تولید ملی را چگونه حساب می‌کنیم؟ (۱)

2c593ca5084271e3271767ea5d67e498_L

وقتی تولید ملی را به عنوان هدف انتخاب می کنیم در اقتصاد باید آمار داشته باشیم تا هر لحظه بدانیم که چه قدر رشد کرده ایم و چه قدر این هدف محقق شده است؟ اندازه گیری برای اقتصاد مثل آزمایش برای پزشک است . اقتصاد دان باید آمار خوب داشته باشد.

روش محاسبه تولید ملی :

معمولا کالاها از جنس های مختلف هستند و خدمات اصلا جنس نیستند ، لذا نمی توان برای محاسبه تولید ملی کل آن ها را با هم جمع کرد . مثلا نمی توان خدمات تولید شده در بنگاه ها را با ماست جمع زد. ناچار باید ارزش پولی کالا و خدمات را حساب کنیم و با هم جمع کنیم و به یک عدد واحد برسیم.

مشکلات محاسبه تولید ملی بر مبنای ارزش پولی

مشکل اول : اقتصاد غیر رسمی

چند مورد اقتصاد غیر رسمی :

کالا و خدمات خانگی یا قابل محاسبه نیستند یا جایی ثبت و ضبط نمی شوند : بعضی از کالا و خدماتی که در یک کشور تولید شده است قیمت ندارد ، چون بازار ندارد . برای مثال چلوکبابی داخل مغازه قیمت دارد ، لذا می توان تولیدات آشپز آن را در تولید ملی حساب کرد ، ولی اگر این چلوکباب را زن خانه دار تولید کند قیمت ندارد.  و اگر بتوان مشکل قیمت گذاری را حل کنیم ( مثلا بگوییم ارزش پولی غذای تولید شده زن خانه دار را با قیمت معادل آن در بازار برابر بگیریم ) مشکل دیگر این است که این تولید خانگی جایی رد و بدل نشده است و لذا ثبت نشده است.

یک مثال دیگر : در محاسبه تولید ملی کسی که در هیات امام حسین علیه السلام کار می کند در درجه اول مشکل قیمت گذاری داریم و نمی دانیم که ارزش مادی کار او چه قدر است؟ اگر هم فرضا با محاسبه ساعت های کاری او بتوانیم ارزش مادی خدمت او را حساب کنیم ، به مشکل دوم بر می خوریم و آن این است که این نوع خدمات جایی ثبت نمی شوند و لذا قابل محاسبه نیستند.

اقتصاد زیرزمینی مثل فروش گل سر چهارراه ها ثبت نمی شوند و در تولید ملی بر مبنای ارزش پولی

حساب نمی شوند .البته بخشی از اقتصاد های زیرزمینی اگر در تولید ملی جمع نشود اشکال ندارد . مثل دزدی!

خیرات و مبرات در تولید ملی بر مبنای ارزش پولی ثبت نمی شود . خیرات در کشور ما آمار بالایی دارد ، لذا باید از مرکز آمار مطالبه کنیم که کاری کنند که خیرات و مبرات هم در تولید ملی ثبت شود.

پس کشورهایی مثل کشور ما که دارای آمار اقتصاد غیر رسمی بالایی هستند ، در محاسبه تولید ملی بر مبنای ارزش پولی دچار مشکل خواهند بود و باید مبنای ارزش پولی را بهبود ببخشند که تا حد امکان اقتصاد غیر رسمی را هم شامل شود.

آیا می شود کرامت انسانی و عدالت را به تولید ملی اضافه کرد؟ بله می شود ، همان طور که غربی ها شاخص بومی می سازند ما هم می توانیم شاخص بسازیم و مرکز آمار باید از این جهت جوابگو باشد که چرا شاخص های بومی نمی سازد . یکی از عیب های ما این است که فعالیت های ارزشی مثل کار کردن در بسیج در تولید ملی محاسبه نمی شود.

مشکل دوم : در نظر گرفتن ابعاد سلبی

ابعاد سلبی تولید مثل تخریب ( مثل درختی که در جاده سازی می بریم ) را باید از ابعاد ایجابی کم کنیم و حاصل را به عنوان تولید ملی کل بیان کنیم ؛ ولی تخریب ها چون بازار ندارند ثبت نمی شوند.

غربی ها این معضل را فهمیده اند که اگر محیط زیست را حفظ نکنند تولید ملی تداوم نخواهد داشت لذا اصطلاح توسعه پایدار را مطرح کرده اند و از این جهت به آن می گویند توسعه پایدار که پایدار بودن توسعه منوط به حفظ محیط زیست است.

غربی ها گفته اند که ما تولید ملی سبز داریم . تولید ملی سبز به معنای حفاظت از زیست محیط است.

مشکل سوم : استهلاک

در تولید ملی استهلاک را هم در نظر نمی گیریم . باید استهلاک را هم از تولید ملی کم کنیم.

تولید ناخالص ملی و تولید خالص ملی : تولید ناخالص ملی رقمی است که هزینه استهلاک از آن کم نشده باشد تولید در اصطلاح (Gross National Product) خالص ملی، تولید ناخالص ملی منهای استهلاک است. به تولید ناخالص ملی هم شاخصی برای در نظر گرفتن Green GDP . می گویند GDP و به تولید ناخالص داخلی در اصطلاح GNP محیط زیست است.

در اقتصاد معمولا تولید ناخالص را مبنا قرار می دهیم چون قسمت استهلاک شده را هم قبلا تولید کرده ایم ؛ ولی باید مواظب باشیم که استهلاک بالا نباشد  .بالا بودن استهلاک به معنای عدم استفاده صحیح از منابع مولد است.

برای مقایسه مکانی و زمانی GNP و GDP باید موارد فوق را درنظر گرفت:

اول : معیار های پولی باید یکسان شود: در هر کشور حسب لیر و در ایران بر حسب تومان است. لذا باید تولید ملی هر کشور را به مبنای واحدی تبدیل کنیم.

دوم : نرخ ارز بازار نمی تواند مبنای یکسان سازی معیارها باشد. فرض کنید تولید ملی ترکیه ده هزار لیر باشد و

تولید ملی ایران سی هزار ریال باشد و هر لیر ، ۵ ریال باشد در این صورت تولید ملی ترکیه ۵۰ هزار ریال و تولید ملی ایران ۳۰ هزار ریال خواهد بود؟

GDP دو کشور ۵ به ۳ است؟ با این محاسبه آیا می توان گفت که نسبت جواب این است که برای یکسان سازی مبنای مقایسه از نرخ ارز بازار استفاده کرده ایم و ارز بازار از عوامل متعددی متاثر است. لذا بحثی در اقتصاد هست که می گوید که ارزی که در بازار هست نمی تواند مبنای مقایسه باشد

لذا یک نرخ ارز محاسباتی مربوط به حسابداری رفاه به نام نرخ ارز برابری قدرت خرید یا PPP را مطرح کرده اند. این متغیر یک نرخ ارز خاص است که با آن چه که در بازار است متفاوت است.  مثلا الان دلار در بازار۱۵۰۰ تومان است ولی بر مبنایPPP  هر دلار ۶۰۰ تومان است

می گویند که اگر با یک دلار در آمریکا مقدار مشخصی کالا بتوانیم بخریم ، همان مقدار کالا  در ایران چند ریال است . روش هم به این صورت که یک سبد کالایی متعارف از مصرف مردم مثل گوشت و پارچه و

دفتر و دو تا کتاب و … را محاسبه می کنند، این سبد را در آمریکا و ایران قیمت گذاری می کنند و با هم مقایسه میکنند.

حال سوال این است که چرا این قدر تفاوت زیاد است؟ علت این که نرخ برابری قدرت خرید ما ۶۰۰ است و در بازار ۱۶۰۰ است به خاطر این است که نرخ ارز بازار ناشی از شرایط بازار است و ربط کاملی به قدرت خرید پول ندارد.  یک چیزهایی در ایران مثل خدمات ، ارزان است ، مثلا پزشکی ما ارزان تر است ، بنابراین پول ما قدرت خرید خدمات بالاتری نسبت به آمریکا دارد.  بخشی دیگر هم مربوط به نوسانات بازار است، مثلا ممکن است بانک

مرکزی ، ارز در بازار بریزد و قیمت ارز را پایین آورد ، البته این نوسانات بر سبد کالایی تاثیر می گذارد و مثلا قیمت موبایل که در سبد کالایی است را تغییر می دهد.

لذا در مقایسه دو کشور نرخ برابری قدرت خرید ملاک مقایسه است .

ادامه دارد ……

برگرفته از جلسات اقتصاد مقاومتی دکتر پیغامی