری نیز برای پرداختن به نهج ابلاغه وجود داشته است ولی از باب نظم و نحوه ی ارائه چنین مدلی انتخاب شده است.

 

حکمت ۱

کُنْ فِی الْفِتْنَهِ کَابْنِ اللَّبُونِ-لَا ظَهْرٌ فَیُرْکَبَ وَ لَا ضَرْعٌ فَیُحْلَبَ

در فتنه‏ها، چونان شتر دو ساله باش، نه پشتى دارد که سوارى دهد، و نه پستانى تا او را بدوشند.

حکمت ۲

أَزْرَى بِنَفْسِهِ مَنِ اسْتَشْعَرَ الطَّمَعَ وَ رَضِیَ بِالذُّلِّ مَنْ کَشَفَ عَنْ ضُرِّهِ وَ هَانَتْ عَلَیْهِ نَفْسُهُ مَنْ أَمَّرَ عَلَیْهَا لِسَانَهُ

آنکه جان را با طمع ورزى بپوشاند خود را پست کرده، و آن که راز سختى‏هاى خود را آشکار سازد خود را خوار کرده، و آن که زبان را بر خود حاکم کند خود را بى‏ارزش کرده است.

  1. پرهیز از طمع ورزی
  2. تاکید بر راز داری
  3. پرهیز از زیاده گویی و حاکمیت زبان

حکمت ۳

الْبُخْلُ عَارٌ وَ الْجُبْنُ مَنْقَصَهٌ وَ الْفَقْرُ یُخْرِسُ الْفَطِنَ عَنْ حُجَّتِهِ وَ الْمُقِلُّ غَرِیبٌ فِی بَلْدَتِهِ

بخل ننگ و ترس نقصان است. و تهیدستى مرد زیرک را در برهان کند مى‏سازد، و انسان تهیدست در شهر خویش نیز بیگانه است.

  1. صفاتی که بایستی از آنها دوری کرد.
    ۱) بخل
    ۲) ترس
    ۳) تهیدستی
  2. ضرورت توجه به ابعاد اقتصادی و تمکن مالی

حکمت ۴

الْعَجْزُ آفَهٌ وَ الصَّبْرُ شَجَاعَهٌ وَ الزُّهْدُ ثَرْوَهٌ وَ الْوَرَعُ جُنَّهٌ وَ نِعْمَ الْقَرِینُ الرِّضَى

ناتوانى، آفت و شکیبایى، شجاعت و زهد ثروت و پرهیزکارى سپر نگه دارنده است، و چه همنشین خوبى است راضى بودن و خرسندى.

 

حکمت ۵

الْعِلْمُ وِرَاثَهٌ کَرِیمَهٌ وَ الْآدَابُ حُلَلٌ مُجَدَّدَهٌ-  وَ الْفِکْرُ مِرْآهٌ صَافِیَهٌ

دانش، میراثى گرانبها، و آداب، زیورهاى همیشه تازه، و اندیشه، آیینه‏اى شفّاف است.

کارکردهای علم، ادب و اندیشه:

  1. علم مانند میراث گرانبها
  2. ادب مانند زیور موجب آراستگی فرد است.
  3. اندیشه مانند آینه عمل می کند و خاصیت آینه این است که به صورت کامل انعکاس دهنده ابعاد و جهت گیریهای ذهنی فرد است.