نظریه جنگ نرم

6fabeebf57a31d7fcb8c80ffa6f11c39_L

واژه جنگ نرم (Soft War) در برابر جنگ سخت (Hard War) کاربرد دارد،

البته گاهی به جای جنگ از واژه‌های تهدید یا قدرت استفاده می‌شود، ولی در نهایت معمولا به یک مفهوم ختم می‌شود.

نظریه جنگ نرم طی دهه‌های اخیر وارد ادبیات سیاسی شده است. دراین باره منسجم‌ترین کتابی که با عنوان Soft Power- قدرت نرم- انتشار یافته، به جوزف نای تعلق دارد.

وی معتقد است مبنای قدرت سخت یا جنگ سخت، بر «اجبار» و مبنای قدرت نرم بر «اقناع» است. او برخلاف بعضی از صاحب نظران، اقتصاد و دیپلماسی را در زیرمجموعه قدرت سخت قرار داده و تنها از رسانه بعنوان قدرت نرم نام برده است. البته اگر مبنای قدرت سخت بر اجبار و مبنای قدرت نرم بر اقناع باشد، می‌توان به این تفکیک جوزف نای خورده گرفت، چرا که رسانه، اقتصاد و دیپلماسی می‌توانند در ذیل هر دو عنوان سخت یا نرم قرار گیرند. نرم یا سخت بودن آن بستگی به این دارد که در نهایت برای وادار کردن طرف مقابل به انجام کاری یا بازداشتن او از کاری استفاده می‌شود یا از این ها بعنوان یک اقدام تشویقی و اقناعی استفاده می‌شود.

جنگ نرم در برابر جنگ سخت در حقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه‌ای است که جامعه هدف یا گروه هدف را نشانه می‌گیرد و بدون درگیری نظامی و گشوده شدن آتش رقیب را به انفعال یا شکست وا می‌دارد. جنگ نرم در پی از پای درآوردن اندیشه و تفکر جامعه هدف است تا حلقه‌های فکری و فرهنگی آن را سست کند و با بمباران خبری و تبلیغاتی در نظام سیاسی- اجتماعی حاکم تزلزل و بی‌ثباتی تزریق کند. قدرت نرم (نه زور است و نه پول) در قدرت نرم، بروی ذهنیت‌ها سرمایه گذاری می‌شوند و از جذابیت برای ایجاد اشتراک بین ارزشها و از الزام و وظیفه همکاری برای رسیدن به همه خواستها سود می‌جوید. قدرت نرم، به آن دسته از قابلیتها و توانایی‌های کشور اطلاق می‌شود که با به کارگرفتن از ابزاری چون فرهنگ، آرمان و یا ارزش‌های اخلاقی به صورت غیر مستقیم بر منافع یا رفتارهای دیگر کشورهای اثر می‌گذارد.