زندگی اجتماعی و سیاسی حضرت زینب(علیها السلام)

8d7d02f71473cf9eb30ec6c51b579c80_L

زندگی اجتماعی و سیاسی حضرت زینب(علیها السلام) در بیانات مقام معظم رهبری

زینب کبرى یک زن بزرگ است. عظمتى که این زن بزرگ در چشم ملتهاى اسلامى دارد، از چیست؟ نمى‏شود گفت به خاطر این است که دختر على بن ابى طالب (علیه‏السّلام)، یا خواهر حسین بن على و حسن بن على (علیهماالسّلام)است. نسبتها هرگز نمى‏توانند چنین عظمتى را خلق کنند.

ارزش و عظمت زینب کبرى، به خاطر موضع و حرکت عظیم انسانى و اسلامى او بر اساس تکلیف الهى است. کار او، تصمیم او، نوع حرکت او، به او این‏طور عظمت بخشید. هرکس چنین کارى بکند، و لو دختر امیر المؤمنین (علیه‏السّلام) هم نباشد، عظمت پیدا مى‏کند. بخش عمده‏ى این عظمت از اینجاست که اولًا موقعیت را شناخت؛ هم موقعیت قبل از رفتن امام حسین (علیه‏السّلام) به کربلا، هم موقعیت لحظات بحرانى روز عاشورا، هم موقعیت حوادث کشنده‏ى بعد از شهادت امام حسین را؛ و ثانیاً طبق هر موقعیت، یک انتخاب کرد. این انتخابها زینب را ساخت.

قبل از حرکت به کربلا، بزرگانى مثل ابن عباس و ابن جعفر و چهره‏هاى نامدار صدر اسلام، که ادعاى فقاهت و شهامت و ریاست و آقازادگى و امثال این‏ها را داشتند، گیج شدند و نفهمیدند چه‏کار باید بکنند؛ ولى زینب کبرى گیج نشد و فهمید که باید این راه را برود و امام خود را تنها نگذارد؛ و رفت. نه اینکه نمى‏فهمید راه سختى است؛ او بهتر از دیگران حس مى‏کرد. او یک زن بود؛ زنى که براى مأموریت، از شوهر و خانواده‏اش جدا مى‏شود؛ و به همین دلیل هم بود که بچه‏هاى خردسال و نوباوگان خود را هم به همراه برد؛ حس مى‏کرد که حادثه چگونه است.

در آن ساعتهاى بحرانى که قوى‏ترین انسانها نمى‏توانند بفهمند چه باید بکنند، او فهمید و امام خود را پشتیبانى کرد و او را براى شهید شدن تجهیز نمود. بعد از شهادت حسین بن على هم که دنیا ظلمانى شد و دلها و جانها و آفاق عالم تاریک گردید، این زن بزرگ یک نورى شد و درخشید. زینب به جایى رسید که فقط والاترین انسانهاى تاریخ بشریت یعنى پیامبران مى‏توانند به آنجا برسند.

اینکه گفته مى‏شود در عاشورا، در حادثه‏ى کربلا، خون بر شمشیر پیروز شد- که واقعاً پیروز شد- عامل این پیروزى، حضرت زینب بود؛ و الّا خون در کربلا تمام شد. حادثه‏ى نظامى با شکست ظاهرى نیروهاى حق در عرصه‏ى عاشورا به پایان رسید؛ اما آن چیزى که موجب شد این شکست نظامىِ ظاهرى، تبدیل به یک پیروزى قطعىِ دائمى شود، عبارت بود از منش زینب کبرى؛ نقشى که حضرت زینب بر عهده گرفت؛ این خیلى چیز مهمى است. این حادثه نشان داد که زن در حاشیه‏ى تاریخ نیست؛ زن در متن حوادث مهم تاریخى قرار دارد. زینب (سلام‏الله‏علیها) نشان داد که مى‏توان حجب و عفاف زنانه را تبدیل کرد به عزت مجاهدانه، به یک جهاد بزرگ.

آنچه که از بیانات زینب کبرى باقى مانده است و امروز در دسترس ماست، عظمت حرکت زینب کبرى را نشان مى‏دهد. خطبه‏ى فراموش‏نشدنى زینب کبرى در بازار کوفه یک حرف زدن معمولى نیست، اظهار نظر معمولى یک شخصیت بزرگ نیست؛ یک تحلیل عظیم از وضع جامعه‏ى اسلامى در آن دوره است که با زیباترین کلمات و با عمیق‏ترین و غنى‏ترین مفاهیم در آن شرائط بیان شده است.

با این بیان قوى، با این کلمات رسا، آن هم در آن شرائط دشوار، این‏گونه صحبت مى‏کرد. این‏جور نبود که یک عده مستمع جلوى حضرت زینب نشسته باشند، گوش فراداده باشند، او هم مثل یک خطیبى براى این‏ها خطبه بخواند؛ نه، یک عده دشمن، نیزه‏داران دشمن دور و برشان را گرفته‏اند؛ یک عده هم مردم مختلف الحال حضور داشتند؛ همانهائى که مسلم را به دست ابن زیاد دادند، همانهائى که به امام حسین نامه نوشتند و تخلف کردند، همانهائى که آن روزى که باید با ابن زیاد در مى‏افتادند، توى خانه‏هایشان مخفى شدند- این‏ها بودند توى بازار کوفه- یک عده هم کسانى بودند که ضعف نفس نشان دادند، حالا هم نگاه مى‏کنند، دختر امیر المؤمنین را مى‏بینند، گریه مى‏کنند. حضرت زینب کبرى با این عده‏ى ناهمگون و غیر قابل اعتماد مواجه است، اما این‏جور محکم حرف مى‏زند. او زن تاریخ است؛ این زن، دیگر ضعیفه نیست. نمى‏شود زن را ضعیفه دانست. این جوهر زنانه‏ى مؤمن، این‏جور خودش را در شرائط دشوار نشان مى‏دهد. این زن است که الگوست؛ الگو براى همه‏ى مردان بزرگ عالم و زنان بزرگ عالم. انقلاب نبوى و انقلاب علوى را آسیب‏شناسى مى‏کند؛ مى‏گوید شماها نتوانستید در فتنه، حق را تشخیص بدهید؛ نتوانستید به وظیفه‏تان عمل کنید؛ نتیجه این شد که جگرگوشه‏ى پیغمبر سرش بر روى نیزه رفت. عظمت زینب را اینجا مى‏شود فهمید.