ایثار و شهادت بخش چهارم: ویژگی‌های «شهادت»

0a9cdfe742cfce66be6ba00ecf0444f0_L«شهادت» مرتبه عالی کمال

شهید در واقع به عالی‌ترین درجه و مرتبه ای از کمال می‌رسد که ممکن است یک انسان پس از سال‌ها مجاهدت و ریاضت و تحمل مشقت فراوان به آن دست یابد؛ چه آنکه انگیزه شهید عشق الهی و رسیدن به معبود است و نتیجه تحول و دگرگونی درونی وی است ۸۸٫

•«شهادت» مفهومی اثباتی است

«شهادت» تنها قربانی شدن نیست، بلکه در ورای فدا شدن یک منطق و فلسفه کامل انسانی و رهایی بخش آزادمنشانه وجود دارد، و به خاطر اختیاری بودنش صاحب ارزش والایی در اسلام است.

شهید از علایق رسته، چون حق را مشاهده کرده است و دیگر باکی از مرگ ندارد، چون مرگ را نابودی نمی‌بیند. و این بینش در حقیقت اوج عرفان و معرفت است:

از پای تا سرت همه نور خدا شود در راه ذوالجلال چو بی پا و سرشوی ۸۹

«شهادت» حرکت است و مرگ تسلیم

«شهادت» از جنس سکون نیست، از جنس حرکت و تکاپو است. «شهادت» ایستایی نیست، بلکه جنبش و تلاش است. «شهادت» کوشش برای رسیدن به یک هدف بالا و متعالی است که با نشستن و آرامش و سکون به دست نمی‌آید:

•عمل به ایمان است

امام صادق (ع) فرمودند: «ایمان نیست مگر به عمل و عمل از ایمان است» لاغری دیگر یک رؤیا نیست و ایمان به ثبوت نمی‌رسد مگر آنگاه که عملی در کار باشد»۹۰٫ در این مسیر همه چیز تعریف مخصوص به خودش را دارد. مفاهیمی مانندایمان، هجرت، صبر، جهاد و ایثار) گرچه همخانواده با واژه «شهادت» اند، اما از جنس شهادت نیستند. «شهادت» راهی است به کمال، اما با دانستنش چیزی عایدمان نمی‌شود، باید آن راه را رفت تا به بلندای فضایل انسانی و اوج سعادت یعنی همان «شهادت» رسید.

•راه «شهادت» باز است

«شهادت» یک فرآیند کوربی نظم و سردرگم نیست که به طور تصادفی کسی بتواند به آن برسد؛ بلکه برآیندی است از سامانه حکیمانه اس که به توسط حکیم مطلقی طراحی و اجرا می‌شود، و از آن پس محصولی مانند شهید عدالت (ع), و شهید راه آزادگی (ع) و شهید غربت مدینه و شهید مظلومیت طوس از نمونه برون دادهای این سیستم است. پس از گذشت چندین قرن باز همین سامانه است که به مثابه دشمنان دین خدا رفته و با بازتعریف «شهادت» برای عناصر زمان خویش شهیدان انقلاب اسلامی ایران و شهیدان جبهه‌های کربلای ایران را به پیشگاه احدیت تقدیم می‌کند. پس اگر راه رسیدن به سعادت ایمان و عمل است، و «شهادت» هم کمال است و سعادت؛ پس می‌توان گفت راه «شهادت» برای همیشه باز است و کسب آن مقام برای همه آزاد. گر گدا کاهل بوَد تقصیر صاحب خانه چیست؟! هر که را شوق رستگاری در سر است, راه «شهادت» در پیش روست. و چنانچه شیرینی این دنیا برایش پرجاذبه تر باشد، اسباب ماندن فراهم است. و این ندای پروردگار است که فرمود:

•«ای کسانی که ایمان آورده‌اید، چرا هنگامی که به شما گفته می‌شود که به سوی جهاد در راه خدا حرکت کنید، بر روی زمین سنگینی می‌کنید و سستی به خرج می‌دهید!؟ آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‌اید؛ با اینکه متاع زندگی دنیا در برابر آخرت جز اندکی نیست.»۹۱

•«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! آمادگی خود را در برابر دشمنان حفظ کنید؛ و در دسته‌های متعدد، یا به صورت دسته واحد، طبق شرایط هر زمان و هر مکان به سوی دشمن حرکت کنید»۹۲

•«آن‌ها که در راه خدا هجرت کردند، و از خانه‌های خود بیرون رانده شدند، بیقین گناهانشان را می‌بخشم؛ و آن‌ها را در باغ‌های بهشتی، که از زیر درختانش نهرها جاری است، وارد می‌کنم»۹۳٫

مراتب کمال

همان طور که تحصیل مراتب دنیوی نیاز به زحمت و تلاش و حرکت دارد، رسیدن به جایی که از آن نقطه جایگاه «شهادت» برای ما محسوس و مشخص باشد و بتوانیم آن را درک کنیم، امری ضروری است. گذشتن از این دروازه و رسیدن به آن «نقطه کمالی» که در اینجا نام آن را «شهادت» می‌نامیم، نیازمند داشتن چند پیش نیاز است که از آن به «مراتب کمال» می‌توان تعبیرکرد.

کمال انسانی چیست؟

استاد علامه حسن زاده آملی -حفظه الله- در خصوص کمال انسانی می‌فرماید: «انسان کامل ثمره شجره وجود و کمال عالم هستی و غایت حرکت وجودیه و ایجاد است. «نحن صنایع الله والنّاس بعد صنایع لنا»۹۴ غایت قُصوی ایجاد عالم و تمام و کمال آن انسان است، و غایت وجود انسان به فعلیت رسیدن دو قوه عقل نظری و عقل عملی او؛ یعنی از قوه به فعل و از نقص به کمال برسند. عقل نظری آنگاه به فعلیت می‌رسد که از علم به مرتبت عقل مستفاد که اتّصال به مفارقات و مشاهدات معقولات است، نائل آید. و عقل عملی آنگاه به فعلیت می‌رسد که از عمل، به درجه عدالت، حدّ توسط اخلاق متضادّ حاصل از تعلق بدن واصل گردد»۹۵٫ اشاره خوبی است برای اثبات این موضوع که «شهادت» می‌تواند از مراتب کمالیه هستی باشد، زیرا حرکت وجودیه انسان در مراتبی می‌تواند به غایت و کمال برسد که یکی از آن‌ها مرتبه «شهادت» است.

شناخت هدف

امیرالمؤمنین علی (ع) به کمیل می‌فرمایند: «هیچ حرکت و فرآیندی نیست، مگر اینکه تو در آن نیاز به شناخت و معرفت داری»۹۶٫ و از آنجا که «شهادت» حرکت به سمت کمال است، برای رسیدن به آن نیاز به عنصر ضروری شناخت است. با چشم باز و دید ژرف می‌توان به مرتبه والای «شهادت» نگریست و با پیمودن مقامات لازمه به تحصیل آن پرداخت.

•«آیا گمان کردید شما را بیهوده آفریده‌ایم، و به سوی ما باز گردانده نمی‌شوید؟»۹۷

•«من جنّ و انس را نیافریدم، جز برای اینکه عبادتم کنند و از این راه تکامل یابند و به من نزدیک شوند»۹۸

زمانی که انسان به خدا اعتقاد دارد و «کمال مطلق» را به عنوان هدف برای خویش انتخاب کرده است، تمام فعالیت‌هایش را در جهت او معطوف می‌دارد و برای همه کوشش‌هایش هدف و معنای واحدی «الله» را در نظر می‌گیرد، و هر چه ایمان و اعتقادش در این راه بیشتر باشد، رفتار منسجم تر و منظم تری را دارد.

انجام عمل صالح

برای به فعلیت رسیدن یک عمل مراحل مختلفی به عنوان مقدمه لازم است رعایت شود:

۱٫ شناخت هدف؛

۲٫ دوم حرکت؛

۳٫ استمرار و دوام انگیزه در آن حرکت.

الف. تعیین هدف

از آنجایی که غایت همه آفریدگان خداوند است، هر پدیده و مخلوقی در راه رسیدن به این هدف حرکت کند، امید رسیدن به کمال در آن وجود دارد، و تنها آن دسته از اعمالی که در جهت «وجه الله» سیر می‌کند، سودمند و نتیجه بخش خواهد بود و اموری که دارای این هدف نیستند محکوم به فنا هستند.

«همه چیز هلاک شدنی است، مگر آنچه رو به سوی او دارد ۹۹٫ بی خود انسان هلاک نمی‌شود. کسی که به سوی هلاکت در حرکت است، دستاوردش هلاکت است و هر کس که به سوی تکامل حرکت می‌کند، دستاوردش کمال خواهد بود.

هدفدار بودن «شهادت»

در آغازین گام به سوی مقام «شهادت» هدف باید معلوم و شناخته شده باشد. ما در اینجا از آن هدف به «کمال» تعبیر می‌کنیم ۱۰۰؛ راهی است به سوی ورود در جمع صالحین و خوبان و داخل شدن در گرد آنان که در جهان برتر به سر می‌برند و آنان علیین هستند. وادی «شهادت» از همه بدی‌ها به دور است و کمتر کسی را براحتی در آن جا می‌دهند و پذیرش می‌نمایند.

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «جهاد مرتبه ای بالاست که همه به آن مرتبه نائل نمی‌شوند و این موهبتی است که خداوند برای خوبان از دوستان خویش ارزانی داشته است.» ۱۰۱

پس می‌توان نتیجه گرفت که شهیدانی که در معرکه و در کارزار جانشان را در دفاع از اسلام ایثار می‌کنند، مقام کمال را دریافته‌اند. گاهی انسان با زبانش، گاهی با بیانش، گاهی با قدمش، و گاهی با قلمش از دین دفاع می‌کند. همه این‌ها نوعی به دفاع برخاستن از کیان دین و مذهب است و همه ارزش است، امّا؛ و زمانی فرا می‌رسد که تمام هستی‌اش را برای حفظ دین خدا تقدیم می‌کند، و آنگاه ارزشی بالاتر از آن نیست.

ب.حرکت: عمل صالح

بعد از شناخت هدف؛ شرط دیگر توفیق و پیشرفت در راه تکامل عمل صالح است ۱۰۲

•«پس هر کسی که امید به دیدار پروردگارش دارد، به عمل صالح

می‌پردازد» انسانی که در انتظار دیدار خالقش است، نه تنها بدون فعالیت و تحرک نیست، بلکه انتظار برای او بدین معناست که با شتاب به عمل صالح بپردازد. و حتی در این زمینه دستور سبقت داده شده است.» ۱۲۴

•«و کسانی را که امید به ملاقات ما ندارند، رها می‌کنیم تا در طغیانشان سرگردان مانند.»۱۰۴
ج.امیدواری

«تأثیر امیدواری در رسیدن به تکامل». امید نیروی محرک انسان برای تلاش و پیشرفت و عمل است. انسان‌ها هر یک به امید نفعی در حرکت‌اند، خواه این نفع در بهره ای حیوانی باشد و خواه در کمالی معنوی و متعالی. نفع انسان در این است که هماهنگ با سایر مخلوقات تلاش خود را در جهت کمال متمرکز کند، چرا که همه هستی به سوی کمال در حرکت است. اساس خلقت نیز بر این نهاده شده است تا انسان‌ها سودی برند.

چنان که در حدیث قدسی آمده است:

•«من خلق را آفریده‌ام تا از من نفعی برند و نیافریدم تا من از ایشان منتفع گردم ۱۰۵٫

•«تسبیح می‌گوید برای خدا، به سوی خدا می‌رود آنچه در آسمان‌ها و زمین است و اوست عزّتمند و حکیم»۱۰۶٫

و در اینجا شهید قبل از رسیدن به کمال انسانی و سعادت و «شهادت» به خوبی برایش روشن است که:

•این «شهادت» معامله ای است که با خدا انجام می‌دهد.

•هیچ خسارت و زیانی در این معامله و تجارت با خدا وجود ندارد.۱۰۷٫

•شخصی که این مسیر را پشت سر گذاشته، به مقام «شهود» برسد. از آن موقعیت به «وجه الله» که جلوه ای است از کمال حق می‌نگرد و از این نگریستن هرگز ملول نخواهد شد. شاهد همیشگی و مشهود نیز ابدی خواهد بود. تماشاگهی است که بسیاری را به وسوسه انداخته تا برای رسیدن به آن شوق و اشتیاق وصف ناپذیری از خود بروز دهند و بگویند: «پروردگارا، بسیار مشتاق هستیم به لذّت دیدارت».

نتیجه گیری

«شهادت» اوج هرم ارزش‌های انسانی است. غیر شهیدان را بر بلندای این قله راه نیست، زیرا هرکس را آن مقدار مرتبه می‌دهند که خود برایش زحمت کشیده و رنج برده است. شهادت مرتبه ای بسیار والا از مراتب کمال انسانی است و همه مراتب انسانی که به طور طبیعی لازم به طی کردن و کسب کردن است، تنها از طریق مقدماتی حاصل می‌شود که انسان آن را طی می‌کند. بدون درنوردیدن مسافت بسیار طولانی بین آغاز و انجام انسان، هیچ کس قادر به رسیدن به جایگاه ارزنده و رفیع «شهادت» نیست و این برآیندی است از سیره حسینی و علوی که دست آموزان آموزه‌های الهی بودند و ثابت کردند که شهادت هدیه ای است در عوض زحمت‌های شیفتگان مقام حق که در راه رسیدن به طریقش هستی خویش را نیز هزینه می‌کنند، زیرا آگاه‌اند که حاصل سعی و تلاششان رضایت حق است که از آن بالاتر مقامی نیست.