تجمع ممنوع

f50f95dd9de3e4adfe1d9138471578c5_L

کتاب «تجمع ممنوع» درباره یکی از آزادگان جنگ تحمیلی نوشته و از سوی حوزه هنری آذربایجان شرقی منتشر شده است.

 انتشارات سوره مهر حوزه هنری آذربایجان غربی با حمایت اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی این استان، «تجمع ممنوع» را در ۲۵۸ صفحه منتشر کرده است.

این کتاب حاصل ۵۰ ساعت مصاحبه با «محمدعلی ملتجایی‌فرد» می باشد. این رزمنده متولد ۱۳۴۵ در تبریز است که در ۱۴ سالگی تصمیم به حضور در جبهه گرفته اما به دلیل سن کم اجازه حضور در جبهه را نیافت و با دستکاری برگه اعزام شخص دیگری راهی جبهه شد و در جبهه به دلیل سن کم به کارهای پشت جبهه مشغول می شود.

نویسنده درباره نحوه حضور ملتجایی‌فرد در جبهه‌های جنگ تحمیلی این چنین ادامه می دهد: نهم آبان ۱۳۶۰ وی بار دیگر به جبهه اعزام شد، در مجموعه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آموزش دید و به منطقه دار‌ بلوط اعزام شد. در ۲۰ آذر سال ۱۳۶۰، طی عملیات مطلع‌الفجر که نخستین عملیات مشترک سپاه و ارتش بود، ستون پنجم ، این عملیات را به دشمن اطلاع دادند و ملتجاعی‌فرد که به دلیل اصابت گلوله از ناحیه پا مجروح شده بود، به همراه تعدادی دیگر از رزمندگان چند روزی را در بیابان محاصره بودند و در نهایت به اسارت عراقی‌ها درآمدند.

در بخش دیگری از کتاب در مورد دشواری های این رزمنده این چنین نوشته شده است: در بیمارستان عراق، پای ملتجایی‌فرد قطع و از اول اسفند۶۰ به اردوگاه العنبر منتقل شد. در این اردوگاه با زنده‌یاد ابوترابی آشنا شد و ۲۷ ماه در اسارت بود. سال ۱۳۶۲ عراق تصمیم گرفت که اسیران قطع عضو (نزدیک به ۱۸۰ نفر) را آزاد کند. که ملتجایی نیز در نتیجه چنین تصمیمی (۹ بهمن ۱۳۶۲) آزاد می‌شود.

وی هفتم آبان سال ۶۳ به جبهه‌ها بازگشت و در مدتی که در ایران حضور داشت، می‌کوشید عکس و نامه‌هایی از خانواده اسیران را که در شهرستان‌های مختلف ایران بودند، به دست اسیران ایرانی در عراق برساند. تمام اسیرانی که زمانی با او هم‌بند بودند، آرزو می‌کردند نامه‌ای از جانب ملتجایی برای آنها نیز ارسال شود و به این ترتیب از احوال خانواده خود باخبر شوند.

نویسنده «تجمع ممنوع» نزدیک به ۲هزار نامه ارسال شده به اسیران را برای نوشتن این کتاب مرور کرده است و برخی نامه ها را در پایان کتاب آورده است . برخی اسیران نامه‌های جالبی دریافت می‌کردند. برای مثال، پشت عکس امام رضا(ع) در یکی از نامه‌ها، تصویر امام خمینی(ره) جاسازی شده بود و این به روحیه‌بخشی در آن زندان منجر می شد.

زین‌العابدین «تجمع ممنوع» را در ۱۶ دفتر نوشته است که از دوران کودکی ملتجایی آغاز می‌شود و در فصل‌هایی به موضوع‌هایی چون بازگشت اسیران، عملیات‌های مختلف، تا پایان سال  ۱۳۶۷ و پایان جنگ تحمیلی می‌پردازد.

نویسنده درباره عل نام گذاری این کتاب گفته است: در این کتاب نامه‌های مختلفی آمده اما در نامه‌ای برای تبریک نوروز سال ۱۳۶۶ نوشته شده است: «برادر سپیده صبح بهاری با جمله تجمع ممنوع آمد. سال ۶۶ مبارک» که هم نشان‌دهنده تبریک عید و هم مظلومیت در دوران اسارت است.

انگیزه زین‌العابدین برای نگارش این کتاب کارهای جالبی بود که ملتجایی در دوران جنگ تحمیلی به عنوان یک رزمنده انجام داده بود. وی در این‌باره گفته است : علاقه‌مند بودم که با خاطرات او آشنا شوم. امتیاز وی به عنوان یک اسیر ایرانی در عراق که فرصت بازگشت به ایران در سال‌های نخستین جنگ تحمیلی را یافت، برایم جذاب بود.

وی با بیان این‌که با برخی از هم‌رزمان ملتجایی نیز برای نوشتن «تجمع ممنوع» گفت‌و گو داشته‌‌ام، اظهار کرد: در این کتاب از هر شهیدی که نامش در نامه یا خاطره‌ای آمده، شناسنامه‌ای کوتاه در زیرنویس کتاب آورده‌ام.