عوامل پیدایش تصوف در اسلام/ قسمت (۱)

09e5614e03d511bf65c929aaef72faf5_L

۱ـ افکار و مذاهب هندى و بودایى:

در عصر حکومت بنى امیه، جماعتى از هندى ها به آیین اسلامگرویدند و کتاب هاى هندى مانند سندباد الکبیر، سند باد الصغیر، ادب الهندو الصین و نیز، کتاب «یوذاسف و بلوهر» که روش زندگى صوفیانه بود توسط منکه هندى و ابن دهن هندى ترجمه شد. مرحوم صدوق در اکمال الدین و اتمام النعمه و مرحوم مجلسى در بحارالانوار پیرامون یوذاسف و بلوهر داستانى نگاشته اند.

البته ادیان و مذاهب هندى، اختلافات نظرى و عملى فراوانى دارند ولى رویکرد صوفیانه آن ها مشترک است و تصوف در نزد آن ها به عنوان یک ایدئولوژى مطرح مى گردد.

فرقه ودایى در پیدایش برهمایى و برهمایى در ظهور بودایى و هندو و بودایى در تحقق هانایانا و ماهایانا مؤثر بوده است و همه آن ها در ریاضت کشى و پرهیز از دنیا مشترک اند و راه سعادت و نجات آدمیان را ترک لذت جسمانى و شکنجه بدنى مى دانند.

این فرقه ها بر این باورند که جهان سراسر رنج و عذاب بوده و ریشه این رنج ها، آرزوها و خواهش هاى دنیوى است و رهایى از علایق و شهوات مادى و سیله نجات و سعادت است.

بودا معتقد است برهمن، کسى است که فقر نصیبش شده و از هر چیزى محروم و از هر خوفى به دور باشد.

نیروانا که غایت بوداییان است در لغت سانسکریت به معناى فنا مى باشد. مسأله طلب مرید و سالک از مراد و قطب نیز از روش هاى صوفیان هندى است که بر فرقه هاى صوفیه در جهان اسلام وارد شده است. مسأله وحدت وجود از دیگر عقاید مشترک صوفیان هندى است. او پانیشادها کتاب مقدس برهمائیان این عقیده را پایه گذارى کرده است.

هم چنین، موارد دیگرى مانند خرقه پوشى، دیانا (به اصطلاح بودائیان به معناى تمرکز فکر که در مراقبت انجام مى دهند)، اذکار دسته جمعى ـ به گفته ابوریحان بیرونى در کتاب تحقیق ما للهند ـ، انزوا و ریاضت کشى از سلوک رفتارى هندیان است که توسط مرتاضین بودایى و جوکى هاى تارک دنیا و دوره گردهاى هندى در میان فرقه هاى صوفیه اسلامى رواج یافته است.