اصل پنجاه و چهارم الی پنجاه و ششم مهارت کار تشکیلاتی

اصل پنجاه و چهارم:تشکیلات

اهتمام به امر به معروف و نهی از منکر

نهی از منکر باعث رواج امنیّت و پاک دستی ، استحکام دین و دنیا ، و رواج فضیلت ها و ارزش ها و باعث اصلاح فرهنگ عمومی می شود . در فضای عمومی اغلب افراد دغدغه مند ، وقتی وارد فضای آلوده ای می شوند ، نسبت به وقوع منکر و ترک معروف حساسیت نشان می دهند ، به خروش می آیند و برای مقابله با آن احساس تکلیف می کنند ؛ اما به مرور همه چیز برای آنان عادّی می شود و دیگر به چشمشان نمی آید و این خطر بزرگی برای جامعه ماست . ما باید در مقابل ناپاکی و ناروایی ها و پلیدی ها ناآرام باشیم و به جوش و خروش بیاییم .

هرگاه از کسی در جامعه گناه می بینیم ، تصور کنیم خود ، این گناه را انجام می دهیم و نگذاریم تا بی تفاوت بمانیم . مهم تذکر است تا جامعه احساس کند مسلمانانی وجود دارند که نسبت به زیر پا گذاشتن ارزش های اخلاقی حساس هستند .

یک تشکل انقلابی باید شاخک هایش تیز باشد و به محض بروز منکری و پایمال شدن معروفی به پا خیزد و احساس وظیفه کند و امر به معروف و نهی از منکر انجام دهد و در این میان هیچگونه مصلحت اندیشی نداشته باشد . البته در این امر خطیر نباید به وادی شعارزدگی و سطحی نگری افتاد و برخورد های لحظه ای و چکشی و همراه با خشونت انجام داد ، بلکه باید برای آن برنامه بلند مدت مستمر طراحی کرد و رویکردی دلسوزانه داشت.

اصل پنجاه و پنجم :

انفاق و کمک کردن

نسبت به مازاد درآمد ، می توان انفاق کرد . تشکیلات باید نسبت به افراد نیازمند درون تشکیلات و بیرون تشکیلات ، توجه کند . یک مرحله بالاتر از انفاق ، ایثارگری است . اینکه انسان از نیاز های خود به دیگران بدهد .

البته انفاق باید از اموال شخصی باشد ، نه انفاق از بیت المال و اموال تشکیلات ، انفاق از بیت المال و حکومت نیاز به مجوز شرعی دارد . البته در مواردی مسابقه و تشویق و جایزه با تشخیص مسئول اشکالی ندارد .

مقدّم بر انفاق ، آگاهی نسبت به نیاز فرد یا گروه است . اگر اخوّت و برادری در روابط تشکل حاکم شود ، افراد نیاز های خود را با یکدیگر در میان خواهند گذاشت و در مواقع ضروری چاره ساز یکدیگر خواهند بود . باید بدانیم اگر نیاز عضو در غیر از تشکل برآورده شود ، کم کم فرد نیز در همکاری خود ، تجدید نظر کرده و دغدغه خود را در همان جایی پیگیری می کند که به نیاز او پاسخ داده می شود.

 

اصل پنجاه و ششم :

تولّی و تبرّی

در تشکیلات باید باید جاذبه و دافعه وجود داشته باشد . یک مرزبندی شفاف با دشمنان اسلام ، معاندان نظام ، خصوصا در زمان اوج گیری فتنه ها ، وجود داشته باشد . مسلمانِ مومنِ انقلابی هم جاذبه می خواهد ، هم دافعه .

ما هیچ گاه نباید آرمان ها و ارزش ها و اعتقاداتمان را فدای مصالح دیگر کنیم و مطمئن باشیم که هیچ چیزی مهم تر از این نیست .

گاهی اوقات رفتارها و کارهایی را انجام می دهیم که اگر به دقت موشکافی کنیم می بینیم محرّک ما برای آن اقدام ، اهداف و اعتقاداتمان نبوده است ، بلکه تعریف ها و تمجید های دیگران بوده است . بارها و بارها پیشنهاد شده که برنامه هایی را اجرا کنیم که در شأن ما نبوده و با ارزش هایمان سازگاری نداشته است . تنها با این توجیه که تعداد استقبال کنندگان از برنامه ها بیشتر شود یا حتّی به این خاطر که رضایت مخاطب کسب شود و چقدر این حرف فریبنده است .

اگر دقت کنیم می بینیم که خیلی ها به این درد گرفتار شده اند . کارهایی را انجام می دهند که در آنها ، تمام هدفشان این است که اکثریت را راضی و خوشحال کنند ، ولو اینکه کار نادرست باشد .

سوالی که بایست از هر فرد مسئولی پرسیده شود این است که اگر روزی مسئول رفع تشنگی جمعی شود و هم آب معمولی داشته باشد و هم شربت خنک و گوارا و دلچسب ، اما مسموم چه کار می کند ؟ اگر همه افراد هم شربت بخواهند و از این کار فرد خشنود باشند و از او تشکر هم بکنند، آیا باز هم به آن ها شربت می دهد؟

در خیلی از موارد این گونه است . قطعا ما میتوانیم برنامه هایی را اجرا کنیم که جمعیتی را به سالن ها بکشاند و از ما تشکر بکنند ؛ اما ما نباید به دنبال این گونه خوشی های مقطعی باشیم . باید به دنبال رضایت های بالاتر باشیم .

می توانیم در نشریاتمان مطالبی را چاپ کنیم که مخاطب از خواندن مطالب لذت ببرند ، اما باید به دنبال آن باشیم که حق را بگوییم و درست و مناسب هم بگوییم ، ولو اینکه یک نفر آن را بفهمد که هدایت همان یک نفر از شادی پوچ و لحظه ای هزاران نفر هم با ارزش تر است . البته مطلب مهمی که باید در اینجا به آن اشاره کرد ، تاکید رهبر عزیز انقلاب به جذب حداکثری و دفع حداقلی است .

باید بدانیم این توصیه هیچ منافاتی با تولّی و تبرّی ندارد . تبرّی مربوط است به کسانی است که در اساس معاند و مخالف اصول هستند و با آن دشمنی برخاسته اند ؛ نه جوان ساده ای که تحت تاثیر تبلیغات حرفی می زند و مخالفتی می کند . ریشه  بسیاری از این رفتار ها در عدم آگاهی کافی و غلبه احساسات بر عقلانیت است . لذا باید توجه داشت که مسئله تولی و تبری ، خودی و غیر خودی و جذب حداکثری و دفع حداقلی را در جای خود ، به درستی تفسیر و تبیین کنیم .