اصل شصت و سوم الی شصت و ششم مهارت کارتشکیلاتی

اصل شصت و چهارم :

حسن معاشرت  تشکیلات

( وَقُل لِعِبَادِی یقُولُوا الَّتِی هِی اَحسَنُ اِنَّ الشَّیطَانَ ینزَغُ بَینَهُم) – ۵۳ اسرا

( و بندگانم را بگو که همیشه سخن بهتر را بر زبان آرند، که شیطان (بسیار شود به یک کلمه زشت) میان آنان دشمنی و فساد برمی‌انگیزد.)

ممکن است شیطان از طریق بد زبانی و بددهنی باعث به هم زدن یک تشکیلات مقدس دینی بشود. حسن معاشرت بسیار سفارش شده است که انسان رابطه سازنده و مثبت برقرار کند . ارتباط عاطفی و محبت آمیز داشته باشد .

در آیه دیگر خداوند متعال می فرماید :

( ادفَع بِالَّتِی هِی اَحسَنُ فَاِذَا الَّذِی بَینَک وَبَنَینَ هُ عَدَاوَهٌ کاَنَّهُ وَلِی حَمِیمٌ ) ۳۴ فصّلت

همیشه بدی (خلق) را به بهترین شیوه (که خیر و نیکی است پاداش ده و) دور کن تا همان کس که گویی با تو بر سر دشمنی است دوست و خویش تو گردد.

در مسائلی که پیش می آید اگر این مسئله ده راه حل داشته باشد ، شما باید بهترین راه حل را انتخاب کنید . مدیر خوب باید بتواند با برخورد جذاب و لحن و پیام مناسب ، با ارکان مختلف تشکیلات و مخاطبان آن ، ارتباط برقرار کند

( فَبِمَا رَحمَهٍ مِّنَ الله لِنتَ لَهُم وَلَو کنتَ فَظًّا غَلِیظَ القَلبِ لانَفَضَُّوا مِن حَولِک ) ۱۵۹آل عمران

( با مردم مهربان باش که اگر تند برخورد می کردی ، از تو دور
می شدند. )

امام سجاد(علیه السلام) می فرمایند :

(( حق همنشین این است که در گفتگوی با او اهل انصاف باشی و حق هم صحبت آن است که تا آنجا که راهی می یابی و می توانی با او با نیکویی و احسان هم صحبتی کنی ؛ وگرنه دست کم با انصاف با او رفتار کن و همان اندازه که او تو را گرامی می دارد تو نیز او را گرامی بدار و به گونه ای باش که او تو را گرامی می دارد تو نیز او را گرامی بدار و به گونه ای باش که او در هیچ گرامی داشتی در میانه شما ، بر تو پیش دستی نکند و اگر چنین کرد آن را جبران کن و تا آنجا که شایستگی دارد در دوستی با او کوتاهی مکن . ))         ( رساله حقوق )

محبت مَلات کار تشکیلاتی است . تشکل بدون محبت مانند مجموعه ای از افراد است که مثل آجر و بدون هیچ ماده چسبنده ای روی هم چیده شده باشند ، هرچند مثل یک دیوارند ، اما با یک ضربه فرو میریزند و متلاشی می شوند . عامل پیوستگی ، قوام ، پایداری و ثبات افراد در تشکیلات ، بدون شک محبت و مهرورزی اعضای آن است .

اصل شصت و پنجم:

ساختن ، نه قیچی کردن

(( افرادِ تشکیلات ، همه می خواهند در راستای اهداف مشترک حرکت کنند ؛ اما در عمل بعضی ها نقص دارند ، آسان ترین کار حذف ناقص هاست . در حالی که کار یک تشکیلات ، ساختن ناقص هاست نه حذف ناقص ها .

این ساختن هم زمان می برد و در زمانی که لازم دارد ، باید با نقصشان بسازیم نه اینکه زود ناراحت بشویم که آقا این چه تشکلی است ، فلانی چنین کرد و فلانی چنان کرد  و بد گفت و غیبت کرد و تهمت زد و… البته باید رسیدگی کرد و فورا هم به آن رسیدگی سازنده ای که این عیب را در خودشان بر طرف کنند.

این صحیح است که زودبرسیم و نیروها را متمرکز کنیم و نگذاریم که یک نقص فراگیر بشود . نگذاریم یک نقطه چرکین دوام بیاورد و زود علاج کنیم . این درست است که اگر دیدیم یک نقطه ای آن قدر چرکین است که علاج ناپذیر است جراحی هم می کنیم . ولی جراحی به عنوان آخرین علاج می دانند و آسان ترین راه برایشان قطع کردن و جراحی است . ولی اینکه قرار باشد یک انسانی هر جای بدنش که بیمار شد جراحی کند ، زودتر از یکسال از بین می رود . یک کورک (جوش) می زند به انگشتش ، یا الله بگوید و انگشت را قیچی کند ، اینکه هرجا زخمی داشتیم آن را جراحی کنیم ، نمی شود . )) ( به توان تشکیلات ۹۵)

اصل شصت و ششم:

خودسازی هدف تشکیلات

(( تشکّل باید پاسدار ارزش ها باشد نه پاسدار خود . نگهبان ارزش ها باشد نه نگهبان خود . هر وقت این تشکّل به جای آنکه نگهبان ارزش ها باشد و خداپرست و حق پرست و کمال دوست و کمال خواه باشد ، خودخواه شد ، آن وقت یک طاغوت می شود . و هرچه بهتر که چنین طاغوتی بر سر راه امت نباشد . بر همه ماست که دائما مراقبت کنیم که تشکل ما ، خودخواه نشود . همیشه خداخواه بماند و این با خودسازی مداوم یک یک ما ، صورت می پذیرد .

تشکّل باید سازنده باشد . باید آسان کننده خودسازی و کمکی به سیر الی الله برای شرکت کنندگان در این تشکّل باشد . هر وقت یکی از ما یا جمع ما به تشکّلمان مشغول و سرگرم شدیم ، چنین تشکلی «لهو» می شود و باید از او پرهیز کنیم زیرا ما را از خدا دور می کند . اگر همه اش به فکر تشکیلاتمان باشیم ، اگر تشکیلات برای ما آنقدر محبوب شد ، که جانشین خدا و حق شد ، حالت لهو پیدا می کند و آدم را از یاد خدا غافل می کند .

باید از آن دوری جست . چه وقت ما می فهمیم که تشکیلات برای ما لهو و سرگرمی نشده و لعب و بازی روزانه نشده ؟ وقتی که ببینیم در این تشکیلات داریم ساخته می شویم ، آن وقت کار تشکیلاتی ما حالت عبادت دارد.

اینکه ما این همه تاکید داریم که کار در دفاتر ، باید آهنگ عبادت داشته باشد ، این در متن هدف گیری ماست . کافی است که ما از خودسازی مان بازبمانیم . کافی ست که ما از خدا خواهیمان باز بمانیم . همین خودش خسارت بزرگی است . باید دفاتر تشکل مراقبت کنند که آنجا معبد باشد و محل عبادت بماند . جای خودسازی ما باشد . اما این ها با گفتن نمی شود . این ، با اخلاق در نیت و باز با مراقبت بر عمل می شود . طرز برخوردهایمان ، طرز کارمان ، شور و عشق کارمان ، این ها می تواند نشان بدهد که کدام طرفی هستیم .)) ( به توان تشکیلات ۹۱)