شوالیه ی فرهنگی

8ce31f4edd91b3106c4990e3255514d3_L

برای این که مدل رفتاری در جامعه ای پایدار و ماندنی شود باید در قالب و طرح یک مدل فرهنگی درآید به صورتی که تقریبا خود به خود توسط هر یک از اعضای آن اجتماع پذیرفته و اجرا شود.


نگاهی به پدیده ی باربی
برای این که مدل رفتاری در جامعه ای پایدار و ماندنی شود باید در قالب و طرح یک مدل فرهنگی درآید به صورتی که تقریبا خود به خود توسط هر یک از اعضای آن اجتماع پذیرفته و اجرا شود. کورت لوین در این خصوص می نویسد: «مدل فرهنگی تعامل بین فرد، جامعه و فرهنگ است که شکل گیری اغلب مدل های رفتاری او را موجب می شود و حتی عمیق ترین و ژرف ترین پاسخ های عاطفی او را تعیین می کنند. » یکی از مدیران ارشد مؤسسه ی بین المللی مطالعات استراتژیک لندن در مقاله ای که اخیرا در مجله آمریکایی نیوزویک منتشر شده است به صراحت عنوان نموده «برای این که جهان غرب دشمنانش را شبیه خود کند و آن ها را از پای درآورد باید با استراتژی دو گانه مهار و آلوده سازی فرهنگی وارد عمل شود. » در واقع از این حربه نرم به صورت غیر مستقیم و نامرئی به تغییر و استحاله ی فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ملت ها می پردازند. ابزاری که به زعم پروفسور مولانا، زنجیره های بردگی فرهنگی بر پای ملت هاست. یکی از این ابزارها که به وفور در اشکال و صور مختلف در دسترس همگان به خصوص کودکان و نونهالان است عروسک باربی نام دارد؛ عروسکی زیبا و شکیل که نماد و شاخص زندگی و سبک غربی به ویژه آمریکاست. مانکن سرباز ناتوی فرهنگی که به عنوان بهترین و مؤثرترین وسیله اشاعه فرهنگ اومانیستی و سوداگرانه آمریکایی و آلوده سازی فرهنگ بومی کشورهاست، و در عین حال به راحتی در اختیار کودکان قرار می گیرد، زیرا از منظر روان شناسی در این سن به دلیل شکل نگرفتن شخصیت کودک و سادگی طرحواره های ذهنی او الگوپذیری بسیار بالاست. در این دوران آموخته ها بادوام تر و پایدارترند و بیشترین اثر را در زندگی آتی کودکان دارند. از طرفی عروسک برای دختر بچه ها دارای نقشی تربیتی است و از طریق آن می توان مدل لباس و سایر وسایل مورد نیاز دختران و حتی زنان را به صور مختلف تولید و به فروش رساند. بنابراین هر آن چه در تمدن غرب به ویژه آمریکا تولید و عرضه شوند قبلا ذائقه و احساس آن در مصرف کنندگان به وجود آمده است.
این چیزی است که شاید بتوان از آن به عنوان مهندسی فرهنگی در عرصه مصرف گرایی تعبیر کرد.
آنچه که امروز در اکثر خیابان های شهرهای بزرگی چون تهران، اصفهان و شیراز … می بینیم باربی هایی متحرک و شبیه به هم هستند. آنان برای این که از قطار مد روز عقب نمانند به هر قیمتی خود را به شکل این عروسک آمریکایی درآورده اند و وقتی کسی به آن ها می گوید باربی! آن قدر ذوق زده و خوشحال می شوند که گویی به انتهای آرزوی خود رسیده اند و همان باربی معروف شده اند. متأسفانه در این قضیه هر چند باربی را به نام عروسک بچه ها می شناسیم اما زنان و مادرانی هم وجود دارند که به دنبال خودنمایی در این ماراتن مد هستند، البته نه فقط لاغری، چشمان آبی و صورت بلوند باربی، که وسایل جانبی او هم در اشکال گوناگون استفاده می شود. باربی عروسکی که به راحتی تمام دنیا از شرق تا غرب و از شمال تا جنوب را با چهره دوست داشتنی و زیبای خود مطابق با سلایق و علایق مردم آن کشور فتح کرده و بدون هیچ گونه زحمت و دردسری به تخلیه فرهنگ بومی و آلوده سازی آن می پردازد، متأسفانه در کشور ما نیز در اشکال مختلف به فروش می رسد. در واقع از زمانی که به فرمان امام خمینی (ره) درها را به روی آمریکای جنایتکار بستیم تا جامعه آزادی خواه ایران را از تعرض و تعدی فرهنگی سامری هزاره خودمان مصون نگاه داریم او جسورانه از پنجره وارد شد و مینی گوساله خود را به هر ترتیب که بود روانه جامعه اسلامی ما کرد. اما به راستی منشأ این ویروس مهلک و خطرناک فرهنگی از کجاست؟ ! الگوی دختران جوان و نوجوان ما و دیگر ملل دنیا چگونه شکل گرفت و فلسفه موجودیتش چه بود؟

باربی چگونه پدید آمد؟
کمپانی «متل» در سال ۱۹۴۵ توسط زوج هندلرومت، در ایالت کالیفرنیای جنوبی آمریکا تأسیس شد. این شرکت که به دنبال سودآوری بود، ابتدا به تولید قاب عکس، بعد مبلمان منزل و اسباب بازی روی آوردند. با همکاری کلوپ میکی موس تبلیغات تلویزیونی وسیع و گسترده ای در این زمینه داشتند. به دلیل این که دخترشان باربارا به عروسک علاقه زیادی داشت بر آن شدند تا با کمپانی آلمانی تولید عروسک «لی لی» قراردادی ببندند و بعد از مدتی امتیاز این عروسک را از آلمان خریده و از روی اسم دخترشان نام آن را «باربی» گذاشتند و به این طریق باربی متولد شد و در واقع سناریوی تسخیر فرهنگی شکل گرفت. در ابتدا باربی با قیمت دو دلار فروخته می شد اما در حال حاضر با قیمت تقریبی چهار هزار و پانصد دلار است. طرح تغییرات باربی به عهده جک رایان است که در پنتاگون طراح موشک های اسپارو و هاوک است. او به خاطر تخصص و استعداد فوق العاده اش در شناخت فرم و هیکل زنان در کمپانی متل استخدام شد. بعد از مدتی عروسک پسرانه با موهای قهوه ای و لباس های شیک به نام «کن» برگرفته از اسم پسر آقای هندلر، رئیس کمپانی، تولید و به عنوان دوست پسر باربی معرفی شد، اما این کافی نبود باربی باید به جاهای دیگری نیز نفوذ می کرد، لذا باربی با رنگ پوست قهوه ای به نام «کریستین» برای بچه های سیاه پوست و «کی یرا» باربی ژاپنی و چینی برای تسخیر فرهنگ بیش از یک میلیارد زرد پوست و یا «ترزا» برای بچه های آمریکای لاتین و انواع دیگر و نژادهای مختلف به جمع دوستان باربی اضافه شد. در راستای تبلیغ و ترویج عروسک باربی، فروش اقلام گوناگون اسباب بازی های جانبی و تکمیلی، با سرعت روزافزونی بالا گرفت. از پازل ها، اسباب بازی های الکترونیکی، لوازم التحریر، مواد آرایشی و تزیینی … تا خوردنی های فانتزی چون شکلات، آدامس و …
در سال ۲۰۰۱ عروسک باربی با ورود در اولین فیلم کامپیوتری خود به نام «فندق شکن» وارد مرحله تازه ای شد. از آن به بعد بیش از پانصد بار در نقش ها و شخصیت های مختلفی اعم از انیمیشن، مستهجن و سکسی عرض اندام نمود. باربی پرستار، باربی پزشک، باربی معلم، باربی ارتشی با وسایل مربوط به حرفه مربوطه هر روز در بازارهای جهانی به فروش می رسید. البته هر بار به فراخور زمان و تنوع مدها، باربی نیز به روزتر می شد. در طی چهل سال گذشته باربی حتی وارد عرصه سیاسی شده است. در انتخابات ایالتی، جنگ ویتنام، گرانادا، پاناما در انتهای جنگ سرد باربی چون سربازی حضور همه جانبه داشته است در طی سال های اخیر – به دنبال تهاجم آمریکا به عراق و یا پس از واقعه یازدهم سپتامبر – باربی با پوشیدن لباس نظامی به تحریص افکار عمومی ضد تروریسم وارد عرصه اجتماعی و سیاسی شد. باربی به روح آمریکایی بدل شده است. مهم ترین نقش فرهنگی باربی تأثیرگذاری و ارائه خط مشی به دختران و زنان در تمام دنیای تحت سیطره خود است تا با او همذات پنداری کنند. اندام باربی، آرایش باربی، مدل موی باربی، کفش باربی و حتی وقیحانه تر آموزش مسائل جنسی و غیراخلاقی توسط این عروسک آمریکایی که دیگر نقش یک عروسک ساده را ایفا نمی کند؛ حتی به قدری دختران متشبه به باربی شده بودند که برای این که اندامشان خراب نشود تمایل به ازدواج و بارداری نداشتند، برای همین منظور باربی باردار وارد بازار شد تا خود بچه ها او را زایمان کنند و در نهایت همه چیز با برنامه ریزی و استراتژی کامل و جامع صورت گرفته است. این شوالیه ی فرهنگی به راحتی شیوه های تربیتی و مهار دختران سراسر دنیا را به دست گرفته تا مطابق با گزاره های آمریکایی آن ها را پرورش دهد. باربی برخلاف سایر عروسک ها تداعی گر عروسکی برای بچه ها نیست و چهره بچگانه ندارد بلکه یک زن جوان با فاکتورهای آمریکایی است. این سرباز فرهنگی به گونه ای نرم و نامحسوس به تخریب فرهنگ ها می پردازد، لذا می بایست برای مقابله با آن تمهیداتی بنیادین و عملیاتی اندیشید.

آنتی باربی
اخیرا جوامع مختلف برای دفاع و مقابله با هژمونی باربی و صیانت از فرهنگ بومی و ملی خود اقدام به ساخت و تولید آنتی باربی هایی کرده و با وجود صرف هزینه های زیاد نتوانسته اند این ابرعروسک فرهنگی را از پای درآورند و متحمل شکست شدند. از جمله عروسک انگلیسی به نام «سیندی» که در این نبرد فرهنگی نابود شد. در کشور خودمان «دارا و سارا» به عنوان عروسک های ملی با نژاد آریایی و اسلامی نمونه دیگری از آنتی باربی های تولیدی هستند که متأسفانه به دلایل متعددی موفق به مقابله با این سرباز ناتوی فرهنگی نشدند، بلکه هزینه سنگینی را نیز به سپاهیان فرهنگی مان تحمیل کردند. به محض این که دارا و سارا در بازارهای داخلی و کشورهای همسایه با استقبال خوبی مواجه شدند. اربابان زر و زور که در صدر این جنگ فرهنگی هستند، سرباز خود را با بیش از هشتاد نوع لباس محلی و قومی به وفور وارد بازار کردند و با کمک شهرت و تبلیغات پر رنگ و لعاب رسانه ای باز هم پیروز میدان لقب گرفتند، اما چرا دارا و سارا شکست خوردند؟ چهره فیزیکی بچگانه و غیر قابل ملموس دارا و سارا در برابر جذابیت و طبیعی بودن باربی و قیمت بسیار بالا حیطه عملکرد این سربازان ایرانی را محدود کرده بود. از طرفی، رسانه ملی در فیلم های مقبول عامه مردم تبلیغ مستقیم یا غیر مستقیم از آن ها نمی کرد در صورتی که باید این نبرد که مواجهه با ناتوی فرهنگی است را جدی بگیریم و با اجماع فکری نخبگان و کارشناسان فرهنگی خود را مجهز کنیم. لزوم ایجاد مهندسی فرهنگی در این عرصه امری مهم و ضروری است. در پروسه فرهنگی باید فراملی و بین المللی اندیشید، بازارهای جهانی را هدف قرار داد و با برنامه و استراتژی وارد میدان شد و دشمن را حتی در مقوله اسباب بازی کودکان، کوچک نشمرد. فراموش نکنیم استعمارگران هر بار در لباسی متفاوت عمل می کنند و ایران و همسایگانش، متشکل از قومیت ها و هویت های متفاوت اند که گاه در یک چارچوب ملی قرار گرفته اند. اما این دیوار مرزها خود، آبستن تنش و اصطکاک هایی است که دشمن آن را هدف قرار داده است و با اصطلاحات اصلی و فرعی ناسیونالیسم و غیره جدایی آن ها را پر رنگ تر می سازد. این مهم است که پاشنه آشیل دشمن را بشناسیم و آگاهانه عمل کنیم، زیرا عروسک پرجذبه و زیبای باربی که تاریخچه بیش از نیم قرن را در عقبه خود دارد توسط غول های رسانه ای دنیا و کارخانجات فرهنگ سازی حمایت می شود، پس ما نیز باید عروسکی با پشتوانه یک میلیارد و نیم مسلمان بسازیم تا توان مقابله در این نبرد فرهنگی را داشته باشد.