آشنایی با سوره‌های کتاب آسمانی/انشقاق

139503260949239217924854

انشقاق یعنی شکافته شدن و سوره مکی است.

به گزارش خبرگزاری صالحین تهران بزرگ، مراد از انشقاق آسمان که در آیه نخست آمده، از هم گسیختن و متلاشی شدن آسمان است که یکی از مقدمات قیامت می باشد.
در این سوره ابتدا نشانه هایی از وقوع روز قیامت بیان می شود، پس از آن از ملاقات انسان با پروردگارش خبر می دهد. آن روز هنگام رسیدگی به کارها و اعمال انسان است و حکمی جز حکم پروردگار عالم نیست.
در آن روز نامه اعمال و کردار انسانها به دو صورت به آنها داده می شود: نامه اعمال یک گروه به دست راستشان داده می شود ولی گروه دیگر نامه اعمالشان را از پشت سر و یا دست چپ دریافت می کنند.
در آیات ۷ تا ۱۵ این سوره می خوانیم:
اما کسی که کارنامه اش به دست راستش داده شود، پس حساب اندک و آسانی از او کشند. و شادمان به سوی انیسان بهشتی اش روی آورد، و اما کسی که کارنامه اش از پشت سرش به او داده شود، پس ناله و فریاد واویلای او بلند شود، و در آتش فروزان درافتد. او در میان کسان و خویشانش (با مال دنیا و گناهان خویش) شادان بود. او می پنداشت که هرگز (برای حساب و جزا به سوی پروردگارش) بر نخواهد گشت. آری، همانا پروردگارش بر (احوال و کردار) او بینا بود.
در آیات ۱۶ تا ۱۹ قسم یاد می کند که: قطعاً شما احوال گوناگون و مراحل مختلفی را سپری می کنید. قرآن می خواهد با این بیان، انسان را به مراحل مختلفی که طی می کند توجه دهد. آن مراحل عبارتند از:
۱ – زندگی دنیا
۲ – مرگ
۳ – حیات و زندگی برزخی که از لحظه مرگ تا قیامت طول می کشد.
۴ – انتقال به زندگی آخرت و حساب و جزا.
اگر انسان به این مراحل بیندیشد و مرگ و عوالم پس از آن را در نظر آورد، خود را موجودی ضعیف می یابد که هر چه دارد از خداست. آغاز او از خداست و سرانجامش نیز به سوی خداست. با این حال کسانی هستند که خود را به غفلت زده اند و ایمان نمی آورند و در برابر پروردگار خویش استکبار می ورزند.
در آیات ۲۰ و ۲۱ این افراد با عبارت زیر به شدت توبیخ می شوند:
پس آنان را چه می شود که ایمان نمی آورند؟ و چون قرآن بر آنان خوانده می شود، سجده نمی کنند (و در برابر خداوند چهره بر خاک نمی سایند؟)
در پایان سوره، کفار را به عذاب دردناکی تهدید می کند و ادامه می دهد که: تنها، کسانی که ایمان آورده و اعمال و کردار شایسته به جای آورده اند، از آن عذاب استثنا می شوند

کتاب گلستان سوره‌ها – ص ۱۵۶
محمدحسین جعفری