جریان فرهنگی مرجعیت تشیع در دوران غیبت امام عصر

b8dfc257724636824a37ed39b7c9ef8f_L

شیعه در دوران غیبت صغری(۲۶۰-۳۲۹ق) و غیبت کبری(از ۳۲۹-تاکنون) با بحران رهبری معصوم روبرو شد و فراز و نشیب هایی را طی کرد، اما هیچ چیز شیعه را از رشد و بالندگی باز نداشت.بلکه همواره تاریخ بشریت را تحت تاثیر قرار داده و خود را برای حکومت جهانی آماده می‌کرده است.

امامت شیعه توانسته بود از آغاز ظهور نوعی از رهبری جانشینی را در امت شیعی به وجود آورد. عالمان شیعی توسط امامان، نوعی مرجعیت را پیدا کرده بودند که در هنگام ناتوانی یا عدم دسترسی امت به امام، به آنان مراجعه کنند و مسائل خود را از آنها بپرسند. امام صادق با یک برنامه ریزی بسیار عالمانه، مرجعیت قضاوت را به اهل نظر یعنی همان عالمانی که بعدها به عنوان مرجع در فرهنگ تشیع معروف شدند، واگذار کرد. این عمل علاوه بر استقلال از حاکمیت اکثریت به عالمان شیعی نوعی مشروعیت می‌بخشید و همین مشروعیت موجب مقبولیت عالمان در بین شیعیان می‌شد. ریشه دار شدن عالمان در بین شیعیان، یکی از عوامل بسیار مهم عبور شیعه از بحران غیبت امام معصوم بود.

هرچه به زمان غیبت نزدیک‌تر می‌شد، ائمه‌ی معصومین بر اصالت بخشیدن علمای شیعه و حفظ احترام و تکریم آنها بیشتر اصرار می‌ورزیدند.  امام حسن عسکری علیه السلام بارها، شیعه‌ی منقطع از امام را به یتیمان تشبیه کرده و عالمان را با عناوین سرپرست ایتام، چراغداران هدایت، کفیلان ایتام آل محمد، شمعداران روشنگر مردم، مرزداران دین، نجات دهندگان غریق، هادیان، ناجیان اسرای شیاطین، قوامون ضعفا و … توصیف کرده است. تأثیر عمق این سخنان موجب شد که شیعه به علمان ، با نگاه سرپرست و رهبر بنگرد و پس از ائمه به بیوت علم امیدوار باشد. شیعه گرچه انقطاع از امام را در عصر غیبت نوعی یتیمی می‌دانست، اما راهنمایی امامان معصوم، عالمان شیعی را جانشین، کفیل و سرپرست منصوب از طرف معصومین معرفی کرده بود.

بعد از غیبت صغرا مرجعیت فقیهان شیعه فرا می‌رسد. در این دوره فقها جانشینان امام معصوم می‌شدند و به حل و فصل امور شیعیان می‌پرداختند. واژه‌ی مرجعیت از توقیع شریف امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف گرفته شده است. امام در پاسخ به این سوال که در حوادث به چه کسی مراجعه کنیم نوشتند: «و اما الحوادث الواقعه فارجعوا الی رواه حدیثنا. فانهم حجتی علیکم و انا حجه الله.»

در آن زمان به دلیل پراکندگی شیعه در عراق،حجاز، ایران ، مصر، مغرب، و قسمت‌هایی از شام، فقهای محلی به رتق و فتق امور شیعیان می‌پرداختند،در عین حال بغداد به دلیل نزدیکی به سامرا، محل تبعید امام دهم و یازدهم و محل تولد امام دوازدهم و محل سکونت نواب اربعه و کثرت شیعیان گشت به سریعا مرکز علمی و حوزوی فقهی شیعیان شد و فقهای بلاد برای کسب علم و فقه به آنجا می‌شتافتند و علوم اهل بیت را به سایر شهرهای شیعه نشین منتشر می‌کردند.

حوزه‌ی بغداد به دست شیخ مفید درخشید و پس از وی سید مرتضی رئیس حوزه‌ی بغداد شد و سپس شیخ طوسی زعیم حوزه گشت. البته قبل از حوزه‌ی علمیه بغداد حوزه‌های مدینه، کوفه، ری و قم هم بودند اما به خاطر ظلم حاکمان از رونق افتاده بود یا بدلیل گرایش های حدیثی، مانند قم و ری فعال نبودند. حوزه‌ی بغداد به دلیل اینکه شیخ مفید صاحب مکتب فقهی و کلامی بود برای شیعیان و طلاب علوم دینی جاذبه ای عمیق پیدا کرده بود. در زمان زعامت شیخ طوسی، طغرل بیگ به منزل شیخ حمله کرد و رسائل و کتب و کرسی درس تشیع را به آتش کشید. شیخ طوسی به نجف مهاجرت کرد و حوزه‌ی نجف را تاسیس کرد، و بدین سان فقها و علما به نجف سرازیر شدند و نجف مهد مرجعیت شیعه شد. این مرکزیت برای حوزه‌ی نجف بود جز مدت اندکی؛ که مرجعیت به سامرا رفت و باز به نجف برگشت. در هنگامی که حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی حوزه قم را راه اندازی کردند، و مرجعیت در بین این دو حوزه دست به دست می چرخید و یا با حفظ توازن به رهبری امت شیعه می پرداختند.

اما جریان ها و قدرت های شیعه ای که در اوایل عصر مرجعیت ایجاد شدند و توانستند جریانی فرهنگی سیاسی را برای تشیع به بار آوردند عبارتند از:

دولت شیعه‌ی فاطمی که در شمال آفریقا در سال ۲۹۶ق تاسیس شد و ۲۷۰ سال دوام یافت، سیدرضی اشعاری در مدح اینان سروده بود،دولت شیعی آل ادریس که جدشان را هارون مسموم کرده بود،ادریس فرزندش به مغرب گریخت و بقایای حاکمین اموی را نابود کرد و از مردم بیعت گرفت و فرزندش نیز اندلس را برای مدتی در دست داشت، حکومت ایشان بالای دویست سال دوام یافت. آل حسنویه که خاندان شیعی مذهب ایرانی بودند نیز ۵۷ سال بر قسمت هایی از جبال و کردستان و لرستان فرمان راندند. دولت شیعی آل بریدی ۲۲ سال بر واسط و اهواز و بصره حکومت کردند، دولت شیعی آل حمدان نیز از ۲۹۲ الی ۳۹۴ق بر بخش هایی از شام و شمال عراق فرمان راند و مدت ها در خدمت شیخ مفید بودند. دولت بزرگ دیگری که می توان از آن نام برد دولت شیعی علویان در شمال ایران بوده است که مساجد زیادی را برپا ساختند و عده ی بسیاری در این سرزمین ها به تشیع گرویدند ایشان بر طبرستان حکومت می‌کردند لکن نجاشی درباره‌ی ایشان گفته شیعه‌ی دوازده امامی بودند و کتب بسیاری را تالیف کرده‌اند. دولت آل بویه سلسله‌ای ایرانی و شیعی مذهب بودند که از سال ۳۲۲ تا ۴۴۸ ق بر قسمت هایی از شام فرمان راندند، قدرت آل بویه به حدی رسیده بود که خلیفه در بغداد جز یک مقام تشریفاتی نبود. از مراجع که خط دهی و هدایت مردم در این دوره بر عهده‌‎ی ایشان بوده می توان شیخ صدوق،شیخ مفید، سید مرتضی و شیخ طوسی را نام برد. در این دوره ها که تا اوایل و اواخر قرن پنجم ادامه داشت، آزادی مذهبی رواج داشت ، اما با افول دولت های شیعی و روی کار آمدن دولت های سنی مذهب شیعیان نحت پیگرد قرار گرفتند، این امر در دولت سلجوقیان به کشتار شیعیان منجر می‌شد. پس از شیخ طوسی تا اواسط قرن ششم شیعه نتوانست مرجعی شاخص پیدا کند اما علمای بزرگی در این دوره بودند از جمله طبرسی،ابوالفتوح رازی،راوندی، ابن شهر آشوب، ابن ادریس یافت می‌شود.

در حمله‌ی مغولان سنی و شیعه هر دو به قتل می رسیدند، اما با درایت علمای اسلامی خصوصا علمای تشیع این موجودات سرکش رام شدندو با پذیرش اسلام و در بعضی موارد تشیع در اقلیت توانست از خود بروز و ظهوری بدهد و شکوفا گردد، و فقه شیعی در این دوره رونق زیادی یافت و کلام تشیع از رشد چشمگیری برخوردار شد، مراجع دینی فرهنگی این دوره عبارت بودند از محقق حلی، علامه‌ی حلی، فخرالمحققین، خواجه نصیرالدین طوسی .

دوران پس از مغول دو قرن بی ثباتی را در پی داشت در این دوره نهضت سربداران شکل گرفت و جریان خوبی را در این نابسامانی به راه انداخته بودند از علمای این دوره شهید اول، فاضل مقداد و ابن فهد حلی را می توان نام برد.

ظهور صفویان نقطه ی عطف در تاریخ تشیع به حساب می‌آید، در این دوره مذهب رسمی کشور تشیع شد و حکومت برای مبارزه با بدعت ها علما  را به رونق فقه و علوم دینی تشویق کرد و زمینه را برای رشد ایشان فراهم ساخت.

مراج این دوره محقق کرکی و شهید ثانی، مقدس اردبیلی و شیخ بهایی و علامه‌ی مجلسی می‌باشند.

پس از حمله‌ی مغولان عالمان شیعه به شهرهای عراق،نجف ف کربلا و سامرا مهاجرت کنندو این امر موجب استقلال بیشتر و هویت عالمان شیعه در برابر دولت گردید، با وجود تلاش های نادرشاه برای برچیدن مذهب تشیع اما به این امر دست نیافت.

این نکته که ما در این نوشتار و نوشتار پیشین به اختصار و فهرست وار از مباحث گذشتیم بسبب آشنایی محققان با فضای کلی آن دوران بوده است، ورنه جریان های فرهنگی آن دوره بسیار متنوع بوده و ما به عمد جریان های اصیل شیعی و انقلابی را انتخاب نمودیم.

منابع:

چهارده قرن تلاش شیعه برای ماندن و توسعه[روح الله حسینیان]

تاریخ ایران اسلامی[رسول جعفریان]

نقش ائمه در احیای دین[علامه عسکری]