برخی عوامل ضلالت و گمراهی

d95ac1e7d6d78552526cbaae66d68531_L

مربی باید شاخصه‌های تشخیص حق از باطل را به متربیان بازگو نماید و نیز یادآور شود که هر کس در هر زمان، متناسب با این شاخصه‌ها و در مسیر حق گام بردارد، به میزان نزدیکی‌اشبه حق و حقیقت؛ قابلیت پیروی و تبعیت دارد و در غیر این صورت راهرو مسیر باطل است و نمی‌تواند هدایت گر رشد و صلاح دیگران باشد.

در زیر به برخی از عوامل ضلالت و گمراهی از منظر قرآن می‌پردازیم که انشاءالله راه گشای سرگروه‌ها و مربیان برای اداره هر چه بهتر حلقه‌های طرح شجره طیبه صالحین باشد:

 

۱) تبعیت از هوای نفس

قرآن کریم در این باره می‌فرماید:

«افرایت من اتخذ الهه هواه و اضله الله علی علم و ختم علی سمعه و قلبه و جعل علی بصره غشاوه» (سوره جاثیه/۲۳)
«‌ای رسول ما می‌نگری آن را که هوای نفسش را خدای خود قرار داد و خدا او را دانسته گمراه ساخته و مهر بر گوش و دل او نهاده و بر چشم وی پرده ظلمت کشید.»

 

۲) نسیان و غفلت از پروردگار عالمیان

چنانچه قرآن کریم در این باره فراموشی یاد خدا را یکی از عوامل اضلال و گمراهی بشر بر شمرده و می‌فرماید:

«و روزی که این مشرکان را با معبودانی که بجای خدا پرستیده‌اند به عرصه قیامت محشور گردانند آنگاه بدان معبود گوید آیا شما بندگان مرا از راه بردید؟ یا خود به راه ضلالت شتافتند؟» (سوره فرقان /۱۷)

در ادامه و در آیه بعد می‌فرماید:

«… تو این کافران را متمتع گردانیدی تا آنکه از فرط سرگرمی به دنیای پست، ذکر تو را فراموش کردند.»

همچنین در این باره رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله) نیز مرگ دلها را ناشی از فراموشی خدا می‌داند و می‌فرماید:

«بذکرالله تحیی القلوب و بنسیانه موتها» (تنبیه الخواطر / ص ۳۶۰)
«در سایه توجه به خدا دلها زنده می‌شوند و در نتیجه فراموشی خدا می‌میرند

بر این اساس، مربی صالحین باید همواره تلاش کند تا بین متربیان و خدا پیوند برقرار کند و به اصطلاح آنان را با خدا آشتی دهد.

 

۳) دوستی با افراد گمراه

قرآن کریم در این زمینه می‌فرماید:

«روزی فرا خواهد رسید که مردم ظالم پست دست حسرت به دندان گرفته و می‌گویند‌ای کاش با رسول حق راه دوستی پیش می‌گرفتیم»

و

«یا ویلتی لیتنی لم اتخذ فلانا خلیلا» (سوره فرقان /۲۸)
«وای من، ‌ای کاش فلانی را دوست خود نمی‌گرفتیم.»

 

۴) پیروی از بزرگان جامعه

پیروی از بزرگان جامعه که مسیر را اشتباه رفته‌اند نیز موجب خواهد شد که انسان خود، انتخاب راهش را بر عهده نگیرد و کورکورانه از دیگر افراد جامعه تبعیت کند. به تعبیر قرآن:

«و قالوا ربنا انا اطعنا سادتنا و کبرائنا فاضلونا السبیلا» (سوره احزاب/۶۷)
«روز قیامت برخی افراد که دچار عذاب می‌شوند می‌گویند خدایا ما از بزرگان پیروی کردیم و گمراه شدیم.»

بنابراین مربی صالحین باید سعی کند تا همواره افراد را با معیارهای اساسی انتخاب درست آشنا کند و قواعد و ملاک‌های کلی تشخیص حق از باطل را به آنان بیاموزد. بعنوان مثال، متربیان باید بدانند که ملاک درست تشخیص حق از باطل، هرگز افراد و شخصیت‌ها نیستند و چه بسا ممکن است برخی افراد که سوابق درخشانی هم در گذشته انقلاب داشته‌اند اکنون راه را به خطا رفته و مسیر درست را در پیش نگرفته باشند. پس بر این اساس، تبعیت از آنان ما را به گمراهی بکشاند.

به دیگر سخن آنکه، مربی باید شاخصه‌های تشخیص حق از باطل را به متربیان بازگو نماید و نیز یادآور شود که هر کس در هر زمان، متناسب با این شاخصه‌ها و در مسیر حق گام بردارد، به میزان نزدیکی‌اشبه حق و حقیقت؛ قابلیت پیروی و تبعیت دارد و در غیر این صورت راهرو مسیر باطل است و نمی‌تواند هدایت گر رشد و صلاح دیگران باشد.