زندگی اجتماعی و سیاسی امام کاظم (علیه السلام)

901aa466ce3c2cca35ed2e3fc4b9d793_L

در این دوران، تنها چیزی که می‏توانست مبارزه و حرکت فکری و سیاسی اهل بیت (علیهم‏السّلام) و یاران صدیق آنان را مجال رشد و استمرار بخشد، تلاش خستگی‏ناپذیر و جهاد خطیر آن بزرگواران بود و توسل به شیوۀ الهی «تقیه».

دوران امامت حضرت ابی‏الحسن موسی‏بن جعفر(علیهماالسّلام) یکی از مهمترین مقاطع زندگینامۀ ائمه(علیهم‏السّلام) است. دو تن از مقتدرترین سلاطین بنی عباس – منصور و هارون – و دو تن از جبّارترین آنان – مهدی و هادی – در آن حکومت می‏کردند. بسی از قیامها و شورشها و شورشگرها در خراسان، در افریقیه، در جزیره‏ی موصل، در دیلمان و جرجان، در شام، در نصیبین، در مصر، در آذربایجان و ارمنستان و در اقطاری دیگر، سرکوب و منقاد گردیده و در ناحیه‏ی شرق و غرب و شمال, قلمرو وسیع اسلامی، فتوحات تازه و غنایم و اموال وافر، بر قدرت و استحکام تخت عباسیان افزوده بود.

 جریانهای فکری و عقیدتی در این دوران، برخی به اوج رسیده و برخی زاده شده و فضای ذهنی را از تعارضات، انباشته و حربه‏ ای در دست قدرتمداران و آفتی در هوشیاری اسلامی و سیاسی مردم گشته و میدان را بر عَلَم‏دارانِ صحنه‏ی معارف اصیل اسلامی و صاحبان دعوت علوی، تنگ و دشوار ساخته بود.

 شعر و هنر، فقه و حدیث و حتّی زهد و ورع، در خدمت ارباب قدرت درآمده و مکمل ابزار زر و زور آنان گشته بود. در این دوران، تهدیدی جدی دستگاه خلافت را نمی‏لرزاند و خلیفه را از جریان عمیق و مستمر دعوت اهل بیت (علیهم‏السّلام) غافل نمی‏ساخت.

 در این دوران، تنها چیزی که می‏توانست مبارزه و حرکت فکری و سیاسی اهل بیت (علیهم‏السّلام) و یاران صدیق آنان را مجال رشد و استمرار بخشد، تلاش خستگی‏ناپذیر و جهاد خطیر آن بزرگواران بود و توسل به شیوه‏ی الهی «تقیه». و بدین ترتیب است که عظمت حیرت‏آور و دهشت‏انگیز جهاد حضرت ‏موسی ‏بن‏ جعفر آشکار می‏گردد.

  چرا به «علی‏بن‏یقطین» که صاحب‏منصب بلندپایه‏ی دستگاه هارون و از شیفتگان امام است، عملی تقیه آمیز را فرمان می‏دهد؛ اما «صفوان جمّال» را بر خدمت همان دستگاه شماتت می‏کند و او را به قطع رابطه با خلیفه فرا می‏خواند؟ چگونه و با چه وسیله‏یی آن همه پیوند و رابطه در قلمرو گسترده‏ی اسلام، میان دوستان و یاران خود پدید می‏آورد و شبکه‏ ای که تا چین گسترده است، می‏سازد؟

 چرا «منصور» و «مهدی» و «هارون» و «هادی»، هر کدام در برهه‏ای از دوران خود، کمر به قتل و حبس و تبعید او می‏بندند؟ و چرا چنان که از برخی روایات دانسته می‏شود، آن حضرت در برهه‏ای از دوران سی‏وپنج ساله، در اختفا به سر برده و در قرای شام یا مناطقی از طبرستان حضور یافته و از سوی خلیفه‏ی وقت، مورد تعقیب قرار گرفته و به یاران خود سفارش کرده که اگر خلیفه درباره‏ی من از شما پرسید، بگویید او را نمی‏شناسیم و نمی‏دانیم کجاست؟و. …

 اینها و صدها حادثۀ توجه برانگیز و پرمعنی و در عین حال ظاهراً بی‏ارتباط و گاه متناقض با یکدیگر در زندگی موسی‏بن‏جعفر(علیهم‏السّلام) هنگامی معنی می‏شود و ربط می‏یابد که ما آن رشتۀ مستمری را که از آغاز امامت آن بزرگوار تا لحظه‏ی شهادتش ادامه داشته، مشاهده کنیم. این رشته، همان خط جهاد و مبارزه‏ی ائمه(علیهم‏السّلام) است که در تمام دوران دویست‏وپنجاه ساله و در شکلهای گوناگون استمرار داشته و هدف از آن، اولاً تبیین اسلام ناب و تفسیر صحیح قرآن و ارایۀ تصویری روشن از معرفت اسلامی است و ثانیاً، تبیین مسألۀ امامت و حاکمیت سیاسی در جامعه‏ی اسلامی و ثالثاً، تلاش و کوشش برای تشکیل آن جامعه و تحقق بخشیدن به هدف پیامبر معظّم اسلام(صلّی‏الله‏علیه‏واله) و همۀ پیامبران؛ یعنی اقامۀ قسط و عدل و زدودن اندادالله از صحنۀ حکومت و سپردن زمام ادارۀ زندگی به خلفاءالله و بندگان صالح خداوند.  امام موسی‏بن‏جعفر(علیه‏السّلام) نیز همه‏ی زندگی خود را وقف این جهاد مقدس ساخته بود؛ درس و تعلیم و فقه و حدیث و تقیه و تربیتش در این جهت بود.

زندگى موسى‌بن جعفر یک زندگى شگفت‌آور و عجیبى است. اولاً در زندگى خصوصى موسى‌بن جعفر مطلب براى نزدیکان آن حضرت روشن بود. هیچ کس از نزدیکان آن حضرت و خواص اصحاب آن حضرت نبود که نداند موسى‌بن جعفر براى چه دارد تلاش میکند و خود موسى‌بن جعفر در اظهارات و اشارات خود و کارهاى رمزى‌اى که انجام میداد، این را به دیگران نشان میداد؛ حتى در محل سکونت، آن اتاق مخصوصى که موسى‌بن جعفر در آن اتاق مینشستند اینجورى بود که راوى که از نزدیکان امام هست، میگوید من وارد شدم، دیدم در اتاق موسى‌بن جعفر سه چیز است: یکى یک لباس خشن، یک لباسى که از وضع معمولى مرفه عادى دور هست، یعنى به تعبیر امروز ما میشود فهمید و میشود گفت لباس جنگ، این لباس را موسى‌بن جعفر را آنجا گذاشتند، نپوشیدند، به صورت یک چیز سمبولیک، بعد «و سیف معلق» شمشیرى را آویختند، معلق کرده‌اند، یا از سقف یا از دیوار. «و مصحف»؛ و یک قرآن. ببینید چه چیز سمبلیک و چه نشانه‌ى زیبائى است، در اتاق خصوصى حضرت که جز اصحاب خاص آن حضرت کسى به آن اتاق دسترسى ندارد، نشانه‌هاى یک آدم جنگى مکتبى مشاهده میشود. شمشیرى هست که نشان میدهد که هدف جهاد است. لباس خشنى هست که نشان میدهد وسیله، زندگى خشونت بار رزمى و انقلابى است و قرآنى هست که نشان میدهد هدف این است؛ میخواهیم به زندگى قرآنى برسیم با این وسائل، و این سختى‌ها را هم تحمل کنیم.

زندگى پرماجراى موسى‌بن جعفر یک چنین زندگى است که شما ببینید این زندگى چقدر زندگى پرشور و پرهیجانى است. ما امروز تصور میکنیم موسی بن جعفر یک آقاى مظلوم , بى‌سروصدا و سربه زیرى در مدینه بودند و رفتند مأمورین ایشان را کشیدند آوردند در بغداد، یا در کوفه یا در فلان جا، در بصره زندانى کردند، بعد هم مسموم کردند، از دنیا رفت، همین و بس؛ قضیه این نبود. قضیه یک مبارزه‌ى طولانى، یک مبارزه‌ى تشکیلاتى، یک مبارزه‌اى با داشتن افراد زیاد در تمام آفاق اسلامى بود. موسى‌بن جعفر کسانى را داشتند که به او علاقه‌مند بودند.از تمام اقطار اسلامى کسانى بودند که با موسى‌بن جعفر ارتباط داشتند، منتها این ارتباطها در حدى نبود که موسى‌بن جعفر بتواند به یک حرکت مبارزه‌ى مسلحانه‌ى آشکارى دست بزند.

آنچه مسلم است، بار آخرى که حضرت را دستگیر کردند، به قصد این دستگیر کردند که امام (علیه‌السّلام) را در زندان به قتل برسانند و همین کار را هم کردند. البته شخصیت موسى‌بن جعفر در داخل زندان هم همان شخصیت مشعل روشنگرى است که تمام اطراف خودش را روشن میکند، ببینید حق این است. حرکت فکر اسلامى و جهاد متکى به قرآن یک چنین حرکتى است، هیچ وقت متوقف نمیماند، حتى در سخت‌ترین شرایط، که ما در زمان خودمان هم، در دوران اختناق شدید رژیم پهلوی، دیدیم کسانى بودند در تبعید، در زندان زیر شکنجه، در شرایط سخت، بلکه در سخت‌ترین شرایط، اما در همان حال هم نه فقط نمی شکستند خودشان، بلکه دشمنشان را میشکستند. نه فقط تحت تأثیر قرار نمیگرفتند، بلکه زندان‌بانها را تحت تأثیر قرار میدادند و این همان کارى بود که موسى‌بن جعفر کرد که در این‌باره داستانهاى زیادى و روایات متعددى هست که یکى از جالبترین آنها این است که سندى‌بن شاهک معروف که شما میدانید که یک زندان‌بان بسیار غلیظ و خشن و از سرسپردگان بنى‌عباس و از وفاداران به دستگاه سلطنت و خلافت آن روز بود، این زندانبان موسى‌بن جعفر بود و موسى‌بن جعفر را در خانه‌ى خودش در یک زیرزمین بسیار سختى زندانى کرده بود.

***زندگی اجتماعی و سیاسی امام کاظم (علیه السلام) در بیانات مقام معظم رهبری بر مبنای کتاب انسان ۲۵۰ ساله***