رشد اعتقادی، محور پنجم رشد در طرح صالحین

787fe504fcc37d9fd342c3584614fb9d_L

نقطه اوج رسید به رشد اعتقادی انسان، از منظر اسلام، دستیابی به نگرش توحیدی و قرار گرفتن در مدار خدا محوری و معاد باوری است.
اعتقاد عملی به استراتژی توحیدی “انا لله و انا الیه الراجعون”، انسان را به مسیر سعادت و رشد هدایت می‌کند چرا که چنین انسانی به خوبی می‌داند عمل به هر دستور الهی در این مسیر، یعنی یک گام به نجات و رستگاری نزدیک‌تر شدن و در مقابل ترک هر گناه و نافرمانی و عصیان نیز یعنی یک قدم از مسیر ضلالت و گمراهی دور گردیدن.

مربی صالحین وقتی می‌تواند از تلاش اعضای حلقه ترتیبی در راستای رشد و تعالی اعتقادی، دینی و معرفتی آنان، رضایت خاطر داشته باشد که افراد بتوانند توحید را اثبات کنند، به شناخت لازم در رابطه با اصول اعتقادی اسلام همچون نبوت، معاد، عدل و امامت رسیده باشند، با صفات ثبوتیه و سلبیه خداوند متعال تا حدودی آشنا شده و فلسفه توسل و توکل را در زندگی بدانند، کسانی که با فرهنگ انتظار و نیز وظایف منتظران امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در دوران غیبت آشنایی لازم را پیدا کرده‌اند.
همچنین، یکی دیگر از مهمترین مولفه‌های اصلی تشکیل دهنده رشد اعتقادی در انسان، تلاش برای باورمندی و التزام عملی افراد به تبعیت عملی از ولایت فقیه و آشنایی با این چایگاه خطیر است.
اعتقاد به ولایت فقیه، نقطه اوج باورمندی اعتقادی افراد به حاکمیت اسلام است چرا که اعتقاد به اسلام، بدون اعتقاد به ولایت فقیه، به منزله‌ی اعتقاد به شریعت آسمانی، منهای حق حاکمیت خداست.
حال از آنجا که همواره مسئله اعتقاد به ولایت فقیه، جزء اصلی‌ترین عوامل حفظ و تداوم انقلاب در بیش از سه دهه‌ی گذشته بوده است دشمنان این نظام مقدس نیز در طول این سال‌های متمادی، بیش از همه، این اصل اساسی و مهم را هدف قرار داده و تلاش می‌کنند با شبهه افکنی و القائات باطل و بی‌پایه و اساس پایه‌های اعتقاد به ولایت فقیه را در اذهان جوانان و نوجوانان متزلزل و ضعیف نمایند.
براین اساس، اکنون بیش از همیشه، رسالت دینی و انقلابی مربی صالحین ایجاب می‌کنند که مسئله ولایت فقیه را بصورت مستدل و علمی، برای اعضای گروه اثبات کنند و آن را حتماً با مسئله ولی فقیه و لزوم تبعیت از دستورات او آشنا سازد.
بعنوان مثال، مربی می‌تواند در وهله‌ی نخست، با هدف اثبات ولایت فقیه بصورت استدلالی و مفید، جلسه میز گردی با حضور صاحب نظران در مسجد تشکیل دهد و یا احادیث و روایات مرتبط با این مطلب را، موضوع پژوهش و تحقیق گروه قرار داده و از سخنرانان برجسته در این زمینه دعوت کند تا در محیط مسجد و پایگاه، مسئله ولایت فقیه را در بخوبی تبیین و تعریف نمایند.

پس از آن، وقتی اعضای حلقه تربیتی، به شناخت و معرفت لازم در این خصوص دست یافتند حال با هدف برقراری ارتباط عاطفی با ولی فقیه، مثلاً می‌توان مسابقات انشای با موضوع «چرا رهبرم را دوست دارم؟» ، و یا مسابقات ارسال پیامک کوتاه، تدوین دلنوشته، نامه‌ای به رهبر و از این قبیل در این باره ترتیب داد.
علاوه بر این، مربی می‌تواند با تشکیل گروه‌های سرود، تواشیح، همخوانی و امثال آن و یا به شکل ارائه فرصت قرائت دکلمه با موضوع عشق به رهبری، در ابتدای جلسات حلقه‌های تربیتی به اعضای گروه، مبحث و ارادات درونی آنان را به امام و مقتدایشان بیشتر نماید.
کارمربی در تربیت سربازان ولایت و در جریان صالحین؛ در واقع بمثابه‌ی تکثیر و تربیت “هل وفیت” گویانی است درست مثل زید در جریان کربلا و درست مثل میثم تمار؛ بربلندای چوبه دار، که با جان نثاری و ایثار و با تمام وجود در این راه ثابت قدم ماندند و جان دادند.
در هر صورت و در پایان این فصل، به جهت اهمیت موضوع، این نکته را متذکر می‌شویم که در بعضی مساجد و پایگاه‌های موفق و پیشتاز صالحین امروزه، تبدیل شدن متربیان و اعضای گروه به مرحله مربی گری و سرگروهی و یا پذیرفتن مسئولیت انجام یک کار در پایگاه و مسجد و نیز انس و الفت گرفتن فرد با فرهنگ و ارزش‌های بسیج و بسیجی و پیدا کردن روحیه جهادی و نیز رسالتمندتر شدن افراد نسبت به دفاع از انقلاب و آرمان‌های امام (ره) و شهیدان در واقع نقطه اوج دوره رشد اعضای حلقه تربیتی صالحین در آن مسجد و پایگاه به شمار می‌آید بگونه‌ای که اکنون نیز این نگرش ارزشمند و این دیدگاه ایده آل و مطلوب، هدف نهایی ما در توصیه به انجام فرآیند صالحین در سایر مساجد و پایگاه‌های کشور می‌باشد.

نبرد فرهنگی را با مقابله به مثل می‌شود پاسخ داد، کار فرهنگی و هجوم فرهنگی را با تفنگ نمی‌شود جواب داد، تفنگ او، قلم اوست. مثل جنگ نظامی چشم‌ها را باید باز کرد و صحنه را شناخت. اگر ندانید که دشمن دارد کار می‌کند، یا از آن می‌داند فرمان نبرید، از فرمانده فرهنگی دستور نگیرید، یا او از نیروی شما استفاده نکند و مانور و سازماندهی را درست انجام ندهد پشت سرش شکست است.
مقام معظم رهبری (حدیث ولایت/ ج۴/ ص ۱۶۶)