مبانی تشکیلات-ارکان کار تشکیلاتی

الف : رهبر        ب : هدف         ج : افراد        د : نظامات و ساختارها

2

الف : رهبر

  • مهمترین نکته در رهبری ، جهت دادن و اعمال نفوذ بر اعضاست ؛ چیزی که می توان از آن به حکومت بر قلب ها یاد کرد.
  • رهبر شاکله یک تشکیلات است ؛ به طوری که توجیه ترین فرد به وظایف ، نقش ها ، کارها و اهداف شخص رهبر است . اوست که باید تعیین کند که چه کسی در چه جایی و با جچه کسی چه کاری را انجام دهد.بنابراین می توان گفت ستون تشکیلات رهبر است .
  • جایگاه رهبری ضرورتاً راس هرم سازمان و تشکیلات نیست . به عبارت دیگر چه بسا سازمانی باشد که مدیر دارد ولی رهبر ندارد.رهبر در موارد متعددی یکی از کارکنان است که با برقراری روابط غیر رسمی ، سایر افراد تشکیلات را به سمت خودش می کشاند و افراد دوست دارند دائم با او ارتباط برقرار کنند .

باید سعی شود کسی که رأس هرم است حتماً رهبر باشد.

  • اصلی ترین شاخص و راهکار برای دستیابی به رهبری ، اهل عمل بودن است . رهبر نباید صرفا شعار بدهد ، بلکه خودش وسط میدان است و دیگران را حرکت می دهد .

ب : هدف

  • انگیزه و هدف به عنوان دو عامل شکل دهنده رفتار شمرده می شود ، انگیزه ها همان نیاز ها ، تمایلات و خواسته ها یا محرک های درونی فرد و هدف ها حالت بیرونی است که انسان را به انجام فعالیت وامی دارد.
  • در یک تقسیم بندی می توان محرک هایی که در قالب هدف خودنمایی می کند را به دو قسمت محرک های برون سازمانی و محرک های درون سازمانی تقسیم کرد .

محرک برونی یا سازمانی همان هدف سازمان است ، این هدف ، بیرون از تشکیلات است و حرکت تشکیلات در راستای دستیابی به آن است .

محرک درونی یا انسانی همان هدف شخصی است ، به عبارت دیگر فرد با یک هدف شخصی به تشکیلات آمده است و دائم به دنبال رسیدن به آن است ، در این موارد تشکیلات باید تلاش کند که هدف فرد را با اهداف تشکیلات همراستا کند .

  • هدف باید چالشی باشد ، به این معنا که نه آنقدر سهل و ساده باشد که خیلی پیش پا افتاده و کودکانه جلوه کند و نه آنقدر دور از دسترس باشد که افراد را از دستیابی به آن نامید کننده باشد.
  • هدف باید حرکت مستمر در فرد ایجاد کند ، این کار با شکستن الگوی بزرگ به الگو های کوچک و هدف گذاری های کوتاه مدت در فعالیت های تشکیلاتی صورت می پذیرد ، ولی باید مراقبت شود که خود هدف کوتاه مدت ، اصل نشود و هدف اصلی فراموش نگردد .
  • هرکس به اندازه ظرفیت و وسع خود باید تلاش کند نه اینکه از همه انتظار حرکت و نتیجه یکسان داشته باشیم.
  • فرایند دستیابی به اهداف شامل چهار مرحله است : هدفگذاری ، تحریض یا ایجاد انگیزه ، همراهی و ارزیابی.

ج : افراد

  • در نگاه اسلامی آدم ها نه تنها ابزار رسیدن به هدف نیستند ، بلکه تربیت و رشد آنها ، خودش هدف است ، یعنی اساساً تشکیلات برای تربیت انسان ها راه می افتد.
  • هدف از تشکیلات ، در درجه اول تربیت انسان های مخاطب خود نیست بلکه در مرتبه اول تربیت انسان ها و افرادِ خودِ تشکیلات است.
  • عرصه تشکیلات از بهترین عرصه های تربیت است. به این معنا که در مباحث تربیتی محیطی و اجتماعی ، بستری مناسب تر و زود بازده تر از قرار گرفتن افراد در فضای کار تشکیلاتی وجود ندارند . یادگیری مهارت های ارتباطی و شناخت ضعف ها و قوت های فردی از این طریق امکان پذیر است.پس می توان عرصه تشکیلات را عرصه تربیت فشرده و سریع افراد تلقی کرد .
  • اولین فن شناسایی آدم ها در تشکیلات ، عرصه آفرینی است . باید تشکیلاتی مبتنی بر این نگاه که رشد خود آدم ها در آن هدف است به وجود آید.چنین تشکیلاتی تمام همت خود را در به وجود آوردن عرصه هایی به منظور فعلیت رساندن استعدادهای افرادش ، خرج می کند .

د : نظام ها و ساختار ها

  • نظم یعنی هماهنگی ، چیزی که در ادبیات اسلامی تحت عنوان قرار گرفتن هر چیزی در جای خودش مظرح می شود. پس آن چیزی که به عنوان یک رکن در تشکیلات لازم است ، نظم است.
  • یکی از مهمترین ابزار های شکل دهی نظم در یک تشکیلات ، ترسیم ساختار سازمانی تشکیلات و سازماندهی آن است .

ساختار سازمانی نقش همان نخ تسبیح را بازی می کند ، یعنی ابزاری است که روابط فی مابین افراد با یکدیگر و با رهبر و با اهداف را ترسیم می کند و تشکیلات را به سمت رسیدن به هدف حرکت می دهد .