آیا می خواهید حسادتتان را درمان کنید؟

a34fe24b992cca5d1cf31a9a20010cdc_L

کار حسود در ویران کردن و آرزوی ویران شدن نعمت های دیگران متمرکز می شود، نه این که آن سرمایه و نعمت حتماً به او منتقل گردد.

حسد یکی از نواقص بزرگ و جبران ناپذیر برای انسان است که گاه به صورت یک غریزه نفسانی بروز می کند و وجدان خیراندیش و آگاه را به زنجیر می کشد. این رذیله اخلاقی انسان را از رسیدن به آمال و آرزوهای حقیقی زندگی باز می دارد، «حسد» نوعی بدخواهی است و شخص حسود نمی تواند کسی را در آغوش آسایش مشاهده کند و همواره از دیدن نعمت دیگران، در خود احساس فشار و سنگینی می کند. به قول سقراط: شخص بوالهوس و حسود، از چاقی دیگران لاغر می شود.

فرق حسد و غبطه

حسد که در فارسی از آن تعبیر به «رشک» می کنیم، به معنای آرزوی زوال نعمت از دیگران است، خواه آن نعمت به حسود برسد یا نرسد. بنابراین کار حسود در ویران کردن و آرزوی ویران شدن نعمت های دیگران متمرکز می شود، نه این که آن سرمایه و نعمت حتماً به او منتقل گردد. (۱)

البته، گاهی افراد کم اطلاع صفت خوب غبطه را با حسد اشتباه می کنند، در حالی که غبطه عبارت است از: تمنّا و خواستن نعمتی که در دیگری است برای خود، بدون اینکه آرزوی از بین رفتن آن را در دیگری داشته باشیم. (۲)
انگیزه های حسد

به طور خلاصه این انگیزه‌ها را برای حسد می‌شود بر‌شمرد: ۱٫ دشمنی ورزیدن و کینه داشتن. ۲٫ غرور نسبت به شخص مورد حسد واقع شده. ۳٫ تعجب و خود‌کم‌‌بینی. ۴٫ ترس از رسیدن به مقصود. ۵٫ حب ریاست و شهرت‌طلبی. ۶٫ پلیدی و خیانت نفسانی. ۷٫ عدم تحمل برتری دیگران.

راه درمان حسد

می‌دانیم که حسد از بیماری‌های مهم روانی است و بیماری‌های روانی را باید از دو راه علمی و عملی و یا به اصطلاح نظری و عملی درمان نمود.

درمان علمی یا نظری

اولین راه مبارزه با این مرض روانی، آگاه کردن انسان از ضررهای فردی، اجتماعی، دنیوی و آخرتی آن است.
ضررهای دنیوی و فردی حسد
فرد حسود همیشه دردمند است و خود را در عذاب و شکنجه می‌بیند، او دایما غمگین و اندوهناک است, چون همیشه از دیدن کسانی که دارای نعمت هستند و بهره‌ای از زندگی مادی و معنوی دارند، عذاب می برد و خود را با غم، اندوه، محرومیت و بیچارگی گرفتار می سازد.
در روایات اسلامی آمده است که سرچشمه بسیاری از مفاسد فردی و اجتماعی حسد است. حسد آثار نامطلوبی روی جسم و سلامت انسان می‌گذارد. افراد حسود معمولا افرادی رنجور و از نظر اعصاب و دستگاه‌های مختلف بدن، غالبا ناراحت و بیمارند. امروز این حقیقت ثابت شده که بیماری‌های جسمی در بسیاری از موارد، عامل روانی دارند. در طبّ امروز بحث‌های مشروحی تحت عنوان بیماری های «روان تنی» دیده می‌شود که به این قسمت از بیماری‌ها اختصاص دارند.
امیرالمومنین علیه السلام، در موارد متعددی به زیان‌های جسمانی حسد اشاره نموده‌اند و فرموده‌اند: «جای شگفت است که حسودان از سلامت تن خود غافلند.»(۳)
و در حدیثی دیگر فرمودند: «تندرستی بدن از کمی حسادت است.»(۴)

و نیز از آن حضرت می‌خوانیم که: «دروغگو مردانگی ندارد و حسود ناآرام است.»(۵)در جای دیگر، مضرات روانی آن را گوشزد می‌کند و می‌فرماید: «بترسید از حسد، زیرا روح انسان را معیوب می‌سازد و آن را می‌گدازد.»(۶)
امام خمینی(ره) در این باره می‌فرماید: … آن کس که حسد می‌ورزد و زایل شدن نعمت غیر را آرزو می‌کند و کینه صاحب نعمت را در دل دارد، بداند که ایمان ندارد، چون باید بداند که حق تعالی از روی صلاح تام این نعمت را نصیب او کرده و دست فهم ما از آن کوتاه است و بداند علاوه بر اینکه ایمان ندارد، عدل الهی را نیز قبول ندارد…. چون ایمان به عدل با حسادت منافات دارد. تو اگر او را عادل می دانی، تقسیم او را هم عادلانه بدان. چنانچه در حدیث شریف فرمود که حق تعالی می‌فرماید: «حسود رو گردان است از قسمت هایی که بین بندگانم کرده ام، و از نعمت های من غضبناک است.» (۷)

ما نباید بگذاریم تا روح ما زندگی را بر اثر حسادت بر خود تلخ و ناگوار سازد، و بدانیم که حسادت جلوی تکامل روح ما را می گیرد و ما را از هدف های عالی باز می دارد. به جای آن باید همیشه صفات و مزایای برجسته انسانی را آرزو کنیم, زیرا داشتن آرزوهای دلپذیر و شایسته و تلاش در تغییر افکار، نتیجه بخش خواهد بود و عاقبت روزی انسان را به هدف ها و آمال نیک و پسندیده خود خواهد رساند.

امیر مؤمنان علی(علیه السلام) می فرمایند: «آرزوی خصایص و صفات نیک و پسندیده و شیرین کامی ها و خاطرات بزرگ کنید که پاداش عظیم و نتیجه بزرگی عاید شما خواهد شد.»(۸)

شخص حسود باید متوجه این مطلب باشد که دنیا به هیچ کسی وفا نمی کند. وقتی نمی گذارد که هم شخص محسود و هم شخص حسود هر دو سر بار بالش خاک گذاشته اند و دنیا را با همه چیز که دارد، ترک گفته اند.

ضررهای اجتماعی حسد
حسد سرچشمه بسیاری از نابسامانی های اجتماعی است از جمله این که:

۱ـ صرف انرژی در راه نادرست
حسود تمام یا بیشتر نیروها و انرژی های بدنی و فکری خود را که باید در راه پیشبرد اهداف اجتماعی به کار ببرد، در مسیر نابودی و ویران کردن آن چه هست صرف می کند، از این رو، هم سرمایه های وجودی خود را از بین می برد و هم سرمایه های اجتماعی را.

۲٫ جرم و جنایت

حسد، انگیزه قسمتی از جنایات دنیا است، اگر عوامل و علل اصلی قتل ها، دزدی ها، تجاوزها و مانند آن را بررسی کنیم، خواهیم دید که قسمت قابل توجهی از آن ها از حسد سرچشمه می گیرد، مثلاً قرآن مجید می فرماید: «نخستین قتل و کشتاری که در روی زمین واقع شد، به سبب حسد بود.»(۹)

شاید به همین دلیل است که حسد را به شراره ای از آتش تشبیه کرده اند که می تواند موجودیت حسود و یا جامعه ای را که در آن زندگی می کند، به خطر اندازد.

یکی از دانشمندان می گوید: «حسد و بدخواهی از خطرناک ترین صفات است و باید آن را به منزله موحش ترین دشمن سعادت تلقی کرد و در دفع آن کوشید.»

جوامعی که افراد آن را اشخاص حسود و تنگ نظر تشکیل می دهند، جوامعی عقب افتاده هستند, زیرا همان طور که گفتیم حسود همیشه می کوشد تا دیگران را به عقب بکشد و این درست بر خلاف روح تکامل و ترقی است. (۱۰)

ضررهای معنوی حسد

از نظر معنوی، حسد نشانه کمبود شخصیت، نادانی، کوتاه فکری و نقص ایمان است. زیرا حسود در واقع خود را ناتوان تر از آن می بیند که به مقام محسود و بالاتر از آن برسد. لذا سعی می کند محسود را به عقب برگرداند، به علاوه، او عملاً نسبت به حکمت خداوند که بخشنده اصلی این نعمت ها است معترض است و نسبت به اعطای نعمت به افراد از طرف خداوند ایراد دارد. لذا در حدیثی از امام صادق علیه السلام می خوانیم: «حسد و بدخواهی از تاریکی قلب و کور دلی است و از انکار نعمت های خدا به افراد سرچشمه می گیرد، و این دو (کور دلی و ایراد بر بخشش خدا) دو بال کفر هستند، به سبب حسد بود که فرزند آدم در یک حسرت جاویدانی فرو رفت و به هلاکتی افتاد که هرگز از آن رهایی نمی یابد(۱۱).»

حال اگر انسان از روی بصیرت و تامل و اندیشه و توجه، به ضررهایی که درباره حسادت بیان شد، ایمان و اذعان پیدا کرد، ناگزیر باید از این صفت رذیله دوری کند و بداند که هرگاه نعمت و موهبتی به انسانی رسید، مانند دانش و فضیلت یا هر رفتار و کردار خوب دیگر، نمی توان آن را با حسادت از بین برد، بلکه شایسته است که شخص حسود خود را سرزنش کند، زیرا دیگران کوشیده اند و او نشسته، آنان تلاش و مجاهدت کرده اند و او سستی و تنبلی اختیار نموده و بالاخره، آنان شب ها تا به صبح بیدار بوده و به دنبال کسب فضایل و کمالات رفته اند، ولی او خوابیده و از کاروان نیکان عقب افتاده است.

درمان عملی حسد

۱ـ خویشتن را موظف بدارد تا بر خلاف آنچه حسد او را به سوی آن می کشاند رفتار کند، مثلاً وقتی حسد، انسان را نسبت به دیگران وادار به بدگویی می کند، باید زبان را وادار کند تا درباره او به ذکر خیر بپردازد، خوبی های او را برای خود و دیگران بازگو کند، صفات جمیله او را خاطر نشان سازد و تا آن جا که می تواند از او تعریف و تمجید نماید.

۲ـ اگر حسد انسان را به تکبر و خود پسندی وادار می کند. نسبت به مردم متواضع و فروتن باشد.

۳ـ موقعی که حسد، انسان را به محروم ساختن نعمت از دیگران بر می انگیزد، به فرد مورد حسد احسان کرده و به او نعمت عطا کند. لااقل به نفس خویش بفهماند که این شخص هم بنده خدا است و شاید خداوند به او نظر لطف دارد که به او نعمت عطا کرده است.(۱۲)

۴ـ گاهی عامل حسادت، مربوط به عدم مراعات کردن عدالت بین فرزندان در محیط زندگی است. مثلاً والدین نسبت به بعضی از فرزندان مهر و نوازش بیشتری دارند و دیگری را از این عواطف محروم می کنند و این خود باعث عقده حقارت و باعث پیدایش حسد در کودکان می گردد. چنانچه داستان حضرت یعقوب و فرزندش یوسف علیهما السلام نمونه خوبی برای این مسئله است.

برای پیشگیری و آلوده نشدن اطفال به حسد و رذالت باید از هر گونه بی عدالتی نسبت به آنان پرهیز نمود و بین آنان مساوات برقرار کرد. همان طور که پیامبر اکرم (علیه السلام) فرمودند: «در کار بخشش میان فرزندان خویش عدل و مساوات را کاملاً مراعات کنید.» (۱۳)
۵ـ شخص مبتلا به حسد باید قدری فکر کند که آیا حسد ورزیدن نسبت به دیگران می تواند، آن نعمت را از دیگران بگیرد؟ در حالی که خداوند آنچه را برای کسی مقدّر فرموده به او خواهد بخشید.

۶- دعا کردن و خواستن خیر از خداوند برای آنکه به او حسد می ورزد به از بین بردن حسادت کمک می رساند.

نتیجه همه این کارها آن خواهد بود که انسان به حقایق پی ببرد و نسبت به مردم مخالفتی نداشته باشد، ریشه حسد در دل او کاملاً خشک گردیده و سرانجام، از درد و رنجی که به واسطه حسادت در وجود او رخنه کرده، رهایی یابد.

 

پی نوشت ها:

۱٫ مکارم شیرازی، ناصر و (دیگران)، تفسیر نمونه، ج ۳ ص ۴۲۳٫
۲٫ سلطانی، غلامرضا، تکامل در پرتور اخلاق، ج ۱، ص ۹۵٫
۳٫ قال علی-علیه السلام-: “اَلْعَجَبُ لِغَفْلَهِ الحُسّاد عن سَلامَه الاَجْساد.” مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار، ج ۷۳، ص ۲۵۶٫
۴٫ و قال علی-علیه السلام-: “صِحَهُ الجَسَدِ مِنْ قِلَهِ الحسد.” همان، ص ۲۵۶٫
۵٫ وقال علی-علیه السلام-: “لامُرّوهَ لِکَذُوب ولا راحَهَ لِحَسُود.” همان، ص ۲۵۶٫
۶٫ قال علی-علیه السلام-: “اِحْذَروُا مِنَ الْحَسَدِ فَاِنَّهُ یُزری النَفْسِ.” آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، ص ۱۴۱٫
۷٫ موسوی الخمینی، روح الله، چهل حدیث، ص ۱۱۲٫
۸٫ قال علی-علیه السلام-: “تَنافَسُوا فِی الاَخْلاق الرَغیبَهَ والاحلامَ العظیمَهَ وَالاَخْطار الجَلیلهء یعظم لکم الجزاء.” آمدی، عبدالواحد، غررالحکم و دررالکلم، ص۳۵۵٫
۹٫ قال الله: “فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ اخیهِ فَقَتَلَهُ فَاَصْبَحَ مِنَ الخاسرین” مائده، ۳۰٫ (نفس اماره او را وادار به کشتن برادرش کرد و او را کشت، و از زیانکاران گردید.”
۱۰٫ مکارم شیرازی، ناصر و دیگران، تفسیر نمونه، ج ۳، ص ۴۲۳٫
۱۱٫ قال الصادق -علیه السلام-: “الحَسَدَ اَصْلُهُ مِنْ عمی القَلْبِ والحُجُودُ لِفَضْلِ الله تَعالی وهما جناحان لِلْکُفْرِ وبِالْحَسَدِ وقع بن آدم فی حَسْرَهِ الاَبَدِ وَهَلَکَ مَهْلَکاً لا ینجو مِنْه ابداً.” نوری، حسین، مستدرک الوسائل، ج ۲، ص ۳۲۷٫
۱۲٫ موسوی الخمینی، روح الله، چهل حدیث، ص ۱۱۳٫
۱۳٫ قال رسول الله-صلی الله علیه وآله وسلم-: “ساوُوا بَیْنَ اَوْلادِکُمْ فی الْعَطیّهِ.” نهج الفصاحه، ص ۳۶۶٫