روشنفکری چیست و روشنفکر کیست؟

148bf6a78b98601704d4f14fd5fd8d34_L

روشنفکر حقیقی کسی است که پیشرفت و تحول را از هر طریقی نمی پذیرد؛ بلکه آن نوع از برنامه را برای تحول و پیشرفت می پذیرد که مطابق منافع ملی و ساختار فکری، فرهنگی و ارزشی جامعه باشد.

در چیستی و کیستی روشنفکری بسیار سخن رفته و نظرات گوناگونی ابراز شده است، ولی هنوز تعریف یکسانی از آن ارایه نشده است.

 

معنای لغوی

در ادبیات فارسی واژه «روشنفکر» کلمه ای است مرکب از دو واژه «روشن» و « فکر» که ترکیبی وصفی به حساب می آید . در این ترکیب وصفی ، واژه «روشن» به عنوان وصف ، و واژه « فکر» به عنوان موصوف به کار رفته است. در لغتنامه دهخدا نیز به نقل از فرهنگ فارسی معین آمده است که روشن فکر، صفت مرکب است و معنای ( لغوی ) آن عبارت است از: «کسی که دارای اندیشه روشن است». [۱]

واژه «روشنفکر» واژه ای وارداتی است که ریشه در زبان و فرهنگ اروپایی دارد . معروف ترین معادل این واژه در زبان های اروپایی واژه «انتلکتوئل» است که بسیاری از محققین، ریشه اصلی روشنفکر را همین واژه فرانسوی دانسته اند .

 

معنای اصطلاحی روشنفکر در ادبیات سیاسی ـ اجتماعی ایران

امروزه در ادبیات سیاسی ـ اجتماعی ایران واژه « روشنفکر» به معانی مختلفی استعمال می شود که به طور کلی می توان این استعمالات را در دو معنای کلی مثبت و منفی تقسیم بندی کرد :

۱٫ معنای مثبت

واژه روشنفکر عموما به معنای مثبت و مطلوب به کار رفته است . این معنای مثبت نیز به اشکال مختلفی استعمال شده است که در یک تقسیم بندی کلی می توان آنها را به سه دسته عام، خاص و اخص تقسیم بندی کرد:

۱ـ۱٫ معنای عام

در معنای عام، روشنفکر به کسی اطلاق می شود که دارای فکر و نگاه روشن و نو و آگاه به زمان می باشد و متفکرانه، معقول و دور از تعصبات و احساساتِ غیر معقول، فکر و عمل می کند. در فرهنگ معاصر فارسی نیز روشنفکر به شخصِ « دارای بینشی آگاهانه، منطقی و دور از خرافه و تعصب» تعریف شده است. اولین معنای متبادر به ذهن از واژه «روشنفکر» همین معناست. به همین جهت هم در تصور عمومِ افراد، «روشنفکر» معنایی مثبت و مطلوب دارد و روشنفکری یک نوع امتیاز و افتخار به حساب می آید.

۲ـ۱٫ معنای خاص

درمعنای خاص، «روشنفکر» به کسی اطلاق می شود که دارای سطح فکری و هوشی نسبتاً بالاست و فعالیت فکری و علمی انجام می دهد. معادل انگلیسی egghead به معنای افراد باهوش و متفکر (حزب) یا کسانی که مغز خود را به کار می گیرند،[۲] به همین معنا می باشد. تعریفی که ریمون آرون، جامعه شناسی فرانسوی، راجع به روشنفکری دارد نیز بر اساس همین معناست. وی جامعه روشنفکری را به سه قسمت تقسیم کرده است: [۳]

۱٫ تولید کنندگان اندیشه؛ مانند هنرمندان و متفکران مبتکر؛

۲٫ توزیع کنندگان اندیشه؛ مانند استادان دانشگاه و نویسندگان؛

۳٫ مصرف کنندگان؛ مانند دانشجویان؛

وی خاستگاه گروه اول را کشورهای غربی و گروه سوم را جهان سوم معرفی می کند. تعریفی که فرهنگ آکادمی فرانسه از روشنفکر ارائه داده است نیز منطبق بر همین معنای خاص است. در این فرهنگ آمده است:

روشنفکر کسی است که اندیشه، هوش و تفکر، ملاک جهت دهنده زندگی وی به حساب می آید. با این نگرش، روشنفکر در مقابل افرادی که به کار دستی اشتغال دارند، قرار می گیرد.[۴]

۳ـ۱٫ معنای اخص

به معنای اخص، کسانی روشنفکر هستند که دارای توان فکری و علمی در حد عالی هستند و خواهان نوگرایی، ایجاد تحول در جامعه، پیشرفت کشور و خدمت به ملت و فرهنگ خویش می باشند و در این راه از هیچ تلاشی فروگذار نمی کنند.

یکی از معانی اصطلاحی ارائه شده در لغتنامه دهخدا که روشنفکر را «نوگرای» دانسته است[۵] و معنای دوم فرهنگ معاصر فارسی یعنی «فرد معتقد به نقش و ارزش دانش و فرهنگ در پیشرفت جامعه و بهروزی مردم» به همین معنا اشاره دارد. [۶]

تعریفی که دکتر شریعتی از روشنفکر ارائه می دهد، نیز تحت این مفهوم از معانی روشنفکر قرار می گیرد. وی ضمن انتقاد از ترجمه انتلکتوئل به روشنفکر در ایران معتقد است که انتلکتوئل اشاره به افرادی است که کار مغزی و فکری می کنند. اما روشنفکر ممکن است کار بدنی هم انجام دهد. وی معتقد است روشنفکر یعنی کسی که دارای فکر روشن و باز است … افرادی که محدود و متوقف نیستند، منجمد نمی اندیشند، روشن و باز فکر می کنند، زمان، موقعیت خود و وضعیت کشور را درک می کنند و می توانند تحلیل و استدلال کنند، روشنفکر انسانی است که به وضع اجتماعی و به جایگاه خود آگاه است و این صفات موجب تعهد و مسؤولیت او می شود.[۷]

مقام معظم رهبری نیز در مجموع روشنفکر را به همین معنای اخص یعنی کسانی که توان علمی و فکری بالایی دارند و خواهان تحول و پیشرفت جامعه هستند، می دانند ؛ اما نکته مهمی که در بیان ایشان وجود دارد این است که روشنفکر حقیقی کسی است که این پیشرفت و تحول را از هر طریقی نمی پذیرد؛ بلکه آن نوع از برنامه برای تحول و پیشرفت را می پذیرد که مطابق منافع ملی و ساختار فکری، فرهنگی و ارزشی جامعه باشد. با این معیارها، روشنفکر اختصاص به تحصیل کرده های دانشگاهی یا محصلان فرنگ رفته و یا کسانی که صرفاً کار فکری می کنند و فعالیت بدنی ندارند، نمی شود. همچنین روشنفکر حقیقی شامل کسانی که به اسم ترقی و پیشرفت، دین و آموزه های آن را زیر پا گذاشتند و منابع و منافع ملی را در اختیار بیگانگان قراردادند و جاسوس و دلال قراردادهای استعماری شدند، نمی شود. با توجه به همین معیارها، مقام معظم رهبری معتقدند چون روشنفکران اولیه تاریخ ما ـ یعنی کسانی که برای اولین بار به طور رسمی خود را منادیان روشنفکری در ایران نامیدند ـ از جهات مختلفی از معیارهای فوق فاصله داشته اند و دچار مشکلات متعددی بوده اند، جریان روشنفکری در ایران بیمار متولد شده است و بسیاری از خصوصیات فوق را نداشته است.[۸]

۲٫ معنای منفی

معنای منفی روشنفکر ناظر به روشنفکران غیر حقیقی است. مراد از این معنا کسانی هستند که مؤلفه های کلی روشنفکر به معنای اخص (توان فکری و علمی و خواهان پیشرفت و تحول) را دارند، ولی مدل و الگوی آنها برای پیشرفت و تحول و نوگرایی، تئوری و عملکرد اندیشمندان عصر روشنگری در اروپاست

 

تقسیم بندی روشنفکران

با توجه به مباحث گذشته در درجه اول روشنفکر به دو دسته حقیقی و غیر حقیقی تقسیم می شود. روشنفکر غیر حقیقی که پیشرفت و تحول را در پیروی بی چون و چرا از اندیشمندان عصر روشنگری اروپا می داند، بسته به این که پیرو ارودگاه فکری غرب و نظام فکری لیبرالیسم باشند یا پیرو ارودگاه فکری شرق و نظام فکری مارکسیسم باشد، به دو دسته لیبرال و مارکسیست تقسیم می شود.

در تقسیم دیگری، روشنفکر به دینی و سکولار تقسیم می شود. در این صورت بر اساس معنای حقیقی روشنفکر، باید گفت روشنفکران دینی را عالمان دینی و تحصیل کرده های دانشگاهی تشکیل می دهند که درد دین دارند و با معیار و مبنای دینی به پیشرفت و تحول و حل مسایل اجتماعی نگاه می کنند. اما اگر روشنفکر را به معنای پیروان عصر روشنگری در اروپا بدانیم، نمی توان آنها را روشنفکر دینی نامید، چون مبنای کار آنها بر اساس سکولاریسم شکل گرفته است.

 

پی نوشت ها:

[۱] . دهخدا، لغتنامه دهخدا، زیر نظر دکتر محمد معین، دانشکده ادبیات دانشگاه تهران، شرکت چاپ ۱۲۸، تهران، فروردین ۱۳۴۶ ش، ج ۲۶، ص ۱۷۱٫

[۲] . علی آقابخشی، فرهنگ علوم سیاسی، با همکاری مینو افشاری راد، مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران، تهران، بهار ۱۳۸۴، ص ۱۰۶٫

[۳] . محمد رحیم عیوضی، پیشین، ص ۲۴٫

[۴] . فرهنگ آکادمی فرانسه، ۱۹۳۵، ص ۹، به نقل از محمد رحیم عیوضی، پیشین، ص ۲۶٫

[۵] . علی اکبر دهخدا، پیشین، ج ۲۶، ص ۱۷۱٫

[۶] . غلامحسین صدری افشار و …،پیشین، ص ۶۸۳٫

[۷] . ر.ک: علی شریعتی، روشنفکر و مسؤولیت های او در جامعه، تهران، حسینیه ارشاد، بی تا، ص ۳٫ علی فیاضی، فرهنگنامه شریعتی ۱، تهران، نشر مهدی، ۱۳۶۱، ص ۱۳۶٫

[۸] . سخنرانی مقام معظم رهبری در جمع دانشجویان دانشگاه تهران، ۲۲/۲/۱۳۷۷ .