تشکیلات پنهانی

edf4c84cd0a3933355eec5cd16a9ed2d_L

تشکیلات معنای جمعیتی بوده که با هدفی مشترک، کارها و وظایف را در رابطه با یک قلب تپنده و مغز فرمان دهنده انجام میداده و نوعی روابط و احساس خویشاوندانه داشته اند.

تشکیلات معنای جمعیتی بوده که با هدفی مشترک، کارها و وظایف را در رابطه با یک قلب تپنده و مغز فرمان دهنده انجام میداده و نوعی روابط و احساس خویشاوندانه داشته اند. این جمعیت در زمان علی(علیه السلام) یعنی از زمان سقیفه تا خلافت، همواره فداکارترین و خواص صحابه بودند. هیچگاه نظر درست خود را از دست نداده و همواره از پیروان علی(علیه السلام) بودند که به همین جهت فکری و عملی شیعه نامیده شدند. آنان این اعتقاد به لزوم پیروی از امام را حکمت آمیزترین شیوه رهبری جامعه می دانستند و هم در نشر و هم در تربیت و افزایش نیروی انسانی به عنوان مقدمه ای برای تشکیل حکومت علوی واجب می دانستند. پس از حادثه صلح امام حسن اقدامی که انجام گرفت، سر و سامان دادن به این جمع پیوسته و خویشاوند بود، خصوصا آنکه سلطه اموی توانست تحرک بیشتری به این جریان بدهد.استراتژی امام حسن و آخرین عللی که پذیرش صلح را برای آن حضرت اجتناب ناپذیر می ساخت، جمع آوری نیروهای اصیل شیعی، حراست آنان از گزند دستگاه اموی و انتظار فرصتی مناسب برای جایگزینی نظام اسلامی وعلوی و بود. در طول حکومت جبارانه معاویه و با شرح دردآوری که مورخان از چگونگی تبلیغات ضدعلوی انجام داده بودند و با مشهود نبودن فعالیت نمایانی از امام حسن و امام حسین تنها وجود و پیوستگی چنین تشکیلاتی بود که به رشد اندیشه شیعی و آمار آنان کمک می‌کرد. طولی نمی کشد که رجلی از این زنجیره شیعی نام آورتردن چهره های کوفه، مدینه و مکه می شوند.

این جریان ادامه دارد تا آنکه هزاران نفر به امام حسین برای حضور در کوفه نامه می نویسند و در نزدیکی مرگ معاویه این حرکت شتابنده تر پیش میرود تا میرسد به آنجا که فرماندار کوفه پس از احساس حرکات شیعی در آن بلاد نامه ای به معاویه دارد و جریان مخالفت با آن نظام را مختصرا توضیح میدهد و منتظر دستور و نظر میماند. پس از واقعه نظم و انسجام تشکیلات شیعی به مراتب با کیفیت تر میشود، زیرا آنان متاثر از واقعه کربلا گشته بودند و به دلیل حیله گری دستگاه خلافت نتوانسته بودند در آن واقعه کمک حضرت باشند و بدین دلیل سوز و دردی در حالات روانی خود احساس میکردند.چنان که از مطالعات بر میآید، تحرکات زمان معاویه و بعد از شهادت امام حسین در دست این جمعیت بود و گاها دیده میشد که عده ای خارج از این زنجیره اما به دلیل مخالفت با دستگاه همراهی میکردند، پس نباید گمان برد که تمام این جریانات و حرکات همان زنجیره و تشکیلاتی است که ائمه پایه ریزی کرده بودند. نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که تا این زمان لفظ شیعه تنها به افرادی اطلاق میشد که از نظر فکر و عمل وابستگی شدیدی به امامان داشتند و همین ها  بودند که با تبلیغات عمیق خود عده ای را به درون تشکیلات و یا از لحاظ اندیشه همراه ماجرای شیعی کرده بودند.حال بر اثر تلاش پنهانی امام سجاد این جع باالقوه جذب شد و گسترش پیدا کرد تا اینکه در دوران امامت، امام باقر و امام سجاد(علیهما السلام) همواره همین جمع حرکات شبهه انگیزش، هراسی بر پیکره آن دستگاه ها می انداخت و گاه خشونت آنان را در پی داشت.

در این فرهنگ شیعه بودن یک شرط اساسی و حتمی داشت و آن پیوستگی فکری و عملی با امام و و شرکت در فعالیت های آنان در بازپس گیری حکومت اسلامی و علوی از دستگاه جبار و زورگو بو تا اینکه جامعه نیز از لحاظ سیاسی، فکری و نظامی از نو ساخته شود و در شیعه این را اعتقاد به  ولایت نامیده اند. برای به بار نشستن این حرکت نباید منتظر رویداد یا دلایلی صریح بود، زیرا این یک خانه پنهانی است، پس شایسته است که به جستجوی قراین و شواهد و اشارات برخیزیم.[۱]