ایثار و شهادت بخش سوم: از دیدگاه روایات اسلامی

0a9cdfe742cfce66be6ba00ecf0444f0_L

در بخش دوم «ایثار و شهادت از دیدگاه روایات اسلامی بررسی می‌شود، و در این میان ماهیت و ثمرات و آثار شهادت به اجمال توصیف خواهد شد.

«شهادت» از دیدگاه روایات

در علت نامگذاری «شهادت» دلایل متعددی ذکر شده است:

۱) حضور: شهید را شهید گفته‌اند بدان جهت که فرشتگان رحمت خدا در صحنه «شهادت» «حضور» می‌یابند ۵۱٫

۲) گواهی: خدا و رسول به بهشتی بودن شهدا «گواهی» می‌دهند ۵۲٫

۳) همراهی انبیاء: شهید در قیامت همراه انبیاء بر امت‌های دیگر گواهی می‌دهد ۵۳٫

۴) حاضر: شهید «زنده و حاضر» است به مقتضای «أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یرْزَقُون»۵۴ َ: (آنان زنده‌اند, و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند)

۵) قیام: شهید «به شهادت حق قیام می‌کند» تا کشته شود ۵۵٫

۶) قلّه فضایل: شهادت قلّه فضایلی است که اولیا دین همواره از خداوند آرزوی آن را داشته‌اند ۵۶٫

در دعاها مکرر از خداوند درخواست «شهادت» شده است ۵۷

و روایات بسیاری درباره «شهادت» و جایگاه «شهادت» از جانب معصومین  وارد شده است. از جمله رسول خدا (ص) می‌فرمایند: (بالاتر از هر نیکی نیکی است تا انسان در راه خدا کشته شود. پس چون در راه خدا کشته شد بالاتر از آن نیکی, نیکی نیست)۵۸٫

نتیجه بررسی شهادت در روایات

از بررسی اجمالی سخنان ائمه در مورد مفهوم «شهادت» برداشت می‌شود که فرموده‌اند:

•برترین مرگ: «شهادت» (برترین مرگ) است ۵۹

•هترین قطره: (قطره خون شهید نزد خدا از بهترین قطرات است)۶۰

•آمرزش: «شهادت»(موجب آمرزش همه گناهان بغیر از دَین می‌شود)۶۱

•مصونیت: شهید از سؤال قبر مصون است و فشار قبر ندارد ۶۲

•همراه حوریان: شهید در بهشت با حوریان همآغوش است ۶۶

•شفاعت: شهید حق شفاعت دارد ۶۳

•اولین بهشتی: شهدا از اولین کسانی هستند که وارد بهشت می‌شوند ۶۴

•بلند مرتبگی: و همه به مقام شهیدان غبطه می‌خورند ۶۵

•اولیاء قیامت: شیخ مفید «شهادت» را مقامی والا می‌داند و معتقد است آنکه در راه خدا صبر و مقاومتی کند تا آن حد که خونش ریخته شود روز قیامت از امنای والا مرتبه الهی محسوب می‌شود ۶۶

•تماشاگر وجه الله: نظر به وجه الله از خصوصیات شهید است و این نتیجه نفی بعد لجنی از وجود خویش و رسیدن به خلود و قداست کامل در سایه «شهادت» است ۶۷٫

•کمال: در مکتب خاندان وحی «شهادت» مطلوب و معشوق آنان است و امامان (ع) یا مقتول و یا مسموم بوده‌اند و مرگشان «شهادت» بوده است ۶۸٫ پس امامان معصوم (ع) به مقصود خود که همان کمال است، رسیده‌اند.

گرچه جان ائمه (ع) و اولیای خدا و بندگان خالص عزیز است، ولی دین خدا عزیزتر است. بنابراین جان باید فدای دین گردد تا حق زنده بماند و این همان «سبیل الله» است.

شما راه خدا را باز کردید «شهادت» را شما آغاز کردید

به خون خفتید تا آئین بماند فدا کردید جان تا دین بماند ۶۹

برای برداشت و دریافت عمیق تر می‌توانید مجموعه روایات مربوط به «شهادت» و فضیلت شهداء را از جمله در منابعی که در پی نویس آمده است، مراجعه و مطالعه کنید ۷۰٫

آنچه در مقام توصیف مفهوم «شهادت» آمد، برخی به عنوان مقدمه «شهادت», بعضی مصداق «شهادت» و برخی هم از باب شرح اسم بود. «شهادت»؛ امّا حقیقتی است ماورای همه این‌ها که شهید به آن مقام می‌رسد؛ یعنی مقام «شهادت» به معنای جایگاهی است که از آن جایگاه همه چیز برایش مشهود است و او شاهد خواهد بود، و با رسیدن به این مقام است که ماسوای «شهادت» را با «شهادت» حاضر نیست عوض کند.

امام حسین (ع) و «شهادت»

در دوران سیدالشهداء (ع) شرایطی پیش آمده بود که جز با حماسه «شهادت» بیداری امت فراهم نمی‌شد و جز با خون عزیزترین انسان‌ها نهال دین خدا جان نمی‌گرفت ۷۱٫ این بود که امام (ع) و اصحاب شهیدش لازم دیدند طراوت و سرسبزی اسلام را تأمین و تضمین کنند و این سنّت همچنان در تاریخ باقی ماند و «شهادت» درس بزرگ و ماندگار عاشورا برای همه نسل‌ها وعصرها گشت. به فرموده امام خمینی (ره) «خط سرخ «شهادت» خط آل محمد (ص) و خط علی (ع) است و این افتخار از خاندان نبوت و ولایت به ذریه طیبه آن بزرگواران و به پیروان خط آنان به ارث رسیده است ۷۲٫

«شهادت» چیست؟

در اینجا با توجه به آشنایی لغوی، قرآنی و روایی با واژه «شهادت» می‌توانیم باز تعریفی متناسب‌تر از شهادت داشته باشیم.

۱٫«شهادت» رسیدن به خیر و سعادت است.

۲٫ «شهادت» برخاسته از طاعت است.

در پایانِ نامه ای که حضرت علی (ع) برای مالک اشتر آن هنگام که او را به امارت مصر منصوب کرد، چنین نگاشت:

«من از خداوند که رحمتش فراگیر است و قدرت زیادی بر بخشش هر رغبتی دارد، طلب می‌کنم که عاقبت من و تو را به سعادت و «شهادت» ختم گرداند»۷۳٫ هرچند که شهادت کمال و سعادت است، امّا شهید لازم نیست به طور حتم در معرکه و نبرد به قتل برسد و به مرتبه و مقام «شهادت» نائل آید، بلکه به فرمایش رسول اکرم (ص): «اگر از روی صدق و راستی مقام «شهادت» را طلب کند خداوند به او عطا می‌کند»۷۴٫

از این بیان بر می‌آید که «شهادت» مقام و جایگاه مخصوصی است. صرف مردن در راه خدا نیست، فقط کشته شدن و قتل در راه خدا نیست، بلکه کشته شدن و مردن در راه خدا از مطمئن‌ترین راه‌هایی است که به آن مقام منتهی می‌شود. اما ممکن است بدون کشته شدن هم خداوند آن مقام را به طالبش ارزانی دارد. چنان که ممکن است کسی توسط سلاح هم از پا در بیاید، اما به مقام و منزلت مخصوص شهید نرسد، و چه بسا فردی که بر فراش خویش بمیرد و در نزد خداوند صدیق و شهید به حساب بیاید ۷۵٫ شواهدی بر این ادعا وجود دارد.

روایت اول: شخصی نزد رسول اکرم (ص) آمد و عرض کرد: یا رسول الله جوان پر انگیزه ای هستم و قصد دارم جهاد کنم. حضرت (ص) فرمودند: «خوب برو و جهاد کن که چند خاصیت دارد: اگر در حال جهاد کشته شدی، در زمره زندگان جاوید در می‌آیی که نزد خداوند روزی می‌خورند؛ چنانچه در این راه مرگ تو را دریافت، اجر و پاداشت بر خداوند است و در صورتی که از جهاد زنده بازگشتی، آمرزیده می‌شوی، مانند روزی که از مادر تولد یافتی». در اینجا بود که عرض کرد یا رسول الله اما من پدر و مادر پیری دارم گمان می‌کنند که با بودن من آرامش و پناه بیشتری دارند و دوست ندارند که راه دور بروم و از آن‌ها جدا شوم؟ آنگاه حضرت (ص) فرمودند: «با والدینت بمان که هر لحظه ای از آن برتر از یک سال جهاد است».۷۶

روایت دوم: از (ع) از رسول اکرم (ص) در مورد عبدالله ابن رواحه نقل شده است، در حالی که بیمار بود و در بستر رو به موت بود، مردم گفتند: «یا رسول الله (ص) جای بسی تعجب است که ایشان در غیر موطن «شهادت» در حال مردن است و «شهادت» نصیبش نشد و به مرگ طبیعی از دنیا می‌رود.» حضرت پرسیدند: به نظر شما به چه کسی از امت من شهیدگفته می‌شود؟ گفتند: مگر شهید کسی نیست که در میدان نبرد در راه خدا کشته می‌شود؟ پیامبر اسلام (ص) در پاسخ فرمودند: اگر چنین بود، در آن صورت شهیدان از امت من بسیار اندک می‌شدند ۷۷٫

سخن خداوند: در وصف این دسته از افرادی که به مقام والای «شهادت» بدون قتل و مردن می‌رسند، خداوند در سوره حدید ۱۹ فرموده است: «کسانی که به خدا و رسولانش ایمان آوردند، آن‌ها صدّیقین و شهداء نزد پروردگارشانند؛ برای آنان است پاداش اعمالشان و نور ایمانشان.»

پس مقام «شهادت» غیر از مرگ و قتل عادی است، و از مرتبه ای بلندتر از آن‌ها برخودار است. و مرگ در راه خدا از دست رفتن و فوت نیست، بلکه زندگی است. آن کسی که میدان دفاع از دین خدا و جهاد در راه خدا را ترک می‌کند، به درد دین نمی‌خورد. او معلوم می‌شود «شهادت» را نشناخته است. او خیال می‌کند مرگ یعنی نابودی و می‌پندارد ماندن برای او بهتر است. او نمی‌داند که «همانا مرگ پلی است که شما را به سوی دیگر عبور می‌دهد»۷۹٫ حسین ابن علی (ع) می‌فرماید: «مرگ پلی بیش نیست؛ این طرفش دنیا، آن طرفش بهشت! این پل شما را از دنیا به بهشت می‌رساند»۸۰٫ رسول خدا (ص) در مورد علی ابن ابیطالب (ع) فرمودند: «علی (ع) کسی است که در جنگ پیاپی حمله می‌کند و در قاموس او واژه فرار معنا ندارد، در جنگی نیست که برود و پیروز برنگردد، او همیشه پیروز جنگ بود»۸۱٫

راه سعادت

پس اگر نتیجه ایثار و «شهادت» پا برجا ماندن دین خداست، راه به درستی راه سعادت است. آنجا که انسان دیندار پای ماندن با بی دینی و رفتن با دینداری برایش به میان می‌آید، آنکه اهل ایثار و گذشت است و ایمان به راه خودش و درستی هدفش دارد، لحظه ای درنگ را روا نمی‌دارد و در طی این مسیر گوی سبقت را از دیگران خواهد ربود. در این دوراهی است که عاقل رزق تضمین شده آخرت و زندگی ماندگار و حقیقی را بر ماندن به طور موقت و باشرایط تنگ و زجر آور دنیوی ترجیح می‌دهد و رزق در جوار پروردگار را می‌پسندد و این معامله ای است که ترجیح دارد.

•اول اینکه ماندن در همسایگی و در حضور خداوند است.

•دوم اینکه مورد پسند خداوند بزرگ عالم است و ترجیح خواست خدا بر خواست انسان خودش امتیاز دارد، و به قول شاعر اهل دل:

یکی درد و یکی درمان پسندد یکی وصل و یکی هجران پسندد

من از درمان و درد و وصل و هجران پسندمان که جانان می‌پسندد ۸۲

•سوم اینکه: شهید رضایت پروردگار را می‌خواهد و رضوان و رضایت حق برای او از همه چیز بالاتر است ۸۳٫

هر چند بسیاری می‌پندارند که مرده آخرش مرده است! اما خداوند چنین پنداری را قبول ندارد و آن را نفی کرده و می‌فرماید: «ای پیامبر، هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند مردگانند؛ بلکه آنان زنده‌اند و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند.»۸۴

«شهادت» سعادت است

امام حسین (ع) در هنگام حرکت به سوی کربلا اشعاری را می‏خواند، که نقل شده پدر بزرگوارشان هم همین اشعار را گاهی می‌خواندند:

«اگر چه دنیا زیبایی‌ها و دوست داشتنی‌هایی دارد، دنیا آدم را به طرف خودش‏ می‏کشد، اما خانه پاداش الهی، خانه آخرت، خیلی از دنیا زیباتر و جذّاب تر است، خیلی از دنیا بالاتر و عالی‌تر است.»

«اگر مال دنیا را آخر کار باید گذاشت و رفت، پس چرا انسان آن را در راه خدا انفاق نکند، و اگر این بدنهای ما ساخته شده است که در آخر کار بمیرد، پس چرا در راه خدا با شمشیر قطعه قطعه نشود»۸۵

و چنین نگرشی به مفهوم «شهادت» خود نیروی محرکه ای است برای انسان معتقد به «شهادت» برای پیش رفتن برای طی مسیر و برای رسیدن به اهداف عالیه انسانیت. و راه «شهادت» همیشه برای مسلمانان باز است، هرچند تنور جهاد و نبرد در راه دفاع از اسلام گاه شعله ور است و گاه خاموش، اما مقام و موقعیت «شهادت» ثابت است و چیزی نیست که دستخوش متغیرهای بیرونی شود. از امام چهارم (ع) نقل شده است که فرمودند: شیعیان ما همه از صدّیقین و شهداء هستند. راوی می‌گوید از امام (ع) پرسیدم: چگونه چنین چیزی ممکن است، در حالی که بیشتر شیعیان در فراش خود می‌میرند؟ حضرت فرمودند: آیا در قرآن سوره حدید این آیه را نخوانده ای: «و کسانی که به خدا و فرستادگان او ایمان دارند، آن‌ها در زمره صدّیقین و شهداء هستند و در حضور پروردگارند؟ عرض کردم مثل اینکه اصلاً این آیه را نخوانده بودم. امام (ع) فرموند: اگر بنا باشد شهیدان آن طوری که تو می گویی باشند، تعداد شهیدان بسیار محدود وکم خواهد بود»۸۶ آیه ای که می‌گوید: «خداوند به مهاجر و مجاهد در راهش از هنگام خروج از منزلش به قصد جهاد و یاری دین خدا ثواب می‌دهد»۸۷، در اینجا معنای روشن‌تری خواهد داشت و در این صورت آیه می‌فرماید: حرکت در راهی که در هر نقطه ای از آن درجه ای است و هر کس به هردرجه و مرتبه ای از آن که برسد، سعادتمند است.