یوسف، آیه ۸۴ – گریه و عزاداری

82f00fc80b52b288a382fcaf1c6cf353_L

با توجه به این که در اسلام بسیار سفارش شده که در برابر مصیبت باید صبر کرد، چرا یعقوب برای یوسف آن قدر گریه کرد و چرا برای امام حسین ‏علیه السلام گریه و عزاداری می‏شود؟

با توجه به این که در اسلام بسیار سفارش شده که در برابر مصیبت باید صبر کرد، چرا یعقوب برای یوسف آن قدر گریه کرد و چرا برای امام حسین ‏علیه السلام گریه و عزاداری می‏شود؟

«…قالَ یا أَسَفى‏ عَلى‏ یُوسُفَ وَ ابْیَضَّتْ عَیْناهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ کَظِیمٌ»؛ یوسف (۱۲)، آیه ۸۴٫؛ «…گفت: «اى دریغ بر یوسف، و در حالى که اندوه خود را فرو مى‏خورد، چشمانش از اندوه سپید شد».

در این باره باید دانست که گاهى گریه و اندوه به جهت بى‏تابى و شکایت از تقدیرات الهى است که این گونه موارد در اسلام نکوهش شده، اما گاهى‏
به جهت محبت و دل‏سوزى نسبت به دوستان و خویشاوندان است که این کار، نشانه عاطفه و حُسن روابط انسانى است و گاهى گریه و اندوه، به دلیل‏
فقدان یکى از اولیاى خدا و محرومیت از حضور اوست که در این صورت، گریه و اندوه نشانه علاقه به اولیاى خدا مى‏باشد و بسیار پسندیده است؛ چنان‏که حضرت یعقوب در فراق یوسف، سال‏ها گریه کرد؛ تا جایى که نابینا شد؛ به خصوص اگر گریه، علاوه بر اظهار علاقه به اولیاى الهى و تقویت بُعد معنوى انسان، جنبه افشاى چهره دشمنان را در طول تاریخ داشته باشد و موجب تقویت نهضت‏هاى مردمى در برابر ستم‏گران باشد که در این صورت، علاوه بر این که مورد ستایش است، حتى از بهترین عبادت‏ها به شمار مى‏آید. به همین جهت، گریه بر اولیاى الهى، داراى آثار و فواید فراوانى است که‏
به چند مورد زیر به عنوان فلسفه و حکمت عزادارى، اشاره مى‏شود.
الف) محبت و دوستى؛
در قرآن و روایات، دوستى خاندان رسول اکرم‏صلى الله علیه وآله و اهل‏بیت‏علیهم السلام بر مسلمانان واجب شمرده شده است ر.ک: شورى (۴۲)، آیه ۲۳؛ هود (۱۱)، آیه ۲۹؛ میزان‏الحکمه، ج ۲، ص ۲۳۶٫٫ روشن است که دوستى، لوازمى دارد و محبّ صادق، کسى است که شرط دوستى را – چنان که باید و شاید –
به جا آورد. یکى از مهم‏ترین لوازم دوستى، هم‏دردى و هم‏دلى با دوستان در مواقع سوگ یا شادى آنان است ر.ک: رى‏شهرى، اهل‏البیت فى الکتاب والسنه، ص ۱۶۹ – ۱۷۰ و ۱۸۱ – ۱۸۲٫٫ از این رو، در احادیث، بر سرور در ایام شادى اهل‏بیت‏علیهم السلام و ابراز حزن و اندوه در مواقع سوگ آنان، تأکید فراوانى شده است.
حضرت على‏علیه السلام مى‏فرماید: «یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۷٫؛ شیعه و پیروان ما در شادى و حزن ما شریکند».
امام صادق‏علیه السلام مى‏فرماید: «شیعتنا جزء منا خُلِقوا مِن فضل طینتنا یسوؤهم ما یسؤنا و یسرّهم ما یسرّنا امالى، ص ۳۰۵٫؛ شیعیان ما، پاره‏اى از خود ما هستند و از زیادى گل ما خلق شده‏اند. آن چه که ما را بدحال یا خوشحال مى‏سازد، آنان را بدحال و خوشحال مى‏گرداند».
این وظیفه عقلانى و شرعى، ایجاب مى‏کند که در ایام عزادارى اهل‏بیت‏علیهم السلام، حزن و اندوه خود را با اشک، آه، ناله و کم خوردن و کم آشامیدن، مانند افراد غم‏زده امام صادق‏علیه السلام به معاویه بن وهب فرمود: «عزاداران سیدالشهدا در روز عاشورا، از آب و غذا دورى جویند؛ تا آن که یک ساعت از وقت فضیلت نماز عصر بگذرد و در حد لزوم به غذاى معمول صاحبان مصیبت، سدّ جوع و عطش کنند»؛ (تاریخ النیاحه الامام الشهید الحسین بن على، ج ۱، ص ۱۵۷-۱۵۹). و با پوشیدن لباسى که از حیث جنس، رنگ و نحوه پوشش در عرف، حکایت‏گر اندوه و ناراحتى است، آشکار سازیم.
ب) انسان‏سازى؛
از آن جا که در فرهنگ شیعى، عزادارى باید از سر معرفت و شناخت باشد، همدردى با آن عزیزان، در واقع، یادآور فضایل، مناقب و آرمان‏هاى آنان است و بدین شکل، آدمى را به سمت الگوگیرى و الگوپذیرى از آنان سوق مى‏دهد.
فردى که با معرفت، در مجالس عزادارى، شرکت مى‏کند، شعور و شور، شناخت و عاطفه را درهم مى‏آمیزد و در پرتو آن، انگیزه‏اى قوى در او پدیدار شده، هنگام خروج از مراسم عزادارى، مانند محبى مى‏شود که فعّال و شتابان، به دنبال پیاده کردن اوصاف محبوب در وجود خویشتن است.
ج) جامعه‏سازى؛
هنگامى که مجلس عزادارى، موجب انسان‏سازى شود، تغییر درونى انسان به عرصه جامعه نیز کشیده مى‏شود و آدمى مى‏کوشد تا آرمان‏هاى اهل‏بیت‏علیهم السلام را در جامعه حکم‏فرما کند و به بیان دیگر، عزادارى بر اهل‏بیت‏علیهم السلام، در واقع‏
با یک واسطه، زمینه را براى حفظ آرمان‏هاى آنان و پیاده کردن آن آرمان‏ها، فراهم مى‏سازد. به همین دلیل، مى‏توان گفت: یکى از حکمت‏هاى عزادارى، ساختن جامعه براساس الگوى ارائه شده از سوى اسلام است.
د) انتقال‏دهنده فرهنگ شیعى به نسل بعد؛
کسى نمى‏تواند منکر این حقیقت شود که همه نسل‏ها در سنین کودکى،
در مجالس عزادارى، با فرهنگ اهل‏بیت‏علیهم السلام آشنا مى‏شوند. به راستى عزادارى با شکل‏هاى مختلف آن، یکى از برجسته‏ترین عناصر و عواملى است که آموزه‏هاى نظرى و عملى امامان‏علیهم السلام را به نسل‏هاى آینده منتقل مى‏کند.
مراسم عزادارى، به دلیل قالب و محتوا، بهترین راه براى تعلیم و تربیت نسل جدید و آشنایى آنان با گفتار و کردار اهل‏بیت‏علیهم السلام است.
ه) رسوا کننده دشمنان؛
یکى دیگر از فلسفه‏هاى عزادارى که نوعى فلسفه سیاسى است، شناساندن و رسوا نمودن دشمنان اسلام حقیقى است. اگر واقعاً این عزادارى‏ها براى امام حسین‏علیه السلام و سایر اهل‏بیت‏علیهم السلام نبود، آیا ما تا این اندازه از جنایات و خباثت‏هاى معاویه، یزید، بنى‏امیه و بنى‏عباس، آگاه مى‏شدیم؟ آیا خط ایمان و کفر تا این اندازه روشن و واضح مى‏گشت؟ اگر «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» صحیح باشد که هست، معنایش این است که هر فردى در هر زمانى، یا یزیدى است یا حسینى و تا ما با یزید آن زمان به درستى آشنا نباشیم، نمى‏توانیم یزیدهاى زمان خود را شناخته، با آنان مبارزه کنیم یا حداقل در خط آنان واقع نشویم و عزادارى‏ها موجب این شناخت براى مسلمانان شده است.