هفت شاخص نظام اسلامی

912239888bae9ce0fe45e05e15c36cdc_L

سیره نبى اکرم(ص) در دوران ده ساله حاکمیت اسلام در مدینه،یکی از درخشان ترین و گزافه نیست اگر بگو ییم درخشان ترین دوره هاى حکومت در طول تاریخ بشرى است. باید این دوره کوتاه و پُرکار و فوق العاده تأثیرگذار در تاریخ بشر را شناخت.

همیشه در تحلیل رفتار افراد الگو و موثر جامعه می بایست به دوساحت پیرامون آنها توجه کرد، یک ساحت فردی ونقطه ی دیگر ساحت اجتماعی رفتار الگوها. این موضوع درباره ائمه معصومین علیهم السلام نیز صدق می کند. البته باید توجه داشت که در کنه قضیه نمی بایست تفاوت و یا تنافی میان این دو ساحت وجود داشته باشد، به تعبیر دیگر این دوساحت در اصول برابر و یکسان هستند و ممکن است در بعضی مصادیق تفاوت رفتاری ببینیم ولی در اصل موضوع خیر. به عنوان مثال عدالت همیشه به عنوان یک اصل و شاخص رفتاری محسوب می شود حال گاهی در ساحت رفتار فردی برمیگردد به رعایت عدالت میان فرزندان و در قامت رفتارهای اجتماعی ناظر به طبقات و اصناف مختلف جامعه بروز و ظهور پیدا میکند.

این مجموعه یادداشت ها به الگوهای رفتاری حضرات معصومین سلام الله علیهم در ساحت اجتماعی می پردازد. ترتیبی که مد نظر است بر اساس دوره های تاریخی ولایت ائمه اطهار می باشد. در هر بازه ی تاریخی یکی از مهم ترین و مبنایی ترین اعمال و رفتارهای معصوم آن دوره را مد نظر قرار می دهیم و آن را تبیین خواهیم کرد.

پیامبر اعظم، شالوده ریزی نظام اسلامی

مقام معظم رهبری در تبیین رفتار اجتماعی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نکات جالبی را بیان می کنند که طرح آنها در اینجا خالی از لطف نیست. ایشان در مرداد ماه سال ۱۳۸۵ می فرمایند:

یک عده اى اسلام را فقط مسئله فردى دانستند و سیاست را از اسلام گرفتند ..درحالیکه نبى مکرم اسلام در آغاز هجرت، در اوّلى که توانست خود را از دشوار یهاى مکه نجات دهد، اولین کارى که کرد، سیاست بود. بناى جامعه اسلامى، تشکیل حکومت اسلامى، تشکیل نظام اسلامى، تشکیل قشون اسلامى، نامه به سیاست مداران بزرگ عالم، ورود در عرصه سیاسى عظیم بشرىِ آن روز، سیاست است. چطور میشود اسلام را از سیاست جدا کرد؟! چطور میشود سیاست را با دست هدایتى غیر از دست هدایت اسلام، معنا و تفسیر کرد و شکل داد «الّذینَ جَعَلُوا القُرآنَ عِضین »

 بعضى قرآن را تکّه پاره میکنند « یُؤمِنُ بِبَعضِ الکِتابِ وَ یَکفُرُ بِبَعض » به عبادت قرآن ایمان  میاورند؛ اما به سیاست قرآن ایمان نمی آورند.«لَقَد أرسَلنا رُسُلَنا بِالبَیّناتِ وَ أنزَلنا مَعَهُمُ الکِتابَ وَ المیزانَ لِیَقُومَ النّاسُ بِالقِسط »

قسط چیست؟ قسط یعنى استقرار عدالت اجتماعى در جامعه. چه کسى میتواند این کار را انجام دهد؟ تشکیل یک جامعه همراه با عدالت و قسط، یک کار سیاسى است؛ کار مدیران یک کشور است. این، هدف انبیاست.  نه فقط پیغمبر ما، بلکه عیسى و موسى و ابراهیم و همه پیغمبران الهى براى سیاست و برای تشکیل یک نظام اسلامی آمدند.

بی شک هجرت پیامبر از مکه به مدینه در راستای پایه گذاری نظام و حکومت اسلامی بود، در اصل پیامبر در تلاش بودند تا با تشکیل نظام اسلامی و ارائه یک نمونه موفق از حکومت عدل اسلامی دیگر جوامع را برای پذیرش این دین آسمانی آماده کنند.

این نظام اسلامی شاخص ها و مولفه های گوناگونی داشته است که هفت شاخص از بقیه موارد مهمتر بوده است.

شاخص اول، ایمان و معنویت است. انگیزه و موتور پیشبرنده حقیقى در نظام نبوى، ایمانى است که از سرچشمه دل و فکر مردم میجوشد و دست و بازو و پا و وجود آنها را در جهت صحیح به حرکت در میاورد. پس شاخص اول، دمیدن و تقویت روح ایمان و معنویت و دادن اعتقاد و اندیشه درست به افراد است، که پیغمبر این را از مکه شروع کرد و در مدینه پرچمش را با قدرت بالا برد.

شاخص دوم، قسط و عدل است. اساس کار بر عدالت و قسط و رساندن هر حقى به حقدار بدون هیچ ملاحظه   است.

شاخص سوم، علم و معرفت است. در نظام نبوى، پایه همه چیز، دانستن و شناختن و آگاهى و بیدارى است. کسى را کورکورانه به سمتى حرکت نمی دهند؛ مردم را با آگاهى و معرفت و قدرتِ تشخیص، به نیروى فعال نه نیروى منفعل  بدل ‏میکنند.

شاخص چهارم، صفا و اخوت است. در نظام نبوى، درگیر یهاى برخاسته از انگیزه هاى خرافى، شخصى، سودطلبى و منفعت طلبى مبغوض است و با آن مبارزه میشود. فضا، فضاى صمیمیت و اخوت و برادرى و همدلى است.

شاخص پنجم، صلاح اخلاقى و رفتارى است. انسانها را تزکیه و از مفاسد و رذائل اخلاقى، پیراسته و پاک میکند؛ انسانِ با اخلاق و مُزَکّى  میسازد؛« وَ یُزَکّیهِم وَ یُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَ الحِکمَه». تزکیه، یکی از آن پایه هاى اصلى است؛ یعنى پیغمبر روى یکایک افراد، کار تربیتى و انسان سازى میکرد.

شاخص ششم، اقتدار و عزت است. جامعه و نظام نبوى، توسَری خور، وابسته، دنباله رو و دست حاجت به سوى این و آن درازکن نیست؛ عزیز و مقتدر و تصمیم گیر است؛ صلاح خود را که شناخت، براى تأمین آن تلاش میکند و کار خود را پیش میبرد.

شاخص هفتم، کار و حرکت و پیشرفتِ دائمى است. توقف در نظام نبوى وجود ندارد؛ به طور مرتب، حرکت، کار و پیشرفت است. اتفاق نمی افتد که یک زمان بگویند دیگر تمام شد، حال بنشینیم استراحت کنیم! این وجود ندارد. البته این کار، کارِ لذت آور و شادی بخشى است؛ کار خستگى آور و کسل کننده و ملول کننده و به تعب آورنده اى نیست؛ کارى است که به انسان نشاط و نیرو و شوق میدهد.