آسیب شناسی تشکیلات قسمت هشتم(قسمت آخر)

آسیب شانزدهم :Untitled-1

عجله و شتاب در کار تشکیلاتی

رهبر معظم انقلاب مدظله در این مورد می فرمایند :

(( عجله در کارها همیشه کار را خراب می کند . احساس اینکه دیر شده و شتاب و سرعت باید داشت ، غیر از عجله دست و پاگیر است . یک لحظه تانی تحقیقا روا نیست ، ام یک قدم با عجله هم یقینا موجب سرنگون شدن و ناکام شدن است . عجله نباید کرد . وضع خودمان را با وضع آن ایدئولوژی رقیب مقایسه نکنیم که یک نفر تلزه وارد میدان شده ، هر وقتی ، هر مطلبی در هر مسئله ای بخواهد بنویسد یا بخواهد ارائه بدهد ، کافیست که یک کتاب را بردارد کپی کند ، ازدو سه تا کتاب چهار تا مطلب سرهم بگذارد و یک کتاب درست کند ، کما اینکه دارند می کنند و می بینیم . همه اش حرف های تکراری و از روی هم کپی شده و واقعا دیگر بعضی از آن ها مهوّع ، از بس تکرار شده است . ))

(تشکیلا انقلابی ۴۴۴)

آسیب هفدهم :

انفکاک در تشکیلات

گاهی ضعف مدیران باعث تبدیل شدن یک تشکل به بخش های منفک از هم ، بی خبر از عملکرد یکدیگر و فارغ از نیاز ها و نقش های همدیگر می شود . این جزایر پراکنده ، در درازمدت ، نه تنها امیدی به تحقق اهداف اولیه نخواهد داشت ، بلکه خنثی کردن تلاش های هر بخش توسط بخش های دیگر و افزایش بی دلیل هزینه های مادی و معنوی ، به رکورد و حتی انحلال ناخواسته ی آن نیز منجر می گردد .

نداشتن نظام پویا و بومی ارتباط و هماهنگی سازمانی ، مثل مسدود شدن برخی از شاهرگ های پیکر انسان یا قطع برخی دیگر و خروج آن ها از شبکه است ، که هر چه خون در این بدن پمپاژ می شود ، به هدر می رود و اعضای محتاج به آن ، از بی خونی یا کم خونی ، دچار اختلال یا حتی مرگ موضعی منجر می شود !

آسیب هجدهم :

بروکراسی در تشکیلات

یکی از آفت های تشکیلات این است که نظم را با بروکراسی اشتباه می گیرند . شهید بهشتی در این باره می فرمایند :

(( نباید تشکل و انظباط را با ایجاد یک بروکراسی و دستگاه های عریض و طویل اداری اشتباه کنیم .)) (مجله حزب جمهوری ش  ص ۵۶۷)

متاسفانه گاهی تشکل های اسلامی ، بالعکس صرفا به بهانه این که یک سازمان غیر دولتی هستند ، از حداقل های ضروری انظباط اداری و مالی و… تهی می شوند و به همین دلیل ، گاه امور عادی در آن ها مورد غفلت واقع می گردد و از این رهگذر ، آسیب های فراوان و اتلاف وقت و منابع انسانی و مالی در آن ها به چشم می خورد .

در مقابل ، برخی تشکل ها ، چنان مقید و گرفتار قواعد و روش های بروکراتیک کاغذ بازی و سلسله مراتب شده اند که بوی خشک و خشن نظام اداری مرده و ناکارآمد رسمی ، از آن ها استشمام می شود و در ازای آن ، خروجی و اثربخشی منابع تا حد بسیار زیادی کاهش می یابد و انسان را یاد این مثل پارسی می اندازد که «آفتابه و لگن هفت دست ، شام و نهار هیچی !