بیایید کتاب را جدی‌تر بگیریم!

c5ff96fb97edac027aeac4245dff5849_L

من هم مثل خیلی از آدم‌های اطراف خود علاقه چندانی به کتاب نداشتم. شاید بیشتر از متوسط سرانه مطالعه در کشور که حدود ۷۵ دقیقه است و فقط ۱۵ دقیقه آن به کتاب اختصاص دارد، مطالعه کنم. یعنی کمی بیشتر از ۱۵ دقیقه! اما در این سال‌های اخیر با مباحثی مواجه شدم که علاقه من را به کتاب‌خوانی بیشتر کرد.

یادم هست چند سال پیش در مصاحبه‌ای که مجله آیه با دکتر ابراهیم فیاض در مورد تلویزیون کرده بود، ایشان به یک تشبیه اشاره کردند که در نوع خود جالب بود. در آن‌جا ایشان رسانه‌ها را به عنوان یک انسان در نظر گرفته بودند و جایگاه هر کدام از آن‌ها را در این انسان مشخص می‌کردند. ایشان می‌فرمودند: «اگرمجموعه رسانه‌ها را به‌ صورت یک انسان ترسیم کنیم ، مغز آن کتاب است.

دست چپ و راستش مطبوعات و سینماست و پای چپ و راستش رادیو و تلویزیون است.» این تعبیر برای من بسیار جالب بود. چرا که از اهمیت ویژه کتاب نسبت به دیگر رسانه‌ها سخن می‌گفت. کتاب مغز این انسان رسانه‌ای است.

دیگر رسانه‌ها از مفاهیم سطحی و دمِ دستی برای سرگرم کردن مخاطب استفاده می‌کنند. اگر هم از محتوای عمیق و متقنی استفاده کنند، اقتضائات خاص آن رسانه بستر انتقال این عمق از پیام را ندارد. اما ما مشاهده می‌کنیم که بخش اعظم توجهات ما به رسانه‌هایی مثل تلویزیون، سینما و … است. کافی است فقط آمار مشاهده تلویزیون با سرانه مطالعه کتاب مقایسه شود. خیلی نیازی به ارائه آمار نیست. کافی است نگاهی به خود و اطرافیان‌مان بیاندازیم.

ایشان در ادامه همان مصاحبه، در مورد اهمیت کتاب اشاره کردند: « انقلاب ما ، انقلاب کتاب بود . کتابخانه‌ها مرکز انقلاب شده بود . ما آقای مطهری را به اسم « مرتضی مطهری » می‌شناختیم که پشت کتاب‌هایش چاپ می‌شد. حتی نمی‌دانستیم روحانی است،ولی کتاب‌هایش را با شوق می‌خواندیم. اما الان این ابتذال معرفتی رایج و از جمله ابتذال معرفت دینی به شدت خطرناک می‌شود. یعنی مردم از مغز دینی فاصله می‌گیرند و صرفا به پاهای مجموعه رسانه‌ای کشور متکی هستند و در مقابل مغز رسانه‌ای کشور و تولید کتاب ، بیشتر در اختیار اپوزیسیون است. این مشکلی است که سیاستگذاران رسانه‌ای جمهوری اسلامی به آن توجهی ندارند و بسیار خطرناک است. جمهوری اسلامی برای تلویزیون حاضر است صد برابر ، هزار برابر تولید کتاب هزینه کند.

این نمایان‌ گر خطای خطرناک استراتژیک در سیاستگذاری رسانه‌ای است.»

همانطور که اشاره شد، عمق محتوایی که از طریق کتاب منتقل می‌شود چندین برابر دیگر انواع رسانه‌هاست. از طرفی کتاب به‌ واسطه این‌که تا صدها و هزاران سال قابل استفاده است، هر مطلبی را در خود جای نمی‌دهد. وقتی قرار است یک کتاب منتشر شود، مطمئناً مثل یک روزنامه یا مجله نیست که هر حرفی را بتوان در آن مطرح کرد. کتاب به واسطه همین خاصیت مانایی به مراتب از وثاقت و استناد بیشتری برخوردار است. دیگر هر مطلبی قابل چاپ نیست. کتاب پس از مطالعه، نقد می‌شود و اگر از مطالب غلط برخوردار باشد مورد حمله قرار خواهد گرفت. از همین روست که کتاب می‌تواند مورد ارجاع قرار گیرد. چون مطالب آن از عمق و صحت بیشتری نسبت به دیگر انواع رسانه‌ها برخوردار است.

اما گذشته از این مباحث نظری، که از اهمیت و کتاب پرده بر‌می‌دارد، آنچه شاید مشوق اصلی من برای کتاب‌خوانی به حساب می‌آید، تعابیری است از رهبر معظم انقلاب که شاید در اوایلی که آن‌ها را خواندم می‌گفتم که دیگر این‌قدر مبالغه لازم نیست. ولی بعدها دانستم که دغدغه حضرت آقا در این زمینه یک دغدغه صحیح و متعالی است و از عمق نگاه ایشان خبر می‌دهد. ایشان در جایی در مورد دغدغه جدی‌شان در تشویق مردم به کتاب‌خوانی می‌فرمایند: «من اگر بدانم هر روز یک ساعت باید حرف بزنم و نتیجه ‌اش این باشد که مردم کتاب ‌خوان بشوند ، حاضرم روزی یک ساعت و نیم حرف بزنم ! » این تعبیر را درک نمی‌کنیم مگر وقتی که به جایگاه ایشان به عنوان رهبری نظام اسلامی نگاه می‌کنیم و بدانیم ‌که ایشان دروغ نمی‌گویند.

این دغدغه ایشان نیز در حد یک توصیه زبانی و در حدّ حرف نیست. وقتی به سیره و سبک زندگی ایشان نیز نگاهی بیاندازیم، کاملاً مشخص است که یکی از لوازم اصلی زندگی ایشان از دوران نوجوانی تا حال، کتاب است. اهتمام و توصیه ایشان به کتاب بسیار جدی است. اما ما کتاب را خیلی جدی نمی‌گیریم.

اگر مقداری به زندگی خودمان دقت کنیم، خواهیم دید که زمان زیادی را به کارهایی که نه چندان اهمیت دارد می‌پردازیم. و یا گاهی از اوقات خودمان را به کارهایی مشغول می‌کنیم تا وقت بگذرد. در حالی که همین وقت را می‌توانیم به مطالعه کتاب بپردازیم. کتاب خوب در همه زمینه‌ها آن‌قدر زیاد هست که جای هیچ بهانه‌ای برای‌مان باقی نگذارد. شاید تنها بهانه را گران شدن قیمت کتاب دانست که آن هم با وجود کتاب‌خانه‌ها و کتاب‌های دوستان قابل حل است. کافی است دست به‌کار شویم. کتاب منتظر ماست…