رفاقت‌های جریان‌ساز

8e9103a81f85f73734c511d55423a7e7_L

آسیب‌شناسی حلقه‌های دوستانه به عنوان بستری برای رشد انسان و طرح دغدغه‌های متعالی

یکی از زمینه‌های اصلی طرح بحث و پیگیری دغدغه‌های فرهنگی حضرت آقا، همین حلقه‌ها و گعده‌های رفاقتی است که در میان جوانان وجود دارد. خیلی از همین حلقه‌های دوستانه زمینه شکل‌گیری بسیاری از مجموعه‌های جریان‌سازِ فکری و فرهنگی در تاریخ ۳۰ ساله انقلاب اسلامی و حتی قبل از انقلاب بوده است. این مسأله تا حدی از اهمیت برخوردار است که رهبر معظم انقلاب – حفظه‌الله– در ابتدای دیدار با عناصر جبهه خودی در حوزه فرهنگ۱ که متن بیانات ایشان در همین دیدار، مبنای نگارش کتاب دغدغه‌های فرهنگی قرار گرفته است، خطاب به فعالین فرهنگی می‌فرمایند: «مقصود از تشکیل این جلسه، بیان مطلبی جدید نیست؛ بلکه در درجه اول، نفس این گردهمایی است که بنده آن را در این روزگار، لازم می‌دانم و هر چه زمان می‌گذرد، تجمع اصحاب حق را واجب‌تر و فوری‌تر احساس می کنم.»۲

این حلقه‌های رفاقتی که از چنین اهمیتی برخوردار است، امروزه با آفتی بسیار جدی مواجه شده است که چنین ظرفیت عظیمی را به صورت خنثی رها کرده و حتی گاهی در جهت عکس و منفی مورد استفاده قرار داده است. این آفت این است که در این حلقه‌های رفاقتی تلاشی برای رشد جمع صورت نمی‌گیرد. به عبارت دیگر، رفاقتی که باید برای خدا صورت گیرد و رشد فردی و جمعی را همراه داشته باشد، به صورت خنثی رها شده است و رفاقت برای رفاقت شده است. یعنی رفاقتی که باید ابزاری می‌شد برای طی مسیر تقرب الی‌الله، به دلایل مختلف منجر به پذیرفتن رفیق به همان صورتی که هست شده است. دوست دیگر تلاشی برای رشد و رفع نواقص دوست و رفیق خود در این مسیر پر خطر نخواهد کرد و او را همان‌گونه که هست خواهد پذیرفت و سعی می‌کند با او کنار بیاید.

به دلیل طبع موافقت‌طلب انسان و حس ناخوشایندی که از شنیدن نقد و حرف مخالف در انسان ایجاد می‌شود، پس از چند بار تذکر و یا نقد دوستانه و گرفتن بازخورد منفی، رفاقت به سمت پذیرش دوست با همان نقاط منفی موجود خواهد رفت و دیگر رشدی از این حلقه‌ها حاصل نمی‌شود. هم‌چنین یک حس بی‌تفاوتیِ اجتماعیِ محسوسی در جامعه ما در حال شکل گرفتن است که نمونه بارز آن در مسأله مهم، ولی فراموش‌شده امر به معروف و نهی از منکر به عنوان ابزار بنیادین در ترویج و ساخت فرهنگ اسلامی است، قابل مشاهده است.

این در حالی است که در تعالیم دین مبین اسلام و در روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام که مبنای شکل‌گیری این نظام است، تعاریفی که از دوست مطرح می‌شود و وظایفی را که بر عهده این حلقه‌های رفاقتی می‌گذارند، کاملاً در تضاد با این آسیب فراگیر اجتماعی است. رهبر معظم انقلاب در ابتدای درس خارج خود به حدیثی در مورد دوستی اشاره می‌کنند که: «امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: انّ اللَّه تعالى لیحفظ من یحفظ صدیقه؛ خداى متعال حفظ می‌کند آن کسى را که رفیق خود را حفظ کند.»۳

ایشان در ادامه به شرح این حدیث پرداخته، می‌فرمایند: «[البته] مراد، حفظ جسمانى نیست فقط – حالا آن هم یکى از مصادیقش ممکن است باشد – یعنى آبروى او را حفظ کند، شخصیت او را حفظ کند، جهات او را حفظ کند [و] مراعات کند. خدا یک چنین کسى را حفظ میکند. این پیوندهاى برادرى و رفاقت و انس و اخوت، در اسلام اینقدر اهمیت دارد. شما ملاحظه‌ى رفیقتان را میکنید، او را حفظ میکنید، خداى متعال در پاداش این عمل، شما را حفظ میکند. البته حفظ کردن رفیق معناش این نیست که انسان از گناه او، از خطاى او دفاع کند؛ کما اینکه در این کارهاى حزبى و جناحى و خطى و این چیزها معمول است که اگر خطائى هم از کسى سر بزند، چون با آنها هم‌جبهه است، هم‌خط است، هم‌حزب است، هم‌گروه است، باید بایستند پایش دفاع کنند؛ نه، این مراد نیست؛ این حفظ او نیست؛ این در واقع مخذول کردن او، بدبخت کردن اوست و خود.»۴

در اهمیت این حلقه‌های رفاقتی به عنوان بستری برای رشد انسان و طرح دغدغه‌های متعالی، استاد علی صفایی حائری (عین-صاد) ذیل آیه «و تواصَوا بِالحَقِّ و تواصَوا بِالصَّبر»۵ پس از شرحی مختصر، به ذکر داستانی می‌پردازند که فضای بحث را کاملا روشن می‌کند. ایشان می‌فرمایند:

«آن‌چه از خسارت کلی انسان جلوگیری می‌کند و آن‌چه که تمام رشد را به دست می‌دهد، دو عامل است: یکی ایمان که زیربنای کار و هم‌کار و استقامت در کار است و آفریدگار این هر سه، و دیگری مؤمن است که با تذکرها و تواصی‌ها ، غفلت‌ها را می‌سوزاند و و استعدادها را به جریان می‌اندازد.

ابن عمیر میگوید: در میدان بغداد مرا به جرم تشیع به چوب بستند و تازیانه‌ها زدند تا شاید سرّی را فاش کنم. تازیانه‌ها که به صد رسیدند، توانم رفت و نیروی ایمانم به ته رسید؛ گفتم بگذار بگویم. در این لحظه صدای دوستم را شنیدم؛ دوستی که امام روانه‌اش کرده بود تا در این لحظه‌ی حساس تواصی به حق کند و تواصی به صبر.

صدایش را شنیدم که: «یابن أبی عمیر! أذکر موقفک عندالله»؛ محمد! جایگاهت را در نزد خدا بیاد بیاور. با این سفارش و با این اشاره در میان جمعیت، من، منی که به ضعف رسیده بودم و به آخر رسیده بودم، «فَتَقَوَّیتُ بِذلِک». با این سفارش نیرو گرفتم و ایستادم و سرّی بیرون نریختم.

و تواصَوا بِالحَقِّ، به حق یکدیگر را سفارش میکنند؛ و تواصَوا بِالصَّبر، و به صبر یکدیگر را میخوانند. این تواصی یک عامل دیگری است که ته مانده‌ی استعدادها را به جریان می‌اندازد.»۶

همان‌طور که استاد اشاره کردند، تواصی به حق و صبر درون‌مایه اصلی رفاقت باید باشد تا رشد و شکوفایی کامل استعدادها را در بر داشته باشد. شاید در جمع‌های رفاقتی امروزی، برای حفظ رفاقت و با همان ایده‌ی رفاقت برای رفاقت، توصیه‌ای نمی‌کردیم تا فرد به زعم ما، نجات یابد. در حالی که قرآن می‌فرماید که دوستی باید برای چنین مواقعی باشد که دوست و رفیق به تنهایی طاقت مقاومت و پایداری در مسیر قرب الی‌الله را ندارد و دوست باید دست‌گیر او شود در این مسیر؛ هر چند که رفاقت‌شان ضربه بخورد. اگر چنین معیّت و همراهی‌ای حاصل شود، حلقه‌های دوستانه شکل‌گرفته بر این مبنا می‌توانند اثرگذار شوند و با طرح مباحث و دغدغه‌های متعالی در میان خود، در فضای فکری و فرهنگی انقلاب اسلامی جریان‌ساز شوند. إن شاءالله…

پی‌نوشت:

  1. سخنان رهبر معظم انقلاب؛ ۲۲/۴/۱۳۷۳٫
  2. همان.
  3. شافی، صفحه‌ی ۶۵۲٫
  4. ره‌بر معظم انقلاب، ۲۷/۱۰/۱۳۸۹٫
  5. سوره عصر، آیه ۳٫
  6. رشد؛ عین-صاد (علی صفائی حائری)، نشر لیله‌القدر، ص۵۳-۵۵٫