ضرورت تشکیل نظام اسلامی و ملزومات آن (۱)

d534c06c79372a97730c8af524aa9b8c_L

امام رضا علیه آلاف التحیه و الثناء می فرمایند: اگر برای مردم، امام و رهبری توانا، امانتدار، نگهبان و پاکدست(عادل) قرار داده نمی شد، آیین نابود می شد، دین از بین می رفت، سنت ها و احکام الهی تغییر می یافت، بدعت گذاران بر آن می افزودند و ملحدان از آن می کاستند و مسلمانان به شبهه دچار می شدند…

دین مبین اسلام برای هدایت انسان در هر نقطه ای از زمین و در هر عصر و زمانی که باشد، برنامه کامل و منسجمی دارد و آدمی با عمل به دستورات آن در دنیا و آخرت به سعادت و خوشبختی می رسد. اما آیا در تمام زمان های بعد از ظهور اسلام، انسان ها از این موهبت الهی بهر مند شده اند؟ قطعا جواب منفی است. چرا که می بایست کسانی باشند تا شرایط بهره مندی مردم را از این برنامه فراهم و مهیا کنند. بیاییم با یک مثال قضیه را مرور کنیم:

خانواده ها زمانی که فرزندشان به سن ۷ سالگی می رسد در این اندیشه و تلاش هستند که شرایطی را برای فرزندشان فراهم کند که او باسواد شود و درس بخواند و علم بیاموزد و دانش فرا گیرد و بتواند مهیای حضور در نظام اجتماعی در سال های آتی گردد؛ سؤالی که من از شما می پرسم این است؛ چنانچه نظام آموزشی و مدرسه ای برای تحصیل آن فرزند وجود نداشته باشد آیا صرف داشتن دغدغه علم آموزی پدر و مادر کفایت می کند تا فرزند باسواد شود و خواندن و نوشتن بیاموزد؟ خیر. باید مکتبی یا مدرسه ای، دانشگاه یا حوزه ای باشد تا محیطی را فراهم کند که فرزند دانش آموز شود و باسواد و در همین مسیر گام بردارد.

در خصوص دین اسلام هم همین طور است. انسان ها به تنهایی که خودشان نمی توانند اقدام به اجرای احکام و مقررات دین کنند؛ اگر خیلی موفق باشند بتوانند عامل به یکسری رفتارهای دینی چون عبادات و واجبات فردی گردند؛ و ما به درستی واقف به این مطلب هستیم که دین اسلام یک مجموعه است و فرد متدین کسی است که به همه این دستورات و فرامین الهی عمل کند و نه بخشی از آن. کسی که نماز می خواند ولی روزه نمی گیرد که نمی توانیم بگوییم وی مسلمان است. یا کسی که نماز و روزه اش صحیح است اما خمس نمی دهد یا تولی و تبری ندارد و… در خصوص نظام اسلامی هم مطلب همین است. تا نظام اسلامی تشکیل نشود و جامعه اسلامی و دولت اسلامی شکل نگیرد، از اساس امکان اجرا شدن و عمل شدن دستورات و فرامین از جانب خدا وجود ندارد؛ چرا که تمام دستورات خداوند که مربوط به فرد نیست، قسمت بیشتر دستورات حضرت حق جنبه اجتماعی دارد و رضایت خداوند در این است که آن ها در بستر جامعه و در انظار عمومی محقق گردد؛ که این بخش از دستورات لزوما در سایه بوجود آمدن حکومت اسلامی اجرایی خواهد بود.

سؤال دیگری در این میان وجود دارد و آن این است که آیا همگان می توانند این شرایط را فراهم کنند و این بستر را ایجاد کنند تا طی آن نظام اسلامی با همه شرایط آن تشکیل گردد؟ بی تردید پاسخ این پرسش هم منفی است. به این جهت که اگر اندکی تأمل کنیم در خواهیم یافت آن کسی که این بستر را می تواند فراهم کند می بایست حداقل ۲ ویژگی داشته باشد: ۱- اسلام شناس باشد به این معنی که آگاه با خبر از تمامی دستورات دین با جزئیات آن باشد تا بتواند جامعه اسلامی را برپا کند. ۲- مسلط بر هوای نفس خود باشد و به تعبیر دقیق تر باتقوا باشد؛ چرا که حکومت جاذبه هایی برای نفس دارد که اگر حاکم کنترل بر روی خواسته های نفسانی نداشته باشد، او را به ظلم و فساد خواهد کشانید. حاکم باید ویژگی های دیگری نیز داشته باشد که چه بهتر این ویژگی ها را از زبان امام معصوم بشنویم:

امام رضا علیه آلاف التحیه و الثناء می فرمایند: اگر برای مردم، امام و رهبری توانا، امانتدار، نگهبان و پاکدست(عادل) قرار داده نمی شد، آیین نابود می شد، دین از بین می رفت، سنت ها و احکام الهی تغییر می یافت، بدعت گذاران بر آن می افزودند و ملحدان از آن می کاستند و مسلمانان به شبهه دچار می شدند…

حاکم اسلامی چه اوصافی باید داشته باشد؟

به علت حساس و خطیر بودن اداره جامعه اسلامی هر کسی نمی تواند عهده دار این مسئولیت شود و داشتن اوصافی فراتر از انسان های عادی و معمولی برای حاکم امری دور از ذهن نمی باشد و کاملا واضح و مبرهن است. این ویژگی ها عبارت است از:

۱- عدالت محوری: حاکم باید در میان مردم به عدالت و برابری حکم کند و رفتار کند و در جامعه میان افراد و اشخاص تبعیضی قائل نشود. امیرمؤمنان علی علیه السلام در این باره می فرمایند: عدالت سپر نگهبانان حکومت است.

۲- مسئولیت پذیری: این صفت همان است که اکنون دائما می گویند که مسئولین می باید در قبال جامعه پاسخ گو باشند و همه ی هم و غم آن ها برطرف ساختن مشکلات مردم باشد.

۳- خیرخواهی برای مردم: برنامه هایی که حاکم اسلامی برای اداره نظام می ریزد باید به گونه ای باشد که در نهایت در جهت خیر و سعادت مردم باشد و نه تأمین منافع شخصی و دیگر امور از این دست.

۴- مهربانی با مردم: امام سجاد علیه السلام در این باره می فرمایند: حاکم باید مانند پدری مهربان برای مردم باشد.

۵- بخشندگی: حاکم و کارگزار اسلامی باید کسی باشد که اهل بخشش و رأفت باشد. از خطای مردم درگذرد و از ایشان به دل نگیرد

۶- ساده زیستی: حاکم اسلامی نباید اهل تجملات و اشرافی گری باشد و بایست زندگی ساده و سالمی داشته باشد. در روایات داریم که ساده زیستی حاکم موجب آرامش و اعتماد امت اسلامی و مردم به رهبر و حاکم می شود.

بر اساس کتاب مفاتیح الحیات