جذب و اصول کلی ارتباط با دیگران ۱

eb806af4cba7a29cade37d1616e34881_L

انواع مهارت‌های ارتباطی:
از آنجا که برقراری ارتباط از دو راه کلامی و غیر کلامی میسر است، مهارت های ارتباطی به دست آمده از قرآن و سیره معصومان(علیهم السلام) را در دو دسته کلامی و غیر کلامی تقسیم بندی نموده ایم.

ارتباط‌های کلامی

ارتباط کلامی، شامل کلماتی است که بر زبان می‌آوریم؛ برای مثال، جذاب بودن محتوای کلام، تهدید آمیز نبودن آن، شور انگیز بودن موضوع صحبت، قابل فهم بودن کلام و… که باعث تسهیل ارتباط می‌گردد، از این دست است «در واقع به مجموع روابطی که از طریق سخن و گفتن حاصل می‌شود ارتباط کلامی می‌گویند». برای اینکه در روابط با اعضای حلقه خود موفق شویم باید از کلمات، با دقت استفاده کنیم. هر کلمه‌ای احساسات، عواطف خاص و عملکرد متفاوتی را در افراد بر می‌انگیزد. اگر کلمات در مکان مناسب خود به کار برده شوند به سرعت بر روح و جان افراد تأثیر می‌گذارند. بیان الفاظ دلپذیر و موزون، موجب می‌شود شخص مقابل با متانت به سخن ما گوش فرا دهد. اما عبارت‌های مغرضانه و کینه جویانه اغلب خشم دیگران را بر می‌انگیزد و او را به جبهه گیری دعوت می‌کند و در نهایت روابط را به دشمنی و تعارض و نبرد می‌کشاند[۱].

مهارت‌های کلامی به دست آمده از قرآن و سیره‌ی معصومان (علیهم السلام) چنین است :

۱٫ شفاف و قابل فهم بودن کلام :

امیر مؤمنان علی (علیه السلام) در لزوم داشتن چنین مهارتی می‌فرمایند: «نیکوترین گفتار، کلامی است که منطق و نظم، زیبایش کرده باشد و برای همه مردم از خواص و عوام ، قابل فهم باشد.»[۲]. با توجه به این سخن امام علی (علیه السلام) باید هنگام گفتگو با دیگران و بالاخص در مباحث حلقه‌های تربیتی به چند نکته توجه کنیم: نخست اینکه، سخن باید منطقی باشد تا برای هر شخصی از نظر عقلی پذیرفتنی باشد، دوم اینکه، سخن باید نظم داشته باشد یعنی در استفاده از کلمات دقت شود تا کلمات کلافی سر در گم نشود و مخاطب منظور اصلی گوینده را دریابد ( از پراکنده گویی و استفاده از کلمات بی مورد پرهیز شود ) و سوم اینکه، برای اعضای حلقه قابل فهم باشد، یعنی به میزان درک مخاطب توجه داشته باشیم.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در این خصوص می‌فرمایند: «به ما پیامبران امر شده است تا با مردم در حد فهم شان سخن گوییم»[۳] و یا در حدیثی دیگر می فرمایند : « وقتی با قومی سخن گویی که عقولشان بدان نرسد برای بعضی شان مایه فتنه خواهد بود»[۴] .

بسیاری از مشاجرات و دلخوری‌های پدید آمده بین مردم، بر آمده از شفاف نبودن سخن و مبهم بودن کلام است، فردی که قادر نباشد کلام خود را شفاف بیان کند به طوری که برای دیگران قابل فهم باشد، ممکن است نه تنها به مقصود خود نرسد، بلکه کلام او ناخواسته موجب کج فهمی و دلخوری دیگران شود.

هنگام سخن گفتن، وقتی سخن ما قابل فهم باشد، شنونده مشتاق به گوش دادن است، اما در صورتی که مطالب نا موزون و مبهم باشد برای شنونده خسته کننده و غیر قابل درک بوده و تمایلی به گوش دادن نخواهد داشت. علاوه بر قابل فهم بودن کلام ، باید میزان درک و فهم مخاطب نیز در نظر گرفته شود و به اندازه درک و فهم او از کلمات استفاده گردد؛ در غیر این صورت سخنان ما به علت درک نشدن از سوی مخاطب، برای او جذاب نخواهد بود و او را خسته و دلزده خواهد کرد و یا  مایه فتنه و سوء تفاهم خواهد شد.پس باید شرایط سنی و موقعیت روحی و میزان درک و فهم طرف مقابل را در نظر بگیریم. با پیروی ازاین الگو، ارتباط مؤثری را می‌توانیم با دیگران بر قرار کنیم و از سوءظن و کج فهمی که حاصلی جز صدمه به روابط بین فردی نخواهد داشت، جلوگیری کنیم.

۲٫ گزیده گویی:

در روایت است که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: « هنگامی که موسی بن عمران (علیه السلام) با خضر(علیه السلام) ملاقات کرد، موسی(علیه السلام) به وی گفت: مرا موعظه کن. خضر گفت: ای کسی که جویای دانشی، بدان که گوینده کمتر از شنونده خسته میشود، پس هیچ گاه اهل مجلس خود را خسته مکن.[۵] با توجه به این روایت، سخن، هر قدر هم قابل فهم و دلنشین باشد، در صورتی که به تفضیل آن پردازیم از حوصله شنونده خارج شده و با بی میلی به آن گوش خواهد داد. هنگام سخن گفتن باید برای پرهیز از تفضیل کلام، کلمات را برگزید و نیکوترین آنها را انتخاب به طوری که هم مقصود را برساند و هم کوتاه و مختصر باشد و برای شنونده ملال آور نباشد.

رعایت اختصار و گزیده گویی در سخن مانع از بیان کلمات فتنه انگیز می‌شود، چرا که پیش از سخن، تفکر و تأمل شده است و تمام جوانب در نظر گرفته می‌شود تا موجب رنجش دیگری نگردد و یا سوءظنی ایجاد نکند. پر گویی علاوه بر ایجاد مشکلات ارتباطی برای انسان، عواقب اخروی نیز به بار می‌آورد. امام علی(علیه السلام) در این باره می‌فرماید: « إیاک و الهذر فمن کثر کلامه کثرت آثامه؛ از پر گویی دوری کن، زیرا هرکه پرگو باشد،گناهانش بسیار شود. »[۶] چرا که تأمل و اندیشه ای بر آنچه می‌گوید نمی‌کند و چه بسا گرفتار دروغ و غیبت و … گردد.

سخنان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) طول و تفضیل نداشت، بلکه در بردارنده مقصود بود[۷] ایشان کوتاه سخن می‌گفت و اصل مطلب را بیان می‌کرد تا از حوصله شنونده خارج نگردد و تأثیر لازم را داشته باشد. زیادی کلام باعث می‌شود به حواشی بسیار پرداخته شود و از میزان پرداختن به معنا و مفهوم مورد نظر بکاهد. این نوع کلام پایانی ندارد و برای کسی سودمند نیست. همان گونه که امام علی (علیه السلام) فرمودند: «از زیاده گویی، وپرداختن به حواشی سخن گفتن بی جهت و بی ضابطه بپرهیزید، زیرا این نوع ارتباط کلامی، نه تنها برای شنونده سودمند نیست بلکه ملال آور است.»[۸]

ایشان در سخنی دیگر می فرمایند: «من کثره الکلام کثره غلطه؛ کسی که کلامش زیاد است، در حرفش پوچ و نا مفهوم فراوان است »[۹] یا «من کثر کلامه زل؛ کسی که کلامش زیاد باشد می‌لغزد»[۱۰]

همچنین می‌فرمایند: «من کثره کلامه کثر ملامه؛ کسی که گفتارش زیاد باشد، زیاد ملامت می‌شود.»[۱۱] و «کسی که سخنش زیاد باشد، اشتباهش فراوان است»[۱۲] در نتیجه از عیب‌های رعایت نکردن گزیده‌گویی و اختصار در گفتگو‌های خود با دیگران می‌توان به خستگی و کم توجهی شنونده، اشتباه و لغزش در سخن، آشکار شدن عیوب، ملامت و سرزنش دیگران، به هدر دادن انرژی، پوچ و نا مفهوم بودن سخن و مواردی از این قبیل اشاره کرد که جملگی به روابط ما با دیگران لطمه می زنند.



[۱] . اثر بخشی فراگیری مهارت های ارتباطی سجادی پور ۱۳۸۶ ص۲۹

[۲] . آمدی ۱۳۷۳ ص۴۶۳ ح۳۳۰۴

[۳] . میزان الحکمه ری شهری ۱۳۷۵ج۲ ص۲۹۷

[۴] . نهج الفصاحه پاینده۱۳۷۷ ج۲ ص۶۶۹ ح۲۶۲۱

[۵] . حلیه المتقین مجلسی بیتا ج۱ ص۲۲۶

[۶] . آمدی ۱۳۷۳ح۲۶۳۷

[۷] . غیاثی کرمانی ۱۳۸۵ ص۸۵

[۸] . آمدی ۱۳۷۳ح۷۱۳

[۹] . همان ۸۰۹۳

[۱۰] . همان ح ۸۷۲۲

[۱۱] . همان ۷۹۶۵

[۱۲] . همان۷۸۴۹