پارسی، زبان اسلام راستین

dd1d8cc2241bc82b0a81e801cebd9ed7_L

البته زبان عربی هم یقینا زبان پرظرفیتی است لیکن بنده مطمئن نیستم ظرفیت زبان عربی به قدر ظرفیت زبان فارسی باشد و در مواردی شک دارم که برخی از مفاهیمی که در زبان فارسی است در زبان عربی جا بگیرد. یعنی من نمی‌دانم که آیا حقیقتا می‌شود بعضی اشعار حافظ را در قالب عربی آورد، یا در اشعار عربی شعری پیدا کرد که دارای این همه ظرافت و معنویت باشد؟ «ره بر انقلاب»

توجه به سخنان رهبر انقلاب در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی، می تواند دلیل خوبی برای پرداختن به مسئله ی زبان فارسی در این یادداشت باشد، ایشان در این دیدار به مسئله ی زبان فارسی پرداخته و ابراز یک نگرانی شدید و دغدغه عمیق درمورد زبان داشتند: « نگرانی از بی توجهی به زبان فارسی و تهاجماتی که به این زبان می‌شود»
ایشان با انتقاد از کاربرد تعابیر بیگانه در مواقعی که لغت فارسی وجود دارد افزودند: متأسفانه کار به جایی رسیده است که برخی از به کار نبردن اصطلاحات فرنگی احساس خجالت می‌کنند و نام ها و تعابیر بیگانه در مسائل مختلف و حتی در مسائل مربوط به کودکان و نوجوانان در حال گسترش است.

سه عامل اصلی میزان رشد مدنیت، سطح رشد کاربران و اراده سیاسی اجتماعی کاربران و آگاهی ایشان بر نقش حفظ و گسترش زبان در حفظ ارزش های هویتی، عوامل اصلی رشد و گسترش یک زبان هستند و ظرفیت های بیانی هر زبان، رابطه مستقیم با این سه عامل داشته و از آن پیروی می کند. زبان فارسی، بدون توجه به تغییراتی که در حوزه خط داشته است، زبان مادر در بین همه گویش هایی است که در فلات ایران وجود داشته و دارد.

در قرون اخیر، تلاش گسترده ای از سوی استعمارگران انجام شده تا با القای این تصور مسخره و بی پایه که علت عقب ماندگی ملل شرق در نوع خط آنان است، به وسیله روشنفکران و سیاست بازان این کشورها و ملت ها، ارتباط ملل نامبرده را با گذشته فرهنگی تاریخی خویش قطع کرده و از این راه، با بی هویت کردن این مردم، هویت مورد نظر خود را جایگزین آن کنند.

متأسفانه در برخی موارد، همچون ترکیه، آنها موفق به پیشبرد سیاست خود شدند. آنان در آغاز، اینچنین القا می کردند که با تغییر خط، مشکلی پیش نمی آید و مردم به راحتی می توانند آثار و میراث گذشته خود را به خط جدید بخوانند، در حالی که امروز همگان می دانند علاوه بر این که در نظام های عقب افتاده و نابسامان جهان سومی، هیچ تلاشی برای نگارش آثار گذشته به خط جدید صورت نپذیرفت که اگر هم چنین می شد، از نظر زبان شناسی، خط جدید، به هیچ وجه قادر به انتقال روح شکل گرفته بصری از فرهنگ و خط گذشته، در قالب نو نبود.

بنا بر آنچه آمد، اکنون می توان دریافت چرا روشنفکران ناآگاه و متأثر از فرهنگ غرب در دوران مشروطه تا دهه اول سلطنت پهلوی دوم و همچنین خائنان خودفروخته سیاست های استعماری، تلاش می کردند تا تجربه ترکیه را در ایران نیز پیاده کنند و تنها دژ مستحکم مقاومت اندیشه و فرهنگ ایرانی را به دست خود ما فرو ریزند. هم اکنون نیز این تلاشها، به گونه های گوناگون ادامه دارد؛ از جمله انتقادهای بیجا و غیرعلمی به نارسایی خط فارسی از نظر تکرر اصوات، ناشکیل بودن آنها!؟ دشواری فراگیری زبان نوشتار آن و… که صد البته در همه زبان های روی کره زمین، ای بسا بسیار عمیقتر، در رایجترین آنها، همچون انگلیسی، فرانسه، آلمانی، چینی، ژاپنی و… به مراتب بیشتر از فارسی، این اشکالات وجود دارد! و اتفاقا کم ایرادترین آنها، همین زبان و خط فارسی است.

از جمله تهدیدات جدیدتر، می توان از علم کردن لهجه ها و گویش های محلی که از هیچ نگاهی قابل مقایسه با زبان فارسی نیستند، در تقابل با زبان فارسی نام برد. استعمارگران با حمایت مالی و قرار دادن امکانات فراوان در اختیار مزدورانشان و یا فریب خوردگان، در کار نظری گسترده، در تلاشی جدی هستند تا با ایجاد جبهه بندی زبانی و قومی و کشیدن دیوار تمایز بین مردمانی که به گونه ای طبیعی و از گذر یک تاریخ طولانی همزیستی، ملتی واحد را تشکیل داده اند، به ایجاد تشتت در جامعه ایرانی از یکسو و از سوی دیگر، تضعیف موقعیت زبان فارسی در بین مردم ایران و همچنین ملل شرق زمین، همچون افغانستان و تاجیکستان و… بپردازند.

آنان خوب می دانند که فرهنگ عمیقی که همواره سلطه ایشان را پس رانده و با شکست روبه رو ساخته است از طریق این زبان (فارسی) منتقل شده است. پس اگر این زبان را از میان بردارند یا تضعیف کنند، خواهند توانست، به اهداف کثیف خود دست یازند، هم از این روست که می بینیم با تمام توان به میدان آمده اند.

از سویی به اشاعه گسترده زبان انگلیسی و نفوذ واژگان آن به زبان فارسی از سینما، اینترنت، مجلات و روزنامه ها، محصولات تجاری، تبادلات ورزشی و علمی و… می پردازند و از سوی دیگر به تقویت لهجه ها و گویش های محلی و علم کردن آن در برابر زبان فارسی، با نام فریبکارانه «حقوق قومی» مبادرت می کنند و کار تا آنجا بالا گرفته است که برای این لهجه های محلی، خطوطی خنده دار و من درآوردی بنا بر رسم الخطی نادرست و مخلوط از فارسی و عربی یا لاتین، درست کرده اند تا به هر شکل ممکن، ارتباط این مردمان را با خط و زبان فارسی قطع کنند، تا آن حد که در آینده، فرزندان کرد و بلوچ و مازندرانی و لر و گیلک و…، نتوانند حتی ظاهر زبان اجدادی خود را باز شناسند، چه رسد به آن که بتوانند آن را بخوانند یا بدانند چیست.

این سیاست، در گذشته به وسیله استعمار پیر، انگلستان، در هند و کشورهای عربی و امپراتوری عثمانی و همچنین تا حدودی ایران! پیش برده شده و اکنون نیز با هدایت نظری انگلیسی ها و توسط جنایتکاران آمریکایی پیش برده می شود.

نخستین گام در پیشبرد چنین راهبردی، ایجاد هویت های کاذب، برای گروه های انسانی مقیم کشورهای کهنسال است که نخستین گام نیز در ایجاد چنین هویت هایی، ایجاد استقلال زبانی است، چرا که زبان، مهمترین عامل پیوند معنوی، فرهنگی و تاریخی در بین مردمان است. از همین روست که تلاش دوسویه ای که گفته شد، صورت پذیرفته و روی آن سرمایه گذاری بزرگی شده و می شود. با توجه بدین نکته است که اکنون که به اهمیت زبان و خط فارسی در حفظ هویت و ارزش های فرهنگی و همچنین میراث معنوی و مدنی خود پی بردیم، باید به چگونگی حفظ و گسترش آن در جهان بس نابسامان کنونی بپردازیم.

همان گونه که می دانیم، احساس مسئولیت بر پایه آگاهی شکل می گیرد. هر چه درجه آگاهی بر اهمیت یک موضوع بیشتر باشد، به همان نسبت ضریب احساس مسئولیت نیز افزایش می یابد؛ بنابراین، ضرورت حفظ و گسترش زبان فارسی، نه به عنوان تنها پاسداری از یک زبان که به مثابه حفظ و گسترش یک شیوه نگرش به حیات انسانی و همه جلوه های بروز آن در حوزه فرهنگ، تمدن و علوم انسانی باید مورد توجه قرار گیرد.

بنا بر آنچه آمد، خواست و اراده حفظ و گسترش زبان فارسی و احساس مسئولیت در برابر آن، باید به یک خواست و اراده عمومی در همه حوزه های ملی و فراملی (در حوزه های جغرافیایی غیر ایرانی همچون افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، ترکیه، عراق، بحرین، پاکستان و بنگلادش، هندوستان و چین و…) تبدیل شود.

بی سوادی باید ریشه کن شود:

آدم های بیسواد، کمکی به تکامل زبان نمی کنند و تنها نقش ایشان، می تواند انتقال تلفظ نادرست و به کارگیری نادرست زبان از نظر دستوری و ایجاد گویش ها و لهجه های جدید باشد که خود مبنای فتنه انگیزی های جدید برای استعمارگران و بهره برداری ایشان از این پدیدهبا نام حمایت از تنوع زبانی و برای فروپاشی ملل کهن است.

باید بسیار ساده به این نکته توجه داشت که زبان، با به کار گیری آن گسترش می یابد و نه تنها از طریق آموزش مستقیم آن ـ هرچند سنگ پایه کار است ـ حقیقتا زبان را حفظ کرده و به گسترش آن یاری می رساند، در معرض چشم و گوش قرار دادن آن است!

باید در همه عرصه های ارتباطی و به ویژه علمی، تجاری، ورزشی، فرهنگی، سیاسی و مبادلات عمومی در عرصه کشوری و بین المللی، اولویت در مسأله زبان، با زبان فارسی باشد. خیلی ساده و برای مثال، آنجا که لازم است یک بسته خرما به یک کشور اروپایی صادر شود، لازم است کلمه «خرما» درشت و با خط خوش روی بسته آن نوشته شود و در حاشیه دور، در گوشه ای، با خط ریز به زبانی که محصول مورد نظر قرار است در آنجا استفاده شود، کلمه خارجی آن به کار گرفته شود، نه بالعکس؛ این درست همان کاری است که انگلیسی زبان ها برای گسترش زبان خویش می کنند و توانسته اند به این وسیله، زبان خود را به همه نقاط دنیا صادر کنند.

گسترش زبان انگلیسی، نه با قابلیت های خاص آن، بلکه با اعمال اراده در به کارگیری گسترده آن (بدون توجه به واکنش های احتمالی) بوده است. زبان فارسی با توجه به پشتوانه قدرتمند فرهنگی آن، از زمینه بسیار مساعدتری برای گسترش، نسبت به زبان های دیگر، برخوردار است و به همین دلیل، تنها کافی است با احساس مسئولیت، برنامه ریزی و وارد شدن به عرصه کاربری آن، ضمن حفظ این گنجینه اندیشه ورزی ملل شرق، به گسترش اندیشه های انسانی نیز یاری رسانیم.