موانع تغییر رویکرد برای اجرای طرح صالحین

7ad7f11d190c995ba540f7eeb4073ef6_L

جهت تحقق امر مهم احیاء و فعال‌سازی مساجد شیعه در آخرالزمان یا همان جریان صالحین، نخست باید نگرش مهره‌های فرهنگی موثر در سایر شهرهای کشور را نسبت به این موضوع اصلاح و تصحیح نمود که البته برای این کار، فعالان فرهنگی تشکل‌های دینی، باید در وهله‌ی نخست برای تشکل متبوع خود، قادر به یک رسالت تشکیلاتی حداقلی باشند …

 

موانع تغییر رویکرد برای اجرای طرح صالحین

جهت تحقق امر مهم احیاء و فعال‌سازی مساجد شیعه در آخرالزمان یا همان جریان صالحین، نخست باید نگرش مهره‌های فرهنگی موثر در سایر شهرهای کشور را نسبت به این موضوع اصلاح و تصحیح نمود که البته برای این کار، فعالان فرهنگی تشکل‌های دینی، باید در وهله‌ی نخست برای تشکل متبوع خود، قادر به یک رسالت تشکیلاتی حداقلی باشند، رسالت مقدسی که در واقع ماموریت اصلی ایشان، در راستای زمینه‌سازی ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به شمار بیاید و بتوانیم از آن، بعنوان تکلیف اصلی منتظران واقعی امام عصر (عج) در دوره انتظار نام برد. بر این اساس اکنون هیئت‌های مذهبی، تشکل‌های دینی و تیم‌ها و گروههای فعال فرهنگی در مساجد قبل از همه باید بدانند که به کجا می‌روند؟ چرا این مسیر را طی می‌کنند؟ برای طی کردن این مسیر از چه ابزاری می‌توانند استفاده کنند؟ و در نهایت در راستای تحقق رسالت تشکیلاتی خود از مربی گری و همکاری چه کسانی و برای تربیت کدام جامعه هدف می‌توانند بهره بگیرند؟
به دیگر سخن آنکه، تشکل اسوه، همواره برای رسیدن به نقطه‌ی هدف، مطابق طرح و برنامه‌ای مدون و علمی گام بر می‌دارد و در انجام این ماموریت مهم، حتما برنامه ریزی کوتاه مدت، میان مدت و دراز مدت قابل ارائه، مستند، علمی و راهبردی دارد.

 

داشتن رسالت تشکیلاتی

بنابراین در این خصوص، داشتن رسالت تشکیلاتی برای تشکلها، بمثابه‌ی احراز هویت فرهنگی دینی است که باید به آن مجهز باشند، چنانچه به عقیده صاحبنظران امر، تشکلهای فرهنگی دینی همواره می‌بایست بطور همزمان در سه عرصه مهم خودسازی، دیگر‌سازی و جامعه‌سازی تلاش و فعالیت داشته باشد.
این در حالیست که متاسفانه امروزه، برخی از گروههای مرجع، در عمل و برنامه ریزی به توافق نانوشته و پنهانی‌ای پایبندند، که بر اساس آن رسالات سه گانه خودسازی، دیگر‌سازی و جامعه‌سازی در تشکلهای فرهنگی دینی به شکلی نه چندان عادلانه و درست، از یکدیگر منفک و مجزا شده‌اند.
بر این اساس در این میان رسالت اصلاح و تربیت سه عنصر “من”، “تو” و “ما”، به جای اینکه در حکم رسالتی جمعی و گروهی برای همه آن‌ها به شمار آید، به بخش‌های مختلف جامعه جدا از هم سپرده شده است. به دیگر سخن آنکه متاسفانه امروزه، برخی طلاب و روحانیون و جوانان معتقد تنها به خودسازی فردی می‌اندیشند، فارغ از آنکه برای حل مشکلات جامعه و دیگران برنامه ریزی خاصی داشته باشند.
برخی تشکلها و فعالان فرهنگی مسجدی نیز بیشتر به دنبال دیگر‌سازی هستند و در این میان خودسازی را فراموش کرده‌اند و از همه مهم‌تر اینکه برای این کار، دولت و دستگاههای متولی فرهنگ عمومی و نهادهای مسئول نیز تنها به دنبال ساختن جامعه‌ای مطلوب، بدون در نظر گرفتتن مقدمات این امر، یعنی خودسازی و دیگر‌سازی می‌باشند. این در حالیست که همیشه خودسازی و اصلاح نفس در جامعه، مستلزم و مبتنی بر دستگیری از دیگران و هدایت اطرافیان می‌باشد و در نهایت حاصل اجرای صحیح این فرآیند مهم و اساسی، یعنی اصلاح، رشد و تعالی و کمال “من”، “تو” و دیگران است که “جامعه” را اصلاح خواهد کرد.

 

گام نخست و اساسی در جریان احیاء مساجد یا جریان صالحین

حال پس از آنکه، نگرش افراد در این رابطه اصلاح شد و مهره‌های کلیدی و موثر در فضای فرهنگی سایر شهرها به شناخت لازم و کافی در رابطه با مکتب تربیتی اهل بیت علیهم السلام دست یافتند، پس از آن باورمندی نهایی حاصل از این شناخت و معرفت، افراد را به حرکت وا می‌دارد و به تبع آن، جوانه‌های ابتدایی این تغییر رویکرد مهم از دل زمین سر می‌زند.
بر این اساس، همانگونه که ذکر شد برای این کار، تلاش برای تغییر رویکرد در تشکل‌های فرهنگی دینی از غلبه گرایشات غیر تربیتی و اصلاحی به تربیت و اصلاح و با هدف ایجاد یا تغییر رفتار در مخاطبان، همواره گام نخست و اساسی در جریان احیاء مساجد یا همان جریان صالحین می‌باشد. البته با اتخاذ نگاه تربیتی به این کار، نه تنها سرگروه حلقه صالحین، نقش مربی دارد، بلکه پس از این خادم مسجد، اعضاء هیئت امناء، امام جماعت و نمازگزاران بزرگسال و مسن هم برای جوانان، نوجوانان و کودکان مسجدی در عمل به ایفای نقش مربی گری می‌پردازند و خواسته یا ناخواسته الگوهای رفتاری سایرین خواهند بود. پس بر این اساس وقتی قرار شد در یک مسجد و پایگاه، رویکرد تربیتی تبدیل به رویکرد غالب در آنجا شود، متولیان امر دیگر بجای برنامه‌های خشک، بی‌روح، تکراری، کلیشه‌ای و صرفا دارای اهدافی از انواع اهداف مناسکی سنتی و شعائری پس از آن، به تبدیل مسجد و پایگاه به کانون تربیت، رشد، اصلاح و تعالی می‌اندیشند و از همین روست که جهت گیری رفتار خادم را نیز به این سمت و سو سوق خواهند داد. به هر حال برای آنکه این تغییر رویکرد اساسی و مهم، به تربیت و پرورش در مساجد کشور نهادینه شود حتما لازم است که ابتدا نوع نگاه، زاویه دید و عینک افراد موثر و کلیدی جبهه فرهنگی کشور، در این رابطه، اصلاح و تعمیر شود به گونه‌ای که این افراد، پس از آن به نگاهی تازه و درست، پیرامون این موضوع مهم دست یابند.
همچنین، نکته حائز اهمیت دیگر در این خصوص، بررسی عواملی است که به این تغییر رویکرد و جابجا شدن زاویه دید افراد، نسبت به موضوع کمک خواهد کرد.
بعنوان مثال، نخست باید در این جبهه، کسانی تربیت شوند که خود را وقف کار فرهنگی کرده و به تکلیف خویش برای زمینه‌سازی ظهور امام عصر (عج) با تمام وجود معتقد باشند، کسانی که احیاء هر مسجد و پایگاه را به ثابه تشکیل یک هسته مقاومت در یاری کردن حجت خدا بر روی زمین بدانند.
و مگر نه این است که به تعبیر جلال آل احمد:
” … و تا ساعت ظهور ولی جداً فرا برسد، مهم برای ما این است که هسته‌های مقاومت را زنده نگه داریم چرا که در آخر کار، حتی یک نفر می‌تواند سرنوشت این ترازو را عوض کند به این طرف یا آن طرف، به این ور سکه یا آن ور سکه. ”
به دیگر سخن آنکه حتما باید افرادی در این جبهه فعال شوند که یقین داشته باشند، اکنون ماموریت رساندن قطار ظهور به ایستگاه آخر، بر دوش ملت ایران نهاده شده است و چون اینگونه است پس در این راه، هرگز زیبنده نیست که این قطار، حتی برای یک لحظه، خالی و بی‌سرنشین به سمت ایستگاه آخر حرکت کند و اینک هر کدام از ما، مامور پر کردن یک کوپه از قطار انتظار در مسیر حرکت به جلو و تا روز ظهور منجی (عجل الله تعالی فرجه) هستیم.