نسبت تصوف و عرفان اسلامی/ قسمت (۳)

94115c7f7a9e1bb99843d6b5f7c1b50c_L

نزاع بین صوفیه و متشرعه مکرر منجر به رد و طرد و حتی قتل صوفیه گشت و امثال حلاج و عین القضاه درین منازعات قربانی شدند.

صوفی عقل فلسفی را تحقیر می کند و او را چون می خواهد وجود بی حقیقت «غیر» و «ماسوی» را دلیل و راهنمای وصول به اثبات وجود حق، که وجودی غیر از آن نیست قرار دهد گمراه می یابد و سرگشته. بدینگونه «طریقت»صوفی که از «شریعت» آغاز می شود جز در «حقیقت» مجال درنگ نمی یابداما درین سیرنه در منزل متشرعه توقف می کند نه در منزلگاه فلاسفه.
معرفت واقعی نزد صوفی از حق شروع می شود و هم به او ختم می شودچنانکه وجود وی هم که در سیر و سلوک خویش از حق آغاز می کندهم به حق بازگردد.
باری عرفان اسلامی با وجود عناصر غیر اسلامی که دارد همچنان اسلامی است، نه زهد و فقر آن رنگ رهبانیت نصارا دارد نه فنای آن بانیروانای هندوان که بعضی بخطا آنرا اصل نظریه فنا شمرده اند، هیچ مناسبت دارد. اگر از فیض و اشراق و کشف و شهود هم صحبت می کند آن را ازقرآن و خبر نیز بیگانه نمی یابد و بهر حال صوفی در قرآن و سنت برای طرزفکر و کار خویش تکیه گاه بسیار می تواند یافت و خطاست که بخواهندمنشا تصوف را خارج از قلمرو شریعت اسلامی و تنها در آیین مسیح، مانویث، مذاهب هندوان یا حکمت نو افلاطونی بجویند.
بعلاوه، آیا تصوف اسلامی که خود از عرفان مسیحی و هندی واز حکمت نو افلاطونی تاثیر پذیرفته است در دنیای مجاور خویش بی تاثیر مانده؟ ظاهرا نمی توان قبول کرد که اسکولاستیک اروپا وعرفان آن ازین تاثیر بکلی دور مانده باشد. دو فرقه هوسپیتالی، و تمپلر دردنباله جنگهای صلیبی بی شک از برخورد با صوفیه شام و مصر بعضی عقاید و رسوم آموخته اند. هم دانته در کمدی الهی خویش مدیون ابن عربی و بعضی نویسندگان شرقی شد و هم ریمون لول حکیم و عارف مسیحی که یکچند در بین مسلمین سفر کرده بود. ماجرای جست و جوی جام مسیح – گرائال – از تاثیر عرفان اسلامی خالی نیست. بعضی اقوال سن (Saint francois d, Assise) هست که کلام صوفیه اسلامی را به فرانسواداسیز خاطر می آورد هر چند شاید از آنها بطورمستقیم نگرفته باشد. بهر حال قرابت فکر جالب است و در خور تامل.