سومین مرحله ورع/ قسمت دوم

496147e8066b3f90ac3104e3077335ac_L

هنوز امیال نفسانی را کنترل نکرده جانانت آرزوست! غیر ممکن است کسی که تهذیب اخلاق نکند، رب‌الارباب را درک کند:

چون دلت صافی شود از جمله رین/ پرده ما و تو برخیزد ز بین
قلب فعلاً در حجاب است، پرده‌ها و کدورت‌ها آن را گرفته است، ولو این هم خوب است! قابلیت داری که قلبت را در حجاب برده‌اند؛ باز بارک‌ الله، خدا آقا شیخ محمد حسین را رحمت کند! می‌فرمود: از آن‌ها نباشید که از قلم افتاده‌اند.
بعضی‌ها از قلم افتاده‌اند، اصلاً قلبی در کار نیست؛ اما آن که قلب دارد، اگر چنانچه به غیر از پروردگار، به دیگری توجه کند، قلبش گرفتار حجاب می‌شود تا آن تشخص، آنانیت، خودیت و نفسیت از بین نرود، حق معلوم نمی‌شود! به سقراط گفتند که کی حکمت و دانش و علوم حقیقیه در قلب شما مستقر شد؟
گفت: «مذ حقرت نفسی»؛ وقتی که من خودم را هیچ دانستم، خدا مرحوم آیت‌الله آقا سید عبدالهادی شیرازی را رحمت کند، گفتیم: آقا شما یک مرد بزرگ و متشخصی هستید! گفت: من هیچ ابن هیچ ابن هیچ‌ام … گفتیم: آقا دیگر بس است، خیلی شما خودتان را از بین بردید، ولی فعلاً بنده متعینم، دو تا هم مباحثه را دیدم، یکی پیش من برای شکایت از دیگری آمده بود، گفتم: چرا شما مباحثه نمی‌‌کنید؟ گفت: سر مباحثه به من گفته: «تو نمی‌فهمی!» این چنین آدم بچه است! همین که منفعل شدی، به تو برخورد، معلوم می‌شود که هنوز آدم نشده‌ای!