عرصه های تهاجم دشمن علیه انقلاب اسلامی

1f4a81fe72a2e9d740fa13d888e1cd59_L

۱٫ فرهنگی

راهها و عوامل نفوذ فرهنگی دشمن عبارتند از :

–        نفوذ در دانشگاهها و مراکز علمی

–        انحراف مطبوعات

–        صدا و سیما

–        ایجاد خودباختگی فرهنگی

–        کشف حجاب

–        سینما تئاتر

–        جنگ رسانه ای

–        بازی های رایانه ای

–        گسترش مواد مخدر

–        اعتیادهای مدرن

–        …

۲٫ سیاسی و اجتماعی

اهدف و راهکارهای دشمن در این عرصه:

– مرعوب کردن مسئولین، شخصیتهای سیاسی و نخبگان کشور

– تضعیف اراده عمومی مردم.

– تغییر درک صحیح مردم از واقعیت های موجود جامعه.

– سلب اعتماد ملت از مسئولین کشور.

– ترویج شایعه تحریم و فشار اقتصادی بر کشور.

– ترویج شایعه بکارگیری ابزار خشونت بر علیه ملت ایران.

– عوض کردن جای متهم و مدعی با ابزار تبلیغاتی و رسانه ای.

– ترساندن ملت های منطقه از ملت ایران و انقلاب اسلامی.

– دامن زدن به اختلافات مذهبی، قومی، جناحی، سیاسی و رقابت های صنفی

۳٫ فرقه های مدرن و عرفان های کاذب

این موضوع بسیار مفصل و وسیع است و نمی توان پرونده آن را در این مجال باز کرد ولذا گذری اجمالی به برخی از موارد مهم آن می شود. برخی از این جریانات به ظاهر معنوی و دینی عبارتند از:

–        شیطان پرستی وعرفانهای کاذب با رویکرد دین ستیزانه

–        بهائیت با رویکرد اسلام ستیزانه

–        وهابیت با رویکرد تشیع ستیزانه

–        تصوف با رویکرد مرجعیت ستیزانه (اهل حق، نعمت اللهی، اهل ذهبیه)

–        عرفان های امریکایی (که سه شاخه دارد: عرفان سرخپوستی، عرفان اکنکار و پائولوکوئیو)

–        عرفان های هندی و بودایی

–        …

نقد و بررسی اجمالی این مکاتب

مسلما در این مجال نمی توان همه ابعاد این موضوع را روشن کرد اما از آنجا که دشمن برای گرفتار کردن جوانان ما به این مسائل انحرافی برنامه ریزی کرده و در حال اجرای مقاصد خویش است برخی از خصوصیات کلی و مهم عرفان های نوظهور و مکاتب جدید را نقد و بررسی می کنیم. نکته اساسی و مبنایی این است که طیف غالب عرفان های کاذب، با هدف مراقبه، آرامش، تمرکز و… برای خدمت به استعمارنو و توجیه فرهنگ و تمدن مادی و مدرن غرب به میدان آمده اند. در حقیقت آنها آمده اند تا بشر آشفته و خسته از زندگی مدرن را آرام کنند . مأموریت واقعی آنها، جلوگیری از تجدید حیات دین حقیقی است چرا که بشر سرگردان اگر الام روحی و معنوی خود را تسکین ندهد، زود است که بنیان تمدن جدید را به چالش بکشد و در برابر آن عَلَم طغیان بلند کرده و تسلیم حق ازلی و ابدی شود.

« در اواخر قرن بیستم جوانان غربی- که از قفس آهنین تمدن مادی به تنگ آمده بودند- با روی آوردن به شیوه های غیرعادی برای تخلیه روانی و معنوی خود جریانهایی مثل «هوی متال» را پدید آوردند . آنان در برنامه های خود با استفاده از مواد مخدر، رقص، موسیقی تند، طول موج تشعشات مغزی خود را چنان مغشوش کرده اند که رفتارشان از کنترل خارج می شود. برخی از این فرقه ها- مثل گانزان رزز- حتی به خوردن مدفوع در مجالس رقص میپردازند.»[۱]

  1. در معنویت های نوگرا، به جای آنکه انسان به خضوع در برابر خداوند بی همتا فراخوانده شود به کرنش در برابر موجودات ضعیف و محدود دعوت می شود.
  2. عرفان های کاذب فقط در صدد پاسخگویی به بعضی از ابعاد وجود انسانی اند. به عبارتی ساحت گسترده روح انسانی را در یک و یا حداکثر چند جنبه محدود می بینند . بماند که از اقناء حقیقی همان یک جنبه هم وا مانده اند و پاسخ درستی به شاخه مورد تاکید خویش نداده اند.
  3. عرفانهای کاذب فاقد نظام عقیدتی منسجم و عمیق اند. به عبارتی از منظر تئوریک و نظری بسیاری از آنها، اصول جهان شناختی و فلسفی مشخص و قابل ارائه ای ندارند
  4. عرفان های کاذب نه فقط فاقد جهان بینی دقیق و علمی، که گاهی در ناحیه باید و نباید ها (ایدئولوژی)، دستوراتی بس ابتدائی دارند و یا لااقل بسیاری از اعمال و افعال آدمی را بلاتکلیف و بدون حکم، مهمل گذاشته اند. توصیه های اخلاقی کلی که قابل تاویل به سبک ها و اشکال مختلف است از ممیزات این عرفان ها است.
  5. در بسیاری از عرفان های جدید هدف و غایت و مطلوب، قدرت تصرف در طبیعت و دستیابی به نیروهای مرموز غیبی است. به همین علت بسیاری از مکاتب طبیعت گرایی را ستایش و ترویج می کنند . چنین بینشی در عرفان بومیان آمریکا و آفریقا حاکم است.


[۱] . جریان شناسی انتقادی عرفانهای نوظهور، مظاهری سیف، ص۱۰۹