نقطه یا خط، نگاه فرهنگی ما کدام است؟؟

beec34d40193eff7741858c03eafd095_L

فرهنگ همان عنصر گمشده ی زمان ما است، که در عین آنکه مانند هوا در همه جا جریان دارد ولی برای ما قابل لمس و مشاهده نیست. از همین رو بعضی مواقع از آن غافل می شویم و یا نگاه درست و دقیق به آن نداریم.t

مجموعه یادداشت ها دغدغه های فرهنگی بنا دارد تا با محوریت کتابی با همین عنوان نگاهی متفاوت به موضوعات فرهنگی و اجتماعی زمان حاضر داشته باشد. باید توجه کرد که کتاب مذکور در اصل شرح مزجی یکی از سخنان محوری مقام معظم رهبری با اهالی فرهنگ در سال ۱۳۷۳ می باشد.

انقلاب اسلامی ایران ماهیتا انقلابی نرم افزاری و فرهنگی بوده است، بدین ترتیب که پایه و اساس خود را از مبانی دینی و اسلامی گرفته است، از این رو در مواجه با دشمن و جبهه مقابل خود در هر دورانی تلاش و مزیت خود را از این بن مایه ی فرهنگی خود گرفته است.

به تعبیری آنچه که می تواند موتور محرک پیش برنده ی انقلاب باشد همین عنصر فرهنگ است و حتی آنچه که می تواند خطر ساز و نقطه ی تهدید این انقلاب نیز باشد همین عنصر فرهنگ است،  از این رو توجه بیش از پیش و دغدغه مندی در این عرصه ضرورتی غیر قابل انکار دارد.

رهبر انقلاب در تبیین هرچه بیشتر این دغدغه اشاره می کنند که،«در میدان سیاست، وضع ما بسیار خوب است. ما در موضع فعالیتیم و دشمن در موضع انفعال است» و یا درباب مسائل اقتصادی نیز بیان می کنند که،«در عرصه مسائل اقتصادی که آن هم فصل مهمی از مسائل کشور است، بنده از لحاظ حرکت اقتصادی، هیچ دل نگرانی ندارم. چون در این زمینه کاری در حال انجام گرفتن است و در مجموعه که نگاه میکنیم، کار بدی هم نیست.» اما درباره موضوعات فرهنگی نوع بیان و اشاره فرق میکند.« و اما در عرصه فرهنگ، بنده به معنای واقعی کلمه احساس نگرانی میکنم و حقیقتا دغدغه دارم. این دغدغه از آن دغدغه هایی است که آدمی به خاطر آن گاهی ممکن است نصف شب هم از خواب بیدار شود و به درگاه پروردگار تضرع کند. من چنین دغدغه ای دارم.»

این نوع نگرش به مقوله فرهنگ باعث می شود که ما در هر منصب و یا جایگاهی فرهنگی که باشیم تلاش و همت خود را مضاعف کرده و در راستای برطرف کردن و التیام این دغدغه ها گام برداریم. شاید برای روشن تر شدن مبنای بحث لازم باشد که چند نکته را پیشتر تضیح دهیم.

آنچه که لازم است در نگاه فرهنگی به آن توجه کرده این است که فرهنگ را می بایست به صورت جریانی و مستمر تحلیل کنیم و از تحلیل های مقطعی و نقطه ای پرهیز کنیم. به طورکلی شاید بتوان سیاست را به صورت نقطه ای و دفعی تحلیل کرد ولی مطمئنا این نگاه به مقوله فرهنگ و این نوع تحلیل درست نخواهد بود و در صورتی که منشا اثر باشد ممکن است آثار مخرب و غیرقابل جبرانی را در پی داشته باشد.

پس با این تفاسیر می بایست اذعان کنیم که شاید انقلاب سیاسی را بتوان در مقطعی کوتاه به نتیجه رساند و حتی انقلاب اقتصادی را با برنامه ای میان مدت به پیش برد ولی مطمئنا برنامه ی فرهنگی و انقلاب فرهنگی نیازمند یک حرکت تریجی، مستمر و بلند مدت است.

حضرت آقا در سال ۷۸ در همین رابطه می فرمایند: ما باید مقوله فرهنگ را از نو ارزیابى کنیم. من به ذهنم این طور مى رسد که ما در نظام جمهورى اسلامى، مقوله فرهنگ را قدرى دست کم گرفته ایم. به نظر من تأثیر فرهنگ، هم به عنوان یک عامل اصلى و تعیین کننده در رفتارهاى فردى و اجتماعى کشور و امت مان؛ هم به عنوان یک حامل براى تأثیرات و اثرگذاری هاى سیاسى  گرایش هاى سیاسى  مغفولٌ عنه قرار گرفته و آنچنان که باید و شاید نیست. حرف هایى زده مى شود،چیزهایى مى گوییم، بنده خودم مطالبى را زیاد تکرار مى کنم؛ لیکن در مقام عمل مى بینیم که بهاى آنچنانى داده نمى شود.

با توجه به تعاریف و تاکیدات بالا مطمئنا میتوان گفت که مرگ فرهنگی و استحاله ی فرهنگی امری کامل تدریجی، آرام و بی صدا است. به گونه ای که شما بدون آنکه متوجه باشید پس از مدتی تغییرات اساسی و بنیادینی را درک خواهید کرد.

اما آنچه که در این مباحث از آن به عنوان مقوله ی فرهنگ نام برده می شود را می بایست تعریف کنیم، فرهنگ یعنى ذهنیت هاى حاکم بر وجود انسان که رفتارهاى او را به سمتى هدایت مى کند. به تعبیر دیگر فرهنگ مفهومی است که در حقیقت با دل انسان سر و کار دارد.

اما کار فرهنگی در دوران ما یکی از مظلوم ترین فعالیت ها است بدین ترتیب که همه فریاد و هیاهوی کار فرهنگی را دارند ولی کسی به معنای واقعی کلمه کاری از پیش نمی برد.در خلال بیانات رهبری میتوان ۴ مولفه ی کار اصیل فرهنگی را احصاء کرد.

0055