زندگی اجتماعی و سیاسی پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)

c2c43094de5257057d3d2cc78c81ad03_L

زندگی اجتماعی و سیاسی پیامبر اعظم در بیانات مقام معظم رهبری بر مبنای کتاب انسان ۲۵۰ ساله

هدف پیامبر و ایستادگی در راه هدف

کار مهم پیامبر خدا، دعوت به حق و حقیقت، و جهاد در راه این دعوت بود. در مقابل دنیاى ظلمانى زمان خود، پیامبر اکرم دچار تشویش نشد. چه آن روزى که در مکه تنها بود، یا جمع کوچکى از مسلمین او را احاطه کرده بودند وحشت نکرد. سخن حق خود را گفت، تکرار کرد، تبیین کرد، روشن کرد، اهانتها را تحمل کرد، سختیها و رنجها را به جان خرید، تا توانست جمع کثیرى را مسلمان کند؛ و چه آن وقتى‏که حکومت اسلامى تشکیل داد و خود در موضع رئیس این حکومت، قدرت را به دست گرفت. پیامبر در این صحنه‏ى دعوت و جهاد، یک‏لحظه دچار سستى نشد و با قدرت، جامعه‏ى اسلامى را پیش برد، تا به اوج عزت و قدرت رساند.

هدف پیغمبر از هجرت به مدینه این بود که با محیط ظالمانه و طاغوتى و فاسد سیاسى و اقتصادى و اجتماعى‏اى که آن روز در سرتاسر دنیا حاکم بود، مبارزه کند هدف این بود که پیام آزادى و بیدارى و خوشبختى انسان به همه‏ى دلها برسد.

 

دوران حکومت پیامبر اکرم(ص)

دوران ده‏ساله‏ى حاکمیت اسلام در مدینه یکى از درخشان‏ترین دوره‏هاى حکومت در طول تاریخ بشرى است تقریباً ده سال دوران مدینه‏ى پیغمبر است که دوران شالوده‏ریزى نظام اسلامى و ساختن یک الگو و نمونه از حاکمیّت اسلام براى همه‏ى زمانها و دورانهاى تاریخ انسان و همه‏ى مکانهاست.با نگاه به این الگوى کامل، مى‏شود شاخصها را شناخت. این شاخصها براى افراد بشر و مسلمانها علامتهایى است که باید به وسیله‏ى آن‏ها نسبت به نظامها و انسانها قضاوت کنند.

نظامى که پیغمبر ساخت، شاخصهاى گوناگونى دارد که در بین آن‏ها هفت شاخص از همه مهم‏تر و برجسته‏تر است: شاخص اوّل، ایمان و معنویّت است. شاخص اوّل، دمیدن و تقویت روح ایمان و معنویت و دادن اعتقاد و اندیشه‏ى درست به افراد است. شاخص دوم، قسط و عدل است. شاخص سوم، علم و معرفت است. در نظام نبوى، پایه‏ى همه چیز، دانستن و شناختن و آگاهى و بیدارى است. شاخص چهارم، صفا و اخوّت است. شاخص پنجم، صلاح اخلاقى و رفتارى است. تزکیه، یکى از آن پایه‏هاى اصلى است؛ پیغمبر روى یکایک افراد، کار تربیتى و انسان‏سازى مى‏کرد. شاخص ششم، اقتدار و عزّت است.  شاخص هفتم، کار و حرکت و پیشرفتِ دائمى است.

البته ایجاد چنین نظامى، به پایه‏هاى اعتقادى و انسانى احتیاج دارد. اوّل باید عقاید و اندیشه‏هاى صحیحى وجود داشته باشد تا این نظام بر پایه‏ى آن افکار بنا شود. دوم، پایه‏ها و ستونهاى انسانى لازم است تا این بنا بر دوش آن‏ها قرار گیرد- چون نظام اسلامى قائم به فرد نیست- .

پیغمبر به مجرّد اینکه وارد مدینه شد، کار را شروع کرد. از جمله شگفتیهاى زندگى آن حضرت این است که در طول این ده سال، یک‏لحظه را هدر نداد. بیدارى او، خواب او، مسجد او، خانه‏ى او، میدان جنگ او، در کوچه و بازار رفتن او، معاشرت خانوادگى او و وجود او- هرجا که بود- درس بود.

بعد، تدبیر و سیاست اداره‏ى آن نظام را طرّاحى کرد. اوّل، ایجاد وحدت است. اقدام بعدىِ بسیار مهم، ایجاد اخوّت بود. براى آنکه این کار به سامان برسد، سه مرحله وجود داشت: مرحله‏ى اول، شالوده‏ریزى نظام بود که با این کارها انجام گرفت. مرحله‏ى دوم، حراست از این نظام بود. مرحله‏ى سوم، عبارت از تکمیل و سازندگى بناست.

 

ویژگی های رفتاری پیامبر اکرم

پیغمبر در رفتار خود مدبرانه عمل کرد و سرعت عمل داشت. قناعت و طهارت شخصى داشت و هیچ نقطه‏ى ضعفى در وجود مبارکش نبود. او معصوم و پاکیزه بود؛ این خودش مهم‏ترین عامل در اثرگذارى است. ما باید یاد بگیریم اثرگذارى با عمل، به مراتب فراگیرتر و عمیق‏تر است از اثرگذارى با زبان. او قاطعیت و صراحت داشت. پیغمبر هیچ‏وقت دوپهلو حرف نزد. البته وقتى با دشمن مواجه مى‏شد، کار سیاسىِ دقیق مى‏کرد و دشمن را به اشتباه مى‏انداخت. در موارد فراوانى، پیغمبر دشمن را غافلگیر کرده است؛ چه از لحاظ نظامى، چه از لحاظ سیاسى؛ اما با مؤمنین و مردم خود، همیشه صریح، شفّاف و روشن حرف مى‏زد و سیاسى‏کارى نمى‏کرد و در موارد لازم نرمش نشان مى‏داد؛ .او هرگز عهد و پیمان خودش را با مردم و با گروههایى که با آن‏ها عهد و پیمان بسته بود- حتّى با دشمنانش، حتّى با کفّار مکه- نشکست. پیغمبر تضرّع خودش را از دست نداد و ارتباط خود را با خدا روز به روز محکم‏تر کرد. او هرگز در مقابل دشمن عنود دچار تردید و ترس نشد. امیر المؤمنین- که مظهر شجاعت است – مى‏گوید هر وقت در جنگها شرایط سخت مى‏شد به پیغمبر پناه مى‏بردیم. هر وقت کسى در جاهاى سخت، احساس ضعف مى‏کرد، به پیغمبر پناه مى‏برد.

مردم ده سال با او شب و روز زندگى کردند؛ به خانه‏اش رفتند و او به خانه‏شان آمد؛ در مسجد باهم بودند؛ در راه باهم رفتند؛ باهم مسافرت کردند؛ باهم خوابیدند؛ باهم گرسنگى کشیدند؛ باهم شادى کردند. محیط زندگى پیغمبر، محیط شادى هم بود؛ با افراد شوخى مى‏کرد، مسابقه مى‏گذاشت و خودش هم در آن شرکت مى‏کرد. آن مردمى که ده سال با او زندگى کردند، روز به روز محبت پیغمبر و اعتقاد به او در دلهایشان عمیق‏تر شد.