جریان شناسی فرهنگی تشیع در عصر انسان ۲۵۰ ساله

fce954322fa92f3392ceef82384ee0e7_L

از اصول جریان‌های فرهنگی شیعی از ابتدا، اعتقاد به امام عادل و معصوم، نتیجه‌اش اعتقاد به نامشروع بودن همه‌ی حکومت‌های غیرمعصوم در زمان معصوم و غاصبانه بودن همه‌ی حکومت‌های غیرمأذون در دوران غیبت است. این اصل بالقوه عنصری انقلابی است که در صورت فعلیت می‌تواند حکومت‌های نامشروع را سرنگون و حکومت مطلوب را جایگزین کند.

پیروزی انقلاب اسلامی بسیاری از تئوری‌های انقلاب را متزلزل کرده و نظریات جدیدی را در جامعه شناسی سیاسی به‌وجود آورد؛ دانشمندان غربی و شرقی داخلی و خارجی صدها کتاب درباره‌ی چگونگی و چرایی آن نوشته‌اند و روزانه، ده‌ها مقاله و تحلیل از پی‌آمدهای انقلاب اسلامی در روزنامه‌های غربی به چاپ می‌رسد. بازگشت به خویشتن مسلمانان که یکی از نتایج این انقلاب بود، غرب منفعت‌طلب را به وحشت انداخت. آنها رسما اعلام می‌کنند جنگ تمدن‌ها بین فرهنگ غرب و اسلام آغاز شده است و عامل اساسی پیروزی انقلاب، ریشه‌های عمیق فرهنگی و تاریخی آن است، ما در این جریان‌شناسی فرهنگی بر آنیم جریان های فرهنگی تشیع از بدو پیدایش تا کنون را مورد بررسی قرار دهیم. که سهم این نوشتار بررسی جریان‌های فرهنگی تشیع در دوره‌ی حضور امامان در میان مردم می‌باشد.

 از اصول جریان‌های فرهنگی شیعی از ابتدا، اعتقاد به امام عادل و معصوم، که نتیجه‌اش اعتقاد به نامشروع بودن همه‌ی حکومت‌های غیرمعصوم در زمان معصوم و غاصبانه بودن همه‌ی حکومت‌های غیرمأذون در دوران غیبت است. این اصل بالقوه عنصری انقلابی است که در صورت فعلیت می‌تواند حکومت‌های نامشروع را سرنگون و حکومت مطلوب را جایگزین کند. در قرن اول ده‌ها قیام شیعی در نقاط مختلف جهان اسلام به وقوع پیوست، ولی رهبران آن قیام‌ها هیچ‌گاه برای خود بیعت نگرفتند، بلکه برای فردی ناشناخته به نام “الرضا من اهل البیت” یعنی همان فردی که رهبری او مورد رضایت خداوند از اهل بیت است بیعت گرفتند. تاثیر دیگری که چنین بینشی در تاریخ سیاسی شیعه داشته است، حفظ موجودیت شیعه به عنوان اقلیتی مستقل است؛ یعنی همان عاملی که موجب شد شیعه در بیشتر امور اداری و اجتماعی، هضم دستگاه‌های حکومت اکثریت نشود. رهبران شیعه برای حفظ استقلال مالی، خمس را که امری متروک بود احیا کردند،خمس موجب استقلال دستگاه رهبری شیعه از حکومت شد و علاوه بر اینکه مشکلات شیعیان را بر طرف می کرد، در راه مبارزه نیز به مصرف می‌رسید. رهبران شیعه از زمان امام صادق علیه السلام به بعد بطور علنی مراجعه‌ی شیعیان را به دستگاه‌های قضایی حکومت ممنوع کردند و آن را مراجعه به طاغوت کردند و بطور عام، قضاتی را که دارای ویژگی‌های لازم بودند برای حل و فصل دعواهای حقوقی شیعیان منصوب کردند.

همچنین رهبران جریان شیعه مانع جذب شیعیان در دستگاه حاکم شدند و به شیعیان اجازه‌ی جنگیدن حتی جنگ مقدس بر ضد کفار را نداده و شرط جواز جهاد را، رهبری عدل قرار دادند. بغیر از دو استثناء : اول رعایت منافع شیعیان و رفع ستم از آنها و احقاق حق و ابطال باطل، دوم در حالت اجبار و اضطرار و تقیه.

 بصورت کلی مجموعه آموزه‌های شیعی مانند عدالت، اختیار و مسئولیت انسان، شهادت، انتظار و حتی محافظه کار ترین آموزه‌ها یعنی تقیه، جنبه‌ی آرمانی و انقلابی دارد. تقیه همان اصل مخفی کاری انقلابی است. تقیه سپر مومن معرفی شده است. سپر یکی از ابزار  جنگجویان است و الا فرد معمولی به سپر نیازندارد.

هنگامی که به ادبیات شیعه نگاه کنیم انقلاب در کلمه کلمه‌ی آن می‌درخشد. شعرای معروف شیعه مانند کمیت اسدی (م۱۲۵ق) و دعبل خزاعی (م۱۴۸ق)، سید اسماعیل حمیری (م۱۷۳)، همه از شاعران سربداری بوده که عمر خویش را با ادبیات آتشین، به مبارزه با حکومت‌های ستمگر به پایان برده‌اند.

عصر امامت از رحلت پیامبر صلی الله علیه و اله (۱۱ق) آغاز و تا شروع دوره‌ی غیبت (۲۶۰ ق) به طول می‌انجامد. تلاش ائمه‌ی معصومین در این عصر، نیروسازی و ترویج مبانی شیعی است، رهبری شیعه در این دوره، کادرسازی، تعمیق مباحث اعتقادی-فرهنگی ، حفظ سازمان از انهدام، گسترش سازمان، عدم سازش با حاکمیت، جلوگیری از بریدگی و ضم نیروها در نظام حاکم و در مواقع ضروری ضربه به پیکر دشمن با قیام مسلحانه یا تبیین و تبلیغ را در دستور کار خود قرار داده بود. در این دوره شیعه با افرادی انگشت شمار آغاز به کار کرد و پس از سه قرن به جمعیتی خطرآفرین برای حاکمیت اکثریت تبدیل شد. این عصر به دوره‌های زیر تقسیم می‌شود:

– از وفات پیامبر اعظم تا پایان حکومت عثمان: رهبری شیعه به دلیل حساسیت تاریخی اسلام نوپا و در اقلیت مطلق قرار گرفتن، روش سکوت و راهنمایی را در پیش گرفت. نوع سیاست های خلفای اول و دوم به گونه ای بود که ظواهر فرهنگ اسلامی را رعایت می‌کردند، اما با روی کار آمدن عثمان ، رفتار ضد ارزشی او و بازگرداندن باند فاسد اموی به مصادر امور، اعتراض ها و شورش هایی را به پا کرد، عمار یاسر در مسجدالنبی در کنار دارالحکومه ، مقداد ، ابوذر در کوچه های مدینه، مالک اشتر و جندب ازدی در کوفه ،رهبری و روشنگری های جریان های فرهنگی شیعه را در اقصی نقاط ممالک اسلامی ایجاد نمودند.

– دوره‌ی حاکمیت تشیع: از بیعت با امیرالمومنین تا صلح امام حسن علیه السلام، جریان های فرهنگی در این دوره فساد به جا مانده از نظام سازی خلفای پیشین ، جریان کاخ نشینی و اسلام اموی معاویه در شام، عناصر دنیا طلبی چون طلحه و زبیر جریانی مادی گرای دیگر و جریان خوارج بود.

– دوره‌ی محنت شیعه: از صلح امام حسن تا قیام سیدالشهدا،در این دوره دستگاه تبلیغاتی و فرهنگ سازی اموی به طور عالی و بسیار دقیق به فرهنگ سازی برای جامعه‌ی اسلامی می‌پرداخت و در کنار آن بزرگان شیعه را با قساوت تمام به شهادت می‌رساند، دستگاه تبلیغاتی اموی جوری تبلیغ نموده بود که شامیان علی را حتی از لحاظ قومی نمی شناختند، بنی امیه را اهل بیت پیامبر معرفی کرده بودند، اهل بیت حقیقی پیامبر با همه‌ی فضائلی که در شانشان می‌باشد، از چشم امت اسلامی افتادند و ضد ارزش تلقی می شدند.

– دوره‌ی قیام مسلحانه از عاشورا تا هفت سال: قیام سیدالشهدا به عنوان احیاگر اسلام در آن شرایط و نجات بخش همه‌ی بشر در این دوره بوقوع پیوست، قیام توابین در سه و چهار سال بعد از آن، و انقلاب شیعی مختار در سال ۶۶، همچنین واقعه حره در مدینه، جریان هایی را بوجود آورد، البته در این دوره امام سجاد و شیعیان در اختناقی وحشت بار از دولت اموی بودند ، اگرچه حکومت شیعی مختار دوام نیاورد و زبیریان با ناجوانمردی اورا به شهادت رساندند، اما کوفه برای همیشه کانون بحران بر ضد حاکمان و مرکز قیام‌های شیعی شد.

– دوره‌ی کادرسازی تشیع: از حکومت زبیریان بر حجاز و عراق تا حکومت منصور عباسی (حدود ۱۳۶ سال) این دوره هم زمان با امامت امام سجاد و اومام باقر و اوایل امامت امام صادق علیهم السلام می‌باشد. در این دوره امامان به تربیت نیروی انسانی ، تعمیق بخشیدن به آموزه‌های  شیعی، و رسمیت دادن به مکتب اهل بیت در مقابل مکاتب فقهی حاکم و ترویج تشیع می باشد، ضدیت زبیریان با اهل بیت بسیار بود، هم چنین امام سجاد در دوران استبداد عریان امویان بوده است و امام مجبور بود از راه دین و دعا به تربیت شیعیان و آیندگان بپردازد. امام با سه شاگرد شروع کرد و شیخ طوسی برای ایشان ۱۷۱ شاگرد نام برده.امام باقر و امام صادق نیز به آموزش یاران پرداختند و شاگردان زیادی را پرورش دادند.

– دوره ی اختناق جدید بر شیعه: در این دوره تقیه درجه‌ی بالایی داشت حتی امامت امم بعدی به شیعیان به سختی و با احتیاط اعلام میشد، در این دوره اما توانستند افراد زیادی از شیعیان درون ساختار حکومت نفوذ کنند، اما از همکاری با حکومت امتناع می کردند.

-دوره‌ی آزادی نسبی و گسترش تشیع: از زمان مرگ هارون الرشید تا شهادت امام جواد علیه السلام

-دوره‌ی قدرت تشیع و وحشت خلافت: از امامت امام هادی تا غیبت حضرت صاحب عجل الله تعالی فرجه الشریف

جریان های فرهنگی در این دوره ه عبارت بودند از دستگاه های تبلیغاتی خلفا و شیعیان آگاه و پیرو معصومین بعلاوه گروهی گمراهان که خود را امامان معرفی می کردند و جماعتی اندک را بدور خود جمع می نمودند.

منابع:

چهارده قرن تلاش شیعه برای ماندن و توسعه[روح الله حسینیان]

تاریخ ایران اسلامی[رسول جعفریان]

نقش ائمه در احیای دین[علامه عسکری]