امامت – درس هشتم

اسناد حدیث ثقلین

یکى از احادیث معروف و مشهور میان علماى سنّت و شیعه «حدیث ثقلین» است.

3

این حدیث را گروه عظیمى از صحابه، بلاواسطه از پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقل کرده اند، و بعضى از علماى بزرگ راویان حدیث را بالغ بر سى تن از صحابه مى دانند.

گروه کثیرى از مفسران و محدثان و مورّخان آن را در کتب خود آورده اند، و روى هم رفته در تواتر این حدیث نمى توان تردید کرد.

عالم بزرگوار سید هاشم بحرانى در کتاب «غایه المرام» این حدیث را با ۳۹ سند از دانشمندان اهل سنّت و با ۸۰ سند از علماى شیعه نقل کرده است، و میرحامد حسین هندى عالم بزرگوار دیگر تحقیق و تتبّع بیشترى در این زمینه به عمل آورده، و از حدود ۲۰۰ نفر از علماى اهل سنّت این حدیث را نقل کرده و تحقیقات خود را پیرامون این حدیث در ۶ جلد کتاب بزرگ جمع آورى کرده است!

از جمله افراد مشهورى که آن را نقل کرده اند: ابوسعید خدرى، ابوذر غفارى، زید بن ارقم، زید بن ثابت، ابورافع، جبیر بن مطعم، خدیفه، ضمره اسلمى، جابر بن عبدالله انصارى و ام سلمه را مى توان نام برد.

اصل حدیث به گفته ابوذر غفّارى چنین است: «او در حالى که در خانه کعبه را گرفته بود رو به سوى مردم کرده چنین مى گفت من از پیامبر مى شنیدم که مى فرمود: انى تارک فیکم الثقلین کتاب الله و عترتى و انهما لن تفترقا حتّى یردّا على الحوض!، «من در میان شما دو یادگار گرانبها مى گذارم: قرآن و خاندانم و این دو هرگز از هم جدا نمى شوند، تا هنگامى که در کنار حوض کوثر بر من وارد شوند، پس بنگرید و ببینید چگونه سفارش مرا درباره این دو رعایت مى کنید؟»

این روایت در معتبرترین منابع اهل سنّت از قبیل «صحیح ترمذى» و «نسائى» و «مسند احمد» و «کنزل العمال» و «مستدرک حاکم» و غیر آن نقل شده است.

در بسیارى از متون روایت تعبیر به «ثقلین» (دو چیز گرانمایه) و در بعضى تعبیر به «خلیفتین» (دو جانشین) آمده است. که از نظر مفهوم چندان تفاوتى با هم ندارد.

جالب توجّه این که: از احادیث مختلف اسلامى استفاده مى شود که این روایت را پیامبر(صلى الله علیه وآله) در موارد مختلف به مردم گوشزد کرده است:

در حدیث «جابر بن عبدالله انصارى» مى خوانیم که در سفر «حج» روز عرفه فرمود.

در حدیث «عبدالله بن حنطب» مى خوانیم که در سرزمین «جحفه» (محلى است میان مکّه و مدینه که بعضى از حاجیان از آن جا احرام مى بندند) بیان کرد.

در حدیث «ام سلمه» مى خوانیم که آن را در غدیر خم فرمود.

در پاره اى از احادیث آمده که در آخرین روزهاى عمر مبارکش در بستر بیمارى بیان کرد.

و در حدیثى دارد روى منبر، در مدینه بیان فرمود.

حتى طبق روایتى که دانشمند معروف اهل سنّت «ابن حجر» در کتاب «صواعق المحرقه» از پیامبر نقل مى کند مى خوانیم: پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) بعد از بیان این حدیث دست على را گرفت و بلند کرد و فرمود: «این على با قرآن است و قرآن با على، از هم جدا نمى شوند تا در کنار کوثر بر من وارد گردند».

و به این ترتیب روشن مى شود که پیامبر(صلى الله علیه وآله) به عنوان یک اصل اساسى روى این مسأله بارها تکیه و تأکید داشته است، و از هر فرصتى براى بیان این حقیقت سرنوشت ساز استفاده مى کرده تا هرگز به دست فراموشى سپرده نشود.

محتواى حدیث ثقلین

در این جا چند نکته قابل ملاحظه است:

۱- معرّفى قرآن و عترت به عنوان «دو خلیفه» یا «دو چیز گرانمایه» دلیل روشنى است بر این که مسلمانان باید هرگز دست از این دو برندارند، مخصوصاً با این قید که در بسیارى از روایات آمده که مى فرماید: «اگر این دو را رها نکنید هرگز گمراه نخواهید شد.» این حقیقت به صورت مؤکّدترى ثابت مى شود.

۲- قرار گرفتن قرآن در کنار عترت و عترت در کنار قرآن دلیل بر این است که همان گونه که قرآن هرگز دستخوش انحراف نخواهد شد، و از هر گونه خطا مصون و محفوظ است عترت و خاندان پیامبر نیز داراى مقام عصمت مى باشد.

۳- در بعضى از این روایات تصریح شده که من در روز قیامت از شما درباره طرز رفتارتان با این دو یادگار بزرگ بازخواست مى کنم که ببینم عملکرد شما چگونه بوده است؟