چهاردیوارى،اختیارى/ آیا تا به حال، از دست همسایه ناراحت ‏شده ‏اید؟یا بالعکس!

40c9ba94844f8b0f1ec03328104df238_L

لایَدخُلُ الجَنَّهَ عَبدٌ لا یَأَمَنُ جارُهُ بَوائِقَهُ؛ کسى که همسایه از شرش در امان نباشد به بهشت نمى رود.

آیا تا به حال، از دست همسایه ناراحت ‏شده‏اید؟

یا به عکس، همسایه از شما رنجیده و دلخور شده است؟

علت چیست؟ و … چگونه مى‏توان از آن پیشگیرى کرد و راه ‏همزیستى و حسن معاشرت با همسایگان چیست؟

این مساله گاهى به نشناختن «حقوق‏» همسایه مربوط مى‏شود، گاهى هم ریشه در رعایت نکردن آن دارد. ببینیم در دستورالعملهاى ‏مکتب اسلامی، چه نکاتى شده است؟

سایه همسای ها یا دو همسایه، تنها در« سایه‏» شریکند و نزدیک به هم؟ یا حق وحقوق و حد و حدودى هم وجود دارد؟

پیچیدگی روز افزون مناسبات اجتماعی، تنوع ارتباطات بین فردی و گستره شبکه های اطلاع رسانی درون خانوادگی و برون خانوادگی، ضرورت بازنگری به اهمیت و روش های مؤثر برقراری و استمرار رابطه مفید، مؤثر و متقابل خانواده ها با همسایه ها را مضاعف می سازد.

بعضى مى‏گویند:«چهاردیوارى،اختیارى‏». اما این سخن، نه معقول ‏است، نه مشروع . نه با عرف سازگار است، نه با شرع وعقل. گرچه ‏انسانها را، دیوارهاى خانه‏ها از هم جدا مى‏کند و هر کس وارد محدوده ‏خانه و زندگى خویش مى‏شود. اما زندگى اجتماعى، افراد جامعه را به ‏صورت اعضاى یک «خانواده‏» درمى‏آورد، که پیوسته با هم در ارتباط، رفت و آمد، برخورد و تعاون‏اند و نیازهاى متقابل به یکدیگر دارند. ازاین‏ رو، سایه هر کدام از دو همسایه، باید آرام ‏بخش دیگرى باشد و هریک زیرسایه همسایه خود، احساس «امنیت‏»،«آسودگى‏» و«اعتماد» کنند. این چیزى است که دستورهاى معاشرتى و اخلاقى اسلام بر آن تاکید اکید دارد.

حال به بررسی روایتی از نبی اکرم از کتاب مسکّن الفؤاد صفحه ی ۱۱۴ می پردازیم.

فى حُقوقِ الجارِ ـ :  إِنِ اسْتَغَاثَکَ أَغَثْتَهُ وَ إِنِ اسْتَقْرَضَکَ أَقْرَضْتَهُ وَ إِنِ افْتَقَرَ عُدْتَ عَلَیْهِ وَ إِنْ أَصَابَتْهُ مُصِیبَهٌ عَزَّیْتَهُ وَ إِنْ أَصَابَهُ خَیْرٌ هَنَّأْتَهُ وَ إِنْ مَرِضَ عُدْتَهُ وَ إِنْ مَاتَ تَبِعْتَ جَنَازَتَهُ وَ لَا تَسْتَطِیلُ عَلَیْهِ بِالْبِنَاءِ فَتَحْجُبَ الرِّیحَ عَنْهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ …

درباره حقوق همسایه فرمودند: اگر از تو کمک خواست کمکش کنى، اگر از تو قرض خواست به او قرض دهى، اگر نیازمند شد نیازش را برطرف سازى، اگر مصیبتى دید او را دلدارى دهى، اگر خیرى به او رسید به وى تبریک گویى، اگر بیمار شد به عیادتش روى، وقتى مرد در تشییع جنازه اش شرکت کنى، خانه ات را بلندتر از خانه او نسازى تا جلوى جریان هوا را بر او بگیرى مگر آن که خودش اجازه دهد… .

اگر افراد یک محل در مدت طولانی با یکدیگر همسایه باشند، کم کم از اسرار زندگی همدیگر آگاه خواهند شد. از آنجا که آشکار ساختن اسرار زندگی مردم و فاش کردن عیب های آنان، بسیار نکوهیده است، مؤمن نباید در کار دیگران کنجکاوی کند و به دنبال عیب جویی باشد. اگر هم به صورت اتفاقی، از رازی آگاه شد، باید آن را پنهان بدارد، چنان که امام سجاد(ع) می فرماید: «اگر بر عیب همسایه ات آگاه شدی، باید آن را پنهان سازی.» در غیر این صورت، بنا به فرموده امام علی(ع) باید منتظر پی آمدهای ناگوار کشف اسرار همسایه باشد: «مَن تَطَلعَ علی اَسرار جارِهِ اِنهَتَک اَستارُهُ؛ کسی که به اسرار درونی همسایه اش سرکشد [و درصدد آگاهی یافتن از وضع درونی او برآید]، پرده هایش دریده می شود».

در متون دینى چیزى به نام «حسن‏الجوار» یا «تعهدالجیران‏» و … دیده ‏مى‏شود، یعنى رسیدگى و سرکشى به همسایگان و داشتن رفتارى نیک ‏با آنان و نیز آزار نرساندن به همسایه و صبورى و تحمل نسبت‏ به آنچه‏ از ناملایمات،ازآن ناحیه سر مى‏زند. همچنان که خود شما نیز ازهمسایه‏تان توقع دارید سازگارى نشان دهند و با اندک چیزى عصبانى ‏نشوند و پرخاش نکنند، خودتان نیز در معرض همین خواسته و انتظاراز سوى همسایگان هستید.

هرچه روحیه دینى و اخوت اسلامى میان افراد جامعه حاکم باشد، به همان اندازه رابطه‏ها نزدیکتر و صمیمى‏تر و فاصله‏ها کمتر و کمترمى‏شود و دو همسایه، بازوى یکدیگر مى‏شوند و درغم و شادى و راحت و رنج، شریک هم مى‏گردند. برعکس آن در جوامع غربى و اروپایى و غرب‏ زده است، که هر چه علایق مذهبى کمرنگ‏ تر و ضعیف ‏تر باشد، زندگیها حالت ‏سردى و کسالت ‏بار مى‏یابد و به زندگى‏غربیها شبیه مى‏شود، که نه تنها یک دیوار، بلکه دیوارهاى متعددى میان‏ دو همسایه و دو هم محل، یا کسانى که در یک خیابان یا یک مجتمع‏ مسکونى به سر مى‏برند، پدید مى‏آید و همسایه از حال و روزگارهمسایه بغلى یا طبقه بالا یا پایین یا خانه روبه ‏رویى بى‏خبر است.

راستى این گونه زیستن، انسانى و اسلامى است؟ پس جایگاه ‏عواطف اجتماعى کجاست؟

همسایه کیست؟ وظیفه ما نسبت ‏به او چیست؟ و حد و حریم ‏همسایگى تا کجاست؟

امیر المومنین على علیه السلام : (خصال ج۲ ، ص ۵۴۴)

وَالجِوارُ أَربَعونَ دارا مِن أَربَعَهِ جَوانِبِها؛

تا چهل خانه از چهار طرف همسایه به شمار مى آیند.

امروزه دنیای ماشینی موجب شده است که روابط عاطفی و انسانی به ضعف و خاموشی بگراید. انسان ها و همسایگان نزدیک، از حال یکدیگر بی خبر باشند، به گونه ای که حتی پس از چندین سال همسایگی، نام یکدیگر را هم ندانند، این در حالی است که آداب اسلامی حکم می کند انسان مؤمن در هیچ شرایطی، از همسایه خویش غافل نباشد. پس در غم، شادی، بیماری و فوت همواره کنارش باشد و او را تنها نگذارد. رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید:
حق همسایه آن است که… چنانچه خیری به او رسید، به او تبریک بگویید. هنگام بیماری به عیادتش بروید. در مصیبت ها به او تسلیت بگویید. اگر فوت شد، در تشییع جنازه اش حاضر شوید.

در همسایگی ما شاید افراد آبرودار و تهی دستی زندگی کنند که امور خود را به سختی بگذرانند. برخی از آنها شاید توانایی خرید مواد غذایی مطلوب، مانند گوشت و میوه را نداشته باشند. این گونه افراد معمولاً با استواری در برابر مشکلات زندگی می کنند و برای رفع آن از کسی کمک نمی خواهند و «با سیلی، صورت خود را سرخ نگه می دارند».
ازاین رو، آداب اسلامی حکم می کند با رفتار و گفتار نسنجیده خود و خانواده مان، آنها را رنجیده خاطر نکنیم. اگر می توانیم در قالب هدیه کمکی کنیم و اگر نمی توانیم، آنها را شرمنده خانواده شان نسازیم. به قول شاعر: «اگر نوشم نه ای، نیشم چرایی؟».

پیامبر خدا در این مورد می فرماید:

حق همسایه آن است… هرگاه میوه ای خریدید، مقداری به او هدیه کنید. اگر مایل به این کار نبودید، آن را پنهانی به خانه ببرید و دقت کنید که فرزندتان آن را از خانه بیرون نبرد که فرزند او ببیند و بهانه گیری کند. با بوی غذای مطبوع خود، او را میازارید، مگر آنکه مقداری برایش بفرستید.

رسول اکرم صلى الله علیه و آله : (مستدرک الوسائل و مستنبط المسایل ج۸، ص۴۲۹، ح۹۸۹۷)

ما آمَنَ بى مَن باتَ شَبعانَ وَجارُهُ طاوِیا، ما آمَنَ بى مَن باتَ کاسیا وَجارُهُ عاریا؛

به من ایمان نیاورده است آن کس که شب سیر بخوابد و همسایه اش گرسنه باشد. به من ایمان نیاورده است آن کس که شب پوشیده بخوابد و همسایه اش برهنه باشد.

روابط مطلوب و تعالی بخش خانواده ها با همسایه ها زمانی با زیبایی و شکوه جلوه گر می شود که روابط میان ایشان به دور از رفتارهای زیر باشد:

  1. رفتارهای غیر اجتماعی.
  2. ارزش های غیراخلاقی و آسیب های روان شناختی.
  3. تجسس در امور زندگی یکدیگر.
  4. دخالت های ناروا در مسائل خانوادگی.
  5. چشم و هم چشمی و رقابت های ناروا.
  6. مزاحمت های مستقیم و غیر مستقیم، آشکار و پنهان.
  7. همسایه آزاری.

همسایه آزاری از زشت ترین و منفورترین کارهاست. خانواده ها همواره باید مراقب باشند که مبادا در روز و شب، خواسته و ناخواسته، مستقیم و غیرمستقیم رفتاری داشته باشند که موجبات سلب آسایش و اذیت ایشان را فراهم نمایند.
پیامبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم، در این باره می فرمایند:

هر کس همسایه اش را اذیت کند، خداوند بوی بهشت را بر او حرام می کند و جهنم را جایگاه او قرار می دهد و چه بد جایگاهی است.

و پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمودند:

هرکس همسایه اش را اذیت کند، مرا آزرده است و هرکس مرا بیازارد. خدای را اذیت کرده است و هر کس با همسایه اش ستیز کند با من ستیز کرده است.

با اندکی تأمل در این باره، انسان به اهمیت فوق العاده حضور همسایه و عظمت وجود مبارک پیامبر خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ بیش از پیش پی می برد؛ پیامبر رحمتی که اذیت همسایه را اذیت خود می داند و می خواهد خانواده ها و همسایه ها در نهایت صلح و صفا و حسن سلوک و رعایت حال و حقوق، با خوش رویی و گذشت و ایثار و صبوری با هم زندگی کنند، چرا که جامعه سالم و صالح در گرو خانواده سالم، متعادل و متعالی و با همسایه هایی فهیم، خوش رفتار، متواضع، صبور و خیرطلب است.

رسول اکرم صلى الله علیه و آله : (نهج الفصاحه ص۶۸۱ ، ح۲۵۳۲)

لایَدخُلُ الجَنَّهَ عَبدٌ لا یَأَمَنُ جارُهُ بَوائِقَهُ؛

کسى که همسایه از شرش در امان نباشد به بهشت نمى رود.

در تاریخ است که مردى خدمت پیامبر رسید و از آزار همسایه‏اش ‏شکایت کرد. حضرت فرمود: برو و تحمل کن. بار دوم که به شکوه آمد و نالید، پیامبر باز هم دستور صبر و تحمل داد. آزارهمسایه به اوج ‏رسید و خارج از مرز تحمل. وقتى براى سومین بار، شکایت از همسایه ‏کرد، حضرت رسول چنین راهنمایى و سفارش کرد:« روز جمعه، وقتى ‏مردم به سوى نماز جمعه مى‏روند، تو وسایل و اسباب و اثاث خویش را بیرون بریز و در رهگذار مردم قرار بده، تا همه آنان که به نماز مى‏روند، این صحنه را ببینند. وقتى علت را مى‏پرسند، ماجرا را به آنان بگو.» آن مرد نیز چنان کرد. همسایه‏ مردم‏آزار (که آبروى خود را در خطر دید) بى‏درنگ به سوى او شتافت ‏و ملتمسانه از او خواست که وسایلش را به خانه برگرداند و قول داد وعهد و پیمان بست که دیگر آن گونه رفتار نکند.

این نتیجه بى‏پروایى و قدرنشناسى نسبت‏ به لطفها و مداراهاست. لطف خدا هم با انسان خطاکار مدارا مى‏کند، ولى چون که از حد بگذرد، رسوا کند. از حلم و بردبارى دیگران نباید سوء استفاده کرد ونجابت و بزرگوارى دیگران را نباید به حساب ضعف یا بى‏عرضگى‏ آنان گذاشت.

حد و حق همسایهمحدوده رعایت‏ حقوق همسایگان و داشتن رفتار شایسته، تنها به‏ همسایه دست راست و چپ خانه منحصر نمى‏شود و تنها به پرهیز از آزار هم خلاصه نمى‏گردد.

سرکشى، رسیدگى، احوالپرسى، رفت و آمد، مساعدت و یارى، عیادت، انفاق و صدقه، رفع نیاز، همدردى و … از جمله امورى است که ‏برعهده هر همسایه است و اینها نشانه فتوت و جوانمردى است. پیشواى جوانمردان،على بن‏ابى‏ طالب(ع) فرمود:«من المروه تعهدالجیران‏»؛ رسیدگى به همسایگان از مروت و جوانمردى است. حضرت امام باقر(ع) نیز در بیان صفات و خصال شیعه و پیروان و رهروان خط اهل‏ بیت، یکى هم همین را دانسته و فرموده است:

والتعاهد للجیران من الفقراء و اهل المسکنه و الغارمین والایتام …» ؛ از نشانه‏هاى پیروان ما، رسیدگى به همسایگان نیازمند و تهیدست‏ و بدهکاران و یتیمان است. چگونه انسان شرافتمند و با وجدان ‏مى‏تواند آسوده و با شکم سیر بخوابد و مرفه و برخوردار باشد، درحالى که در همسایگانش محرومان تهیدست، یتیمان بى‏ سرپرست، گرسنگان بینوا و بدهکاران درمانده باشند و او بتواند گرهى بگشاید، اما بى ‏تفاوت باشد؟ اینجاست که کلام نورانى پیامبرخدا، بر تارک تاریخ ‏مى‏درخشد که فرمود: هر کس سیر بخوابد، در حالى که همسایه ‏مسلمانش گرسنه باشد، به من ایمان نیاورده است. «ما آمن بى من بات ‏شبعانا و جاره المسلم جایع.‏» آرى، مسلمانى به عمل است، نه به ادعا و شعار!