بهره وری (۲)

88b3960361835836e444d41321daf95e_L

اگر قائل به مدنی بالطبع بودن باشیم و کارها را تقسیم کنیم، کارها تخصصی تر می شود و اگر کارها تخصصی شود بهره وری بالا می رود.  علت هم این است که هر کس روی کار خودش تمرکز می کند و لذا مهارتش در کار خودش بالا می رود و بهره وری بالا می رود و سرعت افزایش می یابد.

سوال سوم : کجا تولید شود؟

این سوال ، سوال از آمایش سرزمین است . فرض کنید که می خواهیم سردخانه ای بسازیم . سردخانه خدمات سرمایش تولید می کند تا هر کس هر زمان که می خواهد بتواند میوه اش را بفروشد . سوال این است که سردخانه را کجا بزنیم؟ مثلا اگر برای پرتقال شمال در تهران سردخانه بزنیم در این صورت مقدار زیادی بابت انتقال پرتقال از شمال به تهران و از تهران به سایر مناطق ایران هزینه می کنیم ، لذا تهران گزینه مناسبی برای این سوال ما نیست.

سوال های دیگر : سوال های دیگری در این حوزه تولید مطرح است مثل چه زمانی و …

که باید به آن پاسخ بدهیم . ولی با توجه به اهمیت سوال دوم ، یعنی این که چه کسی تولید کند بهتر است در ادامه بیشتر پیرامون این سوال بحث کنیم.

توضیحات بیشتر پیرامون این که چه کسی باید تولید کند؟

انسان مدنی باالطبع است : مبتنی بر اندیشه اسلامی ، انسان مدنی بالطبع است ؛ انسان باید مراوده عاطفی داشته باشد . به اقتضای این مدنی بالطبع بودن باید با هم مبادله کنیم . هر خانوار شاید بتواند بیشتر مایحتاجش ( مثل نان و پارچه و … ) را خودش تولید کند و اصطلاحا خودکفا شود ، ولی این خودکفایی با مدنی بالطبع بودن در تضاد است.

بهره وری : اگر قائل به مدنی بالطبع بودن باشیم و کارها را تقسیم کنیم، کارها تخصصی تر می شود و اگر کارها تخصصی شود بهره وری بالا می رود.  علت هم این است که هر کس روی کار خودش تمرکز می کند و لذا مهارتش در کار خودش بالا می رود و بهره وری بالا می رود و سرعت افزایش می یابد.  مثلا اگر ما بخواهیم خودمان نان بپزیم بهره وری کاهش می یابد چون خیلی کمتر از یک نانوا تولید روزانه داریم.

خداوند متعال در آیه ۳۲  سوره زخرف می فرماید : نحن قسمنا بینهم معیشتهم. پس هر کسی نمی تواند خودش به تنهایی کار کند . یک نفر باید اختصاصا نجار شود ، دیگری بزاز شود و … .

پس باید تقسیم کار در جامعه کنیم و هر کسی تخصصی داشته باشد و با هم مبادله کنیم . جامعه مدنی این سه عنصر را باید به صورت قوی داشته باشد . قانون تکوین الهی در مدنی بودن است.

آن چه که گفتیم در فضای بین المللی هم قابل تصور است. یک کشور ، متخصص کامپیوتر است و دیگری متخصص کشاورزی و دیگر متخصص جنگ افزار و … .

لذا در فضای بین المللی باید مبادله کنیم و اگر از این مبادله تجارت حاصل شود، این تجارت اقتضای تکوینیات این عالم است و لذا این تجارت یک کار خدایی است.  پس می توان گفت که انسان یعنی موجود مبادله گر.

کالای استراتژیک : البته مساله به این سادگی ها نیست و در شرایطی مثل تحریم پیچیده تر می شود . در شرایط تحریم باید توانایی تولید نان داشته باشیم تا اگر کسی به ما نان نفروخت خودمان نان بپیزیم. این مثالی از یک کالای استراتژیک است . لذا مساله کالای استراتژیک در تولید ملی مطرح می شود. کالای استراتژیک در مورد یک خانواده کوچک هم مطرح است ؛ مثلا یک زمانی نان کالای استراتژیک بوده است و همه در خانه نانوایی داشته اند، ولی در عصر حاضر دیگر نان کالای استراتژیک نیست . در فضای بین المللی مساله کالای استراتژیک حادتر می شود، برای مثال عرصه دفاعی یک عرصه استراتژیک است و نمی توان با استناد به اصل مبادله از تولید سلاح چشم بپوشیم.

حد استراژیک : در کالای استراتژیک حدی که باید خودمان تولید کنیم چه قدر است؟ حد استراتژیک حدی از تولید کالای استراتژیک است که بعد از آن دیگر کالا برای ما استراتژیک نخواهد بود . مثلا گندم برای ما یک کالای استراتژیک است ولی به این معنی نیست که حتما باید در تولید گندم خودکفا شویم . تا یک حدی تولید داخلی اقتضای استراژیک بودن گندم است ولی از یک حدی بیشتر بهتر است که واردات گندم داشته باشیم ؛ چرا که ما به ۴یا ۵ برابر قیمت جهانی گندم تولید می کنیم و اگر از خارجی گندم می خریدیم سه چهارم از کار و سرمایه ایرانی مصرف نمی شد.  گاهی لازم است خودمان تولید کنیم و لو با ده برابر قیمت ، ولی حدش چه قدر است.

ایرانی ها حدودا ۱۲ میلیون تن گندم در سال مصرف می کنند ولی حد استراتژیک ما در گندم این مقدار نیست.

مزیت نسبی : مزیت نسبی یعنی این که سعی کنیم با صرف هزینه کمتری تولید بیشتری کنیم و کسی که مزیت نسبی دارد تولید کند.  مثلا نانوا نسبت به بقیه جامعه در تولید گندم مزیت نسبی دارد.  مزیت را بر اساس میزان تولید وبهره وری می سنجیم.

کلام آخر : سوال هایی از این قبیل سوال هایی هستند که باید به آن ها جواب بدهیم. چه مقدار از کار و سرمایه

ایرانی درگیر چه شود؟ کشاورزی، بازرگانی ، صنعت ، علم و فناوری ، خدمات ، انرژی عرصه های گوناگون تولید هستند . مقام معظم رهبری فرمودند که میزان مصرف انرژی ما بالاست . یعنی ما نسبت به تولیدمان اتلاف انرژی داریم و با انرژی کمتری باید این مقدار تولید را داشته باشیم. لذا یک سوال اساسی این است که چه مقدار از کار و سرمایه را در چه عرصه ای به کار بگیریم؟ و تولید ملی مان را به چه سمت و سویی ببریم؟

کار و سرمایه ایرانی نباید درگیر تولید داخلی  -به این معنی که بخواهیم همه چیز را خودمان تولید کنیم- شود.

در گذشته پادشاهان یک اقتصادی داشته اند که به وسیله آن لشکرهای چند هزار نفری را حرکت می داده اند لذا امپراتور باید عده ای را از کشاورزی آزاد می کرده است تا بتواند جنگ کند و دیگری از لحاظ کشاورزی نیازهای نیروهای جنگی را تامین کنند.اگر دانشمندی را می خواهیم که فقط مقاله بنویسد ، باید نیازهای دیگرش را تامین کنیم.

چرا انقلاب صنعتی از انگلستان شروع شد؟ یک دلیل خیلی مهم شروع یک انقلاب در عرصه کشاورزی اروپا و افزایش بهره وری در کشاورزی بود.  هر کس از کشاورزی آزاد می شد وقتش را صرف کارهای دیگر می کرد.  لذا افزایش تولید ملی نیازمند این است که بدون این که تولیدمان را در یک بخش مثل کشاورزی کاهش دهیم، عده ای را از آن جدا کنیم ، و مشغول کارهای دیگر مثل تولید علم کنیم .

مثلا مقام معظم رهبری می فرمایند چرا تولید رمان جنگ ما کم است؟ جواب ساده این است که اقتصاد رمان نداریم ، یعنی کار و سرمایه ایرانی درگیر رمان نویسی نمی شود ، لذا راه حل این است که فردی را که توانایی رمان نویسی دارد و مثلا در مکانیکی است از پیچ بستن آزاد کنیم ، ضمن این که پیچ بستن ها هم تعطیل نشود ، و او را مشغول

نوشتن رمان کنیم.

درعرصه های ارزشی تر مثل تبلیغ هم همین طوراست . ما الان چقدر مبلغ داریم؟ این که استعمار توانست گسترش یابد به خاطر این بود که در یک جای دیگر شکم میسیونرهایشان را سیر می کردند و میسیونرها تبلیغ می کردند .

برگرفته از جلسات اقتصاد مقاومتی دکتر پیغامی