اصل سی و نهم و چهلم مهارت های کار تشکیلاتی

اصل سی و نهم :

فراموش نکردن هدف اصلی ، یعنی رضای الهی    نشکیلات

هرکه برای اسلام کار می کند می تواند از طریق هر تشکیلات یا مجموعه ای به فعالیت بپردازد به شرط اینکه وفاداری حقیقی او در اول و آخر،همواره به خدا باشد.نباید نام سازمان ها،گروه ها و جمعیت ها بین ما و وفاداری به خدا حایل شود.

هرگاه شیقتگی و علاقه بسیار،مارا به دفاع از نام ها،عنوان ها و ساختارها کشاند به یاد بیاوریم که این ها،تنها وسیله اند،و هدف،دستیابی به رضایت و خشنودی خداوند یکتاست.اگر هاله ای از قداست به گرد سازمان های خویش بکشیم،بیش از وظیفه و هدف الهی ، خود تشکیلات را اولویّت داده ایم .

در آیۀ ۴۰ از سوره یوسف علیه السلام می خوانیم:

( مَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِهِ إِلَّا أَسْمَاءً سَمَّیْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُکُمْ مَا أَنْزَلَ اللَّهُ بِهَا مِنْ سُلْطَانٍ ۚ إِنِ الْحُکْمُ إِلَّا لِلَّهِ ۚ أَمَرَ أَلَّا تَعْبُدُوا إِلَّا إِیَّاهُ ۚ ذَٰلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَلَٰکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لَا یَعْلَمُونَ )

( شما به جای او جز نام هایی(چند)را نمی پرستید که شما و پدرانتان آن ها را نام گذاری کرده اید و خداوند دلیلی بر[حقانیت]آن ها نازل نکرده است.فرمان جز برای خدا نیست.دستور داده که جز او را نپرستید.این است دین درست؛ولی بیشتر مردم نمی دانند.)

پایبندی به وسیله ( تشکیلات ) و غفلت از هدف ( رضای الهی ) ، آفت بسیاری از جنبش ها و هدف ها شده ، زیان هایی جبران ناپذیر به مسلمانان رسانده است .

اصل چهلم :

مهار شخصیت ها و افکار مخالف

یکی دیگر از اموری که در کارهای فرهنگی مانع پیشرفت و حرکت می گردد،وجود شخصیت ها و افکار مخالف با ایده های دینی ماست.گاهی این افراد به نحوی در مسیر فعالیت های تبلیغاتی قرار می گیرند که سرعت حرکت را کند و مسیر را ناهموار می سازند.

نگرانی از وجود این افراد نباید منجر به اضطراب و خروج از حالت طبیعی یا بروز عکس العمل های غیر حرفه ای و دون شأن گردد.باید بدانیم که قرار نیست همه انسان ها یک فکر داشته باشند و کوچک ترین اختلاف سلیقه ای باهم نداشته باشند.اساسا به خاطر حضور همین افراد است که ما موظّف به ورود در منطقه ای می شویم.

می توانیم با یادآوری این نکته که پیامبران الهی علیهم السلام در مسیر رسالت خویش به باد استهزا گرفته می شدند، با این افراد مواجه شویم ، چنانچه قرآن کریم در آیه ۷ سوره زخرف صریحا می فرماید:( وَمَا یَأْتِیهِمْ مِنْ نَبِیٍّ إِلَّا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ )

( هیچ پیامبری به میان مردم نیامد ، جز اینکه او را استهزاء نمودند.)

در جای جای قرآن کریم بیان شده مخالفان که پیامبران الهی علیهم السلام را که به انواع تهمت ها متهم می نمودند.چنانچه نوح را به خاطر ساختن کشتی در بیابان سفیه می دانستند؛پیامبران علیهم السلام را ساحر و شاعر و جن زده خطاب می کردند؛و حتی در مدیریت و تدبیر ائمه:در مورد سیاست و جنگ و…نیز ایجاد شک کردند.

هرچند جایگاه ما ، قابل مقایسه با مقام پیامبران و امامان علیهم السلام نیست ، امّا در رسالت تبلیغی خود وجه اشتراک داریم . افراد مخالف تفکر الهی ، ریزه خوار سفره ابوجهل ها و ابولهب ها هستند تا چرخه نزاع حق و باطل شکل پذیرد. افکار و شخصیت های مخالف،گاهی با شخص ما خصومت دارند و گاه با شخصیت دینی ما؛ گاهی در ظاهر با فعالیت های دینی موافقت نموده یا سکوت کرده اما در محافل خود بنای مخالفت و تشویش اذهان داشته باشند و یا حتی برای ابراز تنفر و کینه در محافل عمومی بر طبل ناسازگاری و یا ایراد گرفتن می کوبند.
     باید قبل از پرداختن و حلّ و فصل این مشکلات چند نکته را بخاطر داشته باشیم:
  • همه کسانی که با کارهای فرهنگی و دینی مشکل دارند،ضرورتاً ضدِّ مذهب و ضدِّ دین نیستند.
  • لزوما همه افرادی که با اقدامات ما مشکل دارند با شخص ما خصومتی ندارند.گاهی ایده ها و افکاری دارند که منجر به مخالفت با اقدامات فرهنگی ما می شود.
  • کسانی که با برخی از برنامه های فرهنگی ما مخالف اند،لزوما با همه برنامه ها مخالف نیستند.
  • وجود اختلاف سلیقه در نحوه اجرای کار، ربطی به اختلاف هدف ندارد.
  • نباید با اندک مخالفتی که دیده می شود، عکس العمل های موردی و احساسی داشته باشیم.شرط اول کار تشکیلاتی تحمّل مخالفت و استقامت است.

عواملی که باعث مخالفت افراد با ایده ها و فعالیت ما می گردد،ریشه در موارد زیر دارد:

  • کینه های شخصی
  • حسادت از اینکه خود آن ها در انجام این امور موفق نبوده اند و شما در حال اجرای آن هستید.
  • برخی افراد که مسئول امور فرهنگی اند،اما اعتقادی به این کارها ندارند.
  • برخی دیگر که به دلیل ناامیدی از وضعیت، مخالف هرگونه اقدام اند.
  • عدّه ای که معتقد به کار فرهنگی بوده،اما احساس مسئولیت بیش از حد دارند.آن ها بر این عقیده اند که ما در انجام این اقدامات سرعت،درایت،مدیریّت و یا حتّی آشنایی کافی نداریم.
  • افرادی که ابهاماتی در اهداف و عملکردهای شما می بینند.

لذا عمده هنر یک تشکّل اینست که موارد فوق را شناسایی کرده و با ابهامن زدایی و روشنگری بسیاری از موانع را از سر راه حرکت تشکیلات بردارد .