اصل پنجاه و هفتم الی شصتم مهارت کار تشکیلاتی

اصل پنجاه و هفتم :تشکیلات

حرّیّت و آزادگی

در تشکیلات باید روح فتوّت و جوانمردی و آزادگی موج بزند و ریشه حریت و آزادگی هم بندگی خداست . در تشکیلات باید آزاده بود و عزت نفس داشت و براین اساس عمل کرد . تشکّل باید مواظب باشد تا خود را وام دار هیچ گروه و جریان و حزب سیاسی نکند . زیر بار شرط و شروط نرود تا در برهه های حساس و مهم ، بتواند موضع عزّتمندانه و درست را اتخاذ کند .

اصل پنجاه و هشتم:

وجدان کاری

وجدان کاری در یک تشکیلات اسلامی شاخصه هایی دارد :

  • جدّیّت و تلاش
  • دقّت
  • اتقاق و استحکام
  • عشق و علاقه
  • پرهیز از سستی ، کاهلی و وقت گذرانی
  • سرهم بندی کردن کارها .

هر مسئولیتی که به هر عضو واگذار می شود ، باید به مسئولیتش با جدّیّت تمام عمل کند .

در احوالات پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند:

( هرگز نشد که رسول خدا در کاری یا سختی با کسی مشارکت کند و زودتر از او دست از کار کشد؛ بلکه صبر می کرد تا وی دست از کار بکشد و هرگز میان دو کار مخیر نشد؛ مگر اینکه دشوارترین آن ها را اختیار فرمود ) (سنن النّبی علامه طباطبایی)

اصل پنجاه و نهم :

پاک دامنی

پاک دامنی و عفت چند عرصه دارد:

  • عفت در کلام : درفضای تشکیلات نباید سخن سبک گفت و جوک های مبتذل تحت عنوان شوخی و نشاط مطرح کرد.شادی و نشاط و خنده خوب است؛ اما شادی و نشاط حلال.
  • عفت در نگاه و شکم و شهوت : هر لقمه را نباید خورد. در روایات متعدد وارد شده است که تقوا حصن و حصار مستحکم است،یک چهارچوبی است که انسان را حفظ می کند .بحث پاک دامنی یک اصل اساسی در یک تشکیلاتی دینی است. نباید تحت عنوان پیش رفتن کارها، خدایی نکرده به بعضی از مسائل دچار شویم. از نگاه آلوده پرهیز کنیم. از ارتباطات و جلسات مختلط غیر شرعی و غیر ضروری در تشکیلات پرهیز کنیم. روابط کنترل شده و درحد ضرورت ها باشد و در این زمینه بسیار محتاط و با دقت عمل کنیم.

اصل شصتم :

غیبت

در روایات ما تنها چند مورد به عنوان جایزالغیبه شمرده شده مثلاً :

  • در مسئله مشورت ، چنانچه عیبی بدانیم و به مشورت کننده نگوییم و او متضرر شود ، از موارد جواز غیبت است .
  • درباره متجاهربه فسق (کسی که علنا گناهی را مرتکب شده) که قدر متیقّن آن همین گناه علنی است آن هم در محله و فضایی که علنا مرتکب شده( و شاید در جای دیگر خود دار باشد)نظر فقهی حضرت امام هم درباره متجاهر به فسق همین دو قید است.(همان گناه و در همان مکان).
  • درباره کسی که پیشوای ضالّ و مضلّ است و گروهی را به سمت گمراهی در دین می کشاند و البته این مسئله نباید مَحمِل هر توجیهی باشد و موارد آن شامل هر مسئله و هر شخص و گروهی نیست ؛ بلکه مواضع اندکی را در بر میگیرد .

اینکه در روایت نقل می شود که ( الغِیبَهُ اَشَدُّ مِن الزِّنا ) فلسفه ای دارد . غیبت ، باعث سست شدن روابط مؤمنان در تشکیلات می شود و برادری و اخوت دینی را ضایع می کند . غیبت ، حتی به تنهایی می تواند منهدم کننده یک تشکیلات بزرگ باشد.