نمونه ای از جوانان اهل مسجد

6b06014fbcded3b4f0475338b371c972_L

شهید اکبرزاده، با شهادتش قلب همه آشنایان و مریدان و بسیجیان مخلص را آتش زد و فراق او بسیار غمبار و دشوار بود.

چه تفاوتی دارد او چه سالی به دنیا آمده باشد یا اینکه در کجا متولد شده باشد. مهم این است ‌که او که بود وچه کرد.‏ چهره محبوب ودوست داشتنی و یار آشنای بسیجیان و سلحشوران و سنگرنشینان اسلام بود.‏

سخن از اسطوره تقوا و فضیلت، نمونه ایثار و جانبازی، تجسم اخلاق و عرفان، مظهر تعهد و عشق و خلوص است؛ سخن از روحانی و سربازی حقیقی و یاوری واقعی و پیروی صادق در مکتب قرآن و اهل بیت (ع) است. شهید حجت الاسلام والمسلمین مجتبی اکبر زاده، این چهره محبوب و دوست داشتنی، این یار آشنای بسیجیان، این مربی والاقدر که ارشادها و راهمنایی‌ هایش هنوز در اذهان و قلوب، جاری است. در سال ١٣۴٠ متولد شد. نامش را مجتبی گذاشتند. گویی از همان ابتدا خدایش او را برگزیده بود. در طی دوران کودکی و تحصیل، فردی بسیار منضبط و مقید به پاکیزگی و اهل مسجد و محراب بود و چون همه ابرار و نیکان، با دیگران بسیار مهربان و دلسوز بود.

در تمام دوران نوجوانی و جوانی، پدر و مادر، نهایت رضایت را از او داشتند و ابراز می کردند. یکی از ویژگیهای بارز ایشان در این دوران، غیرت بیش از حدی بود که نسبت به رعایت مسائل اخلاقی داشت. با توجه به اینکه هنوز انقلاب شکوهمند اسلامی به پیروزی نرسیده بود، با این حال ایشان در تمام مسائل، بویژه پوشش ظاهری خواهران، به عنوان یک اصل مهم توجه داشت.‏ با گذشت زمان و جدی تر شدن مبارزات و علنی شدن آنها، او نیز چون دیگر جوانان انقلابی در راهپیمایی‌ها علیه حکومت ظالم پهلوی، شرکت فعالانه داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، همراه با جوانان مسجدی، شب هنگام تا صبح به پاسداری از امنیت شهر می پرداخت.در سال‌های ۵٩-۶٠ در پاسخ به ندای درونی خویش، در جهت کسب معارف الهی، در جرگه طلاب علوم دینی درآمد و مدتی در حوزه علمیه اراک و بعد از آن در حوزه علمیه قم به تحصیلات علوم دینی و فقهی پرداخت.

به علت عشق و علاقه سرشار به جبهه و رزمندگان اسلام، در مناطق جنگی حضور فعال پیدا کرد، در گردان‌های رزمی و زرهی در کنار رزمندگان حضور می یافت و به سئوالات و مسائل عقیدتی و دینی آنان با کمال میل و رغبت پاسخ می داد. ‏

او به راستی عارف بالله و عاشق امام حسین (ع) و شیفته اهل بیت عصمت و طهارت (ع) بود. عالمی عامل بود. ذکر او مدام صلوات و زیارت عاشورا و دعای توسل بود. هنوز مناجات پر سوز او در حسینیه لشکر ١٧علی‌ بن ‌ابی ‌طالب (ع) به گوش می رسد و در گوش رزمندگان آینده نهضت جهانی اسلام طنین انداز است.‏

آن روحانی شهید، در عملیات و الفجر٨ و کربلای١ و کربلای۴ نقش فعال و بسیار مؤثری داشت. با اینکه مسئول عقیدتی لشکر بود و کارش اقتضا می کرد در عقبه جبهه باشد، اما با اصرار زیاد و التماس، از فرماندهان خواست که به او اجازه دهند در عملیات کربلای ۴ شرکت کند. او با حالات معنوی و وصف ناپذیر و چهره ملکوتی و آمادگی برای حضور در محضر دوست، در صف دلیرمردان اسلام قرار گرفت و بعد از یورش مردانه ای که بر سپاه دشمن برد، شهادت را که بالاترین آرزوی دیرینه او بود، در آغوش گرفت و میهمان مولا و معشوق خود حضرت اباعبدالله الحسین (ع) شد.‏

ایشان بعد از شهادت روحانی والامقام، شهید سید محسن روحانی، در سمت مسئولیت آموزش عقیدتی لشکر، در جبهه ها خدمت می کرد، که این وظیفه بسیار مهم را به نحو شایسته و کامل انجام داد.

گوشه هایی از خاطرات آن روحانی شهید از زبان همرزمانش‏:

یکی از مریدانش به نام علی محمدی می گوید:‏ همراه شهید حاج آقا اکبرزاده، نیروهای عمل کننده را دنبال می کردیم. حاج آقا وقتی به شهدایی که روی زمین افتاده بودند، می رسید، دست به سر و صورت آنها می کشید و خود را متبرک می کرد و با غبطه با آنها سخن می گفت. وقتی به خط رسیدیم، درگیری خیلی شدید بود. با خطراتی که تهدیدش می کرد صد متر از خاکریز فاصله گرفت و زیر آتش مستقیم دشمن آن ‌قدر دعا کرد و سجده نمود تا خط دشمن شکسته شد و راه باز شد.‏

همرزم و مرید دیگرش به نام محسن کریمی می گوید:‏ با تشویق دوستان و همراهان به فرستادن صلوات، غیبت، تهمت و گناهان دیگر را در لشکر ریشه‌ کن کرده بود. در تمامی جلسات، رزمندگان را به وحدت دعوت می کرد. درتمامی آموزش‌ها، مانورها، راهپیمایی های شبانه و روزانه، شنا و غواصی رزمندگان شرکت می کرد و چنان شوخ طبع بود که با حضورش خستگی را از آنان دور می‌کرد. در عملیات نیز مثل سایر نیروها سلاح به دست می گرفت و به قلب دشمن می زد. ایشان به حاج آقا «صلواتی» مشهور شده بود‏‎.

‎مجید فرجی یکی دیگر از مریدان او می گوید:‏ در محضر شهید کاوه نبیری و حاج آقا اکبرزاده بودیم. ایشان در مورد اثرات جسمی امور معنوی از جمله نماز شب صحبت می کردند. یکی پرسید: آیا در بین این جمع کسی اهل تهجد است؟ حاج آقا جواب مثبت داد، ولی از معرفی وی خودداری کرد و فرمود شاید راضی نباشد. او گفت اکنون اولین کسی که از در سنگر داخل شود، بدانید که هیچ وقت نماز شبش تا به حال ترک نشده. در همین موقع شهید ناصر فیضی که شهره تمام لشکر بود به تهجد معرفی شد که همگی صلوات فرستادند.‏

احمد آقاباقری می گوید:‏ برای عملیات کربلای ۴ آماده می شدیم و حاج آقا مقدار زیادی تسبیح و عطر به من داد تا به گردان‌های امام حسن و امام حسین (ع) برسانم. هنگام انجام ‌کار متوجه شدند که گردان امام حسن (ع) در مرحله اول وارد عمل نمی شود، از این رو به سرعت خود را به گردان امام حسین (ع) و کوثر که از خط شکنان بودند، رساند ودر آن گردان ماند تا به شهادت رسید.‏

عباس حبیبی در باره انس شدید شهید اکبرزاده با مسجد می گوید:‏ قبل از جنگ، در ایام تعطیلات حوزه علمیه که به محل می آمد، بعد از نماز صبح تا قبل نماز مغرب در مسجد محل به برپایی کلاس‌های متعدد برای افراد مختلف با شرایطی خاص اقدام می کرد و بین کلاس‌ها به مطالعه می پرداخت. او در وصیت به برادر کوچکش می گوید: سعی کن حتماً نمازهایت را به جماعت و در مسجد بخوانی، کسی که خودش را مقید به نماز جماعت رفتن کند، خدا خیلی او را کمک می کند، سعی کن حتماً نمازهایت را به جماعت بخوانی، با بچه های مسجد محله مان رفت و آمد کن.‏

سید رضا سیدی می گوید:‏ در کربلای ۴ کار با مشکل مواجه شده بود و به اصطلاح منطقه قفل شده بود. در این موقع شهید اکبرزاده با اصرار به شهید نبیری گفت با هم به نزدیکترین منطقه به دشمن برویم و تدبیری بیندیشیم. حاج آقا تصمیم گرفت سنگری را که مانع الحاق بود، نابود نماید. بنابر این مهمات زیادی برداشت و به طرف سنگر حرکت کرد. به او گفتم حاج آقا عمامه تان را بردارید. گفت نه بهتر است باشد تا بچه ها روحیه بگیرند و بدانند روحانیت، اینجا هم پیشتاز است. بعد از مدتی برگشت و گفت مهمات من تمام شد، مقدار دیگری نارنجک برداشت و اصرار داشت که دو نفر با او بروند تا از سه طرف سنگر دشمن را مورد حمله قرار دهند. در هر صورت برای بار دوم در جلوی چشم تمام رزمندگان با اقتدار به سنگر تیربار زد و ضمن انهدام آن خودش نیز به فیض عظمای شهادت نایل آمد.

شهید اکبرزاده، با شهادتش قلب همه آشنایان و مریدان و بسیجیان مخلص را آتش زد و فراق او بسیار غمبار و دشوار بود. او رفت، ولی نماز جماعت‌های او، مرام و توسلات و توجهات و حالات خاصی که داشت، همواره راهگشا و مرشد همگان خواهد بود. روحش متعالی و مقامش در جوار اولیاء الله والاتر باد.‏

برگرفته از پرونده شهید در بنیاد شهید و امور ایثارگران اراک و مصاحبه با دوستان و همرزمان شهید